تبليغاتX
سبز لجنی ها
  • Daily Links

    .::عضویت رایگان = پول ::.

    آرشيو پيوندهاي روزانه


  • Links

    .:: رشیدا ::.

    22خرداد1388


  • In Yahoo

    روی این لینک کلیک کنید وشکلک مورد علاقه خود را در وبلاگ قرار دهید

  • Authors



  • Good Link




    .:: معرفی سه سیستم کسب درآمد با عضویت رایگان ودر آمد واقعا بالاااااا.... حتما کلیک کن ::.

    .::جدید ترین سی دی های حوادث واقعی در جهان ::.

    .::سيدی مستند های کامل از بزرگ ترين جادوگر جهان ::.

    .::سيدی مستدهایی واقعی از سرگذشت ارواح پس از مرگ ! ::.

    .::زبان را در حالت خواب بياموزيد (100٪ علمي و تضميني) ::.

    .::سيدی مستدهایی از ابتذال در سينمای ايران ! ::.

    .::آموزش زبان انگليسی در خواب ! کاملا علمی و تضمينی و اثبات شده در ايران ! ::.

    .::ژورنال لباس 2007 واسه خانم هاي ايراني ! ::.

    .::موبايل بازا بيان جديد ترين سيدی های موبايل رو ببينن ! ::.

    .::مستندات صوتی تصويری از مشاهده اوراح و جن ها . بسيار ترسناک کليک نکن ! ::.

    .::شرکت و شغل خود را در بزرگترين سايت نيازمنديها رايگان معرفی کنيد. ::.

    .::با روزي 2 ساعت كار ماهيانه مبلغ 900 هزار تومان دربياريد ::.

    .::پسورد آی دی طرفتو تو ۱ دقيقه پيدا کن کاملا تضمينی ! ::.

    .::کسب در آمد از اينترنت به همين آسونی ماهی چندين مليون تومان !‌ ::.

    .:: آچهار فیلم در یک سیدی اون هم 3000 تومن‌ ::.

    .:: در این سایت عضو بشین وبه ازای هر کلیک 30 تومن بگیرین ::.

  • چند توصيه به جنبش سبز
     

    نظر به اینکه طرفداران جنبش سبز در جدیدترین حرکت خود، پشت‌شان را به طرف سخنران می‌کنند، اشاره به نکاتی خالی از لطف نیست:

    1- پشت کردن به سخنران فی‌نفسه اشکالی ندارد اما مراقب باشید که آدم نمی‌تواند پشتش را طرف هر کسی بکند. قبل از پشت کردن به سخنران، نیم‌نگاهی به اصل و نسب وی بیندازید بد نیست.

    2- خوب است هنگامی که پشت‌تان به سخنران است، از جای خود بلند شوید و دستان‌تان را جلو بیاورید و پاهای‌تان را یکی در میان روی زمین بکوبید. نخستین‌بار این کار را طرفداران «چلسی» در «استنفورد بریج» باب کردند که «آبراهاموویچ» خیلی خوشش آمد. البته مهاجرانی برای تماشای بازی‌های چلسی به لندن نرفت بلکه موضوع امر خیر بود!!

    3- برای آزار دادن سخنران لازم نیست که کفش‌تان را بر سر وی بکوبید؛ همین که کفش‌تان را در بیاورید، دفعتا بوی گندی از جوراب‌تان به فضا می‌رود که عن‌قریب سخنران را خفه کند!

    4- با استفاده از همین استراتژی«حرکت از پشت» توصیه می‌شود در روز 13 آبان پشت‌تان را به ملت کنید و از امت همیشه در صحنه اردنگی بخورید.

    5- در روز 13 آبان خوب است پشت‌تان را به سفارت روسیه کرده و به جای بالا رفتن از دیوار سفارت روسیه، ساختمان جلویی را اشغال کنید!

    6- برعکس خاتمی، به صورت دنده‌عقب از میرحسین عبور کنید!!

    7- برای نشان دادن اعتراض خود پشت به قبله نماز بخوانید! البته پشت به قبله، با کفش و ...

    8- برای تشویش اذهان عمومی و مشوه کردن فضا، شلوار خود را پشت و رو بپوشید!

    9- در حالی که پشت‌تان به سخنران است،‌ به جای اینکه کفش‌تان را مستقیم بر سر سخنران بکوبید، آن را محکم به دیوار بکوبید تا برگردد بخورد به سر طرف!

    10- می‌توانید در هنگام پرت کردن کفش خود به سمت دیوار و در فاصله‌ زمانی بازگشت کفش و اصابت به سرتان، اصوات مختلفی روانه طرف مقابل سازید. به عنوان مثال شعار «مرگ بر روسیه» در این فاصله زمانی مناسب است اما پس از احساس درد ناشی از اصابت کفش خودتان به سر خودتان می‌توانید شعارهای دیگری بدهید؛ شعارهایی که توطئه اصابت کفش بر سرتان را برای مردم فاش کند.

    11- خواهشمند است بر اساس عمل به ضرب‌المثل معروف «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»
    هر کاری را بموقع و در مکان خود انجام دهید.

    + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:54 توسط علی |

  • نطق مهم و جنجالي رسايي در مجلس يک روز قبل از 13 آبان

    نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در آستانه سيزدهم آبان در نطق ميان دستور خود در مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به تسخير لانه جاسوسي امريكا در سال 59 تصريح كرد، لانه جاسوسي فكري امريكا در انتخابات دهم و با حضور چهل ميليوني مردم تسخير شد.

    به گزارش رجانیوز، وي در ادامه با اشاره به تدارك امريكا براي جنگ عليه ايران در جريان تسخير لانه جاسوسي تصريح كرد امريكا پس از شكست در انتخابات دهم نيز به دنبال انتقام از ملت ايران و البته اين‌بار با هزينه هاي گزاف در اينترنت است و حوزه جنگ نرم است.

    متن کامل این نطق مهم که با احسنت تعداد زیادی از نمایندگان و اعتراض برخی اعضای فراکسیون اقلیت همراه شد، در ادامه آمده است:

    فردا روز سیزده آبان، سالروز سه واقعه تاریخ ساز کشتار خونین دانش آموزان،‌ تبعید امام راحل و تسخیر و تعطیلی سفارت امریکاست. اما آیا واقعا فعالیت سفارت امریکا در کشور ما تعطیل شده است.

    روز قدس و 13 آبان را باید از جمله مناسبت هایی دانست که شخصیت ها، احزاب و جریانات سیاسی در سایه نحوه برخورد با آن، نمایی از چهره حقیقی شان را به نمایش می گذارند. سوگمندانه باید گفت که نحوه برخورد سران یک جریان سیاسی در روز قدس امسال تا حدودی بیانگر بیماری فکری آنها بود و اکنون در آستانه 13 آبان، با حذف نام امریکا و اکراه از ذکر دخالت ها و جنایت های آن و در مقابل تاختن به نیروهای انقلاب و یاران ولایت، نیمه دیگرچهره نفاق جدید در حال نمایان شدن است.

    13 آبان را سالروز تسخیرلانه جاسوسی امریکا می دانیم. روزی که در پرتو آن اسناد جاسوسی امریکایی ها و همسویی تعدادی از فعالان واداده سیاسی با سیاست های امریکا نمایان شد. لانه جاسوسی تسخیر شد اما آیا سفارت امریکا در ایران هم تعطیل شد؟! بررسی حوادث دهه دوم و سوم انقلاب که پس از ارتحال امام امت رقم خورد، نشان می دهد که متاسفانه برخی اندک اندک، دانسته و نادانسته تبدیل شدند به کارکنان همان سفارتخانه ای که روزگاری تسخیرش کرده بودند.

    واقعیت ها را نمی توان انکار کرد، آیا سفیران در سفارتخانه ها مأموریتی جز این دارند که منافع اربابان خود را در حوادث و رخدادهای سیاسی و اجتماعی کشور میزبان تامین کنند؟ با این حساب آیا موضع گیری ها، بیانیه ها و سخنان برخی شخصیت ها و احزاب سیاسی در سال های اخیر و به‌ویژه در روزهای اخیر را چیزی جز انجام ماموریت یک سفیر کارآزموده می توان دانست؟ آیا بازتاب این مواضع ذلیلانه در قالب تیترها و تحلیل برخی وب سایت های اینترنتی، شبکه های ماهواره ای و روزنامه های داخلی را چیزی جز بندهای ماموریتی یک سفارتخانه مجهز می توان دانست؟

    اکنون با مرور مواضع و جهت گیری برخی از این شخصیت ها به این نتیجه تلخ می رسیم که آنچه در 13 آبان 1358 تسخیر و دستگیر شد، ساختمان ها و برخی عوامل جاسوس امریکا بود. این اتفاق هر چند ضربه سختی به امریکا زد اما سال ها بعد این امریکایی ها بودند که توانستند از دیوار فکری جماعتی بالا بروند که برخی از آنها روزگاری خود را پیروان خط امام می دانستند.

    اشغال جاسوس‌خانه امریکا و کنار زدن پرده از چهره کریه آن به حق انقلاب دوم نام گرفت، با این حساب قطعا کنار زدن پرده از چهره نفاق جدید در انتخابات دهم را باید انقلاب سوم نامید. آن روز وقتی ساختمان سفارت امریکا تسخیر شد، امریکایی ها با حمله نظامی مستقیم در طبس، جنگ سخت را کلید زدند و امروز وقتی سفارت فکری امریکا در انتخابات دهم با حضور چهل میلیونی مردم و رای 85 درصدی به قانون اساسی و مدیریت ولایت فقیه فرو پاشید، امریکایی ها با تزریق میلیاردها دلار در صفحات وب و سایت های خبری و روزنامه های زنجیره ای، جنگ نرم را کلید می زنند.

    به دنبال اشغال ساختمان سفارت امریکا بود که شعار مرگ بر شوروی بزرگ‌نمایی شد که امام امت این اقدام را ترفندی از سوی ایادی داخلی امریکا برای فراموشی جنایات نظام سلطه در داخل کشور دانستند و امروز نیز با تسخیر سفارت فکری امریکا در انتخابات دهم ریاست جمهوری، شعار مرگ برروسیه مد می شود تا شکست مفتضحانه عناصر واداده سیاسی در برابر امریکا و دخالت های استکبار در حوادث پس از انتخابات دهم فراموش شود، ‌در حالی که شعار اصلی ما نه شرقی،‌ نه غربی، ‌جمهوری اسلامی بود و خواهد بود،‌ بنابراین از نظر ما تفاوتی بین امریکا روسیه و انگلیس نمی بینیم اما امریکا سمبل نظام سلطه است و با مرگ او همه نظام سلطه فرو خواهد پاشید.

    اما چه شد که طراحان دیروز اشغال ساختمان سفارت امریکا، امروزخود تبدیل به سفیران فکری امریکا شده اند تا جایی که برای فروپاشی نظام اسلامی همه امید جریان سلطه به عطسه آنهاست؟ راز این دگردیسی تلخ را جز در ریشه دواندن فساد اقتصادی بزرگ مردان این جریان سیاسی نباید جست. وقتی فساد اقتصادی و مدیریت اشرافی درمیان مدیران و شخصیت های سیاسی لانه کرد، به دنبالش فساد اعتقادی، فساد سیاسی و فساد اخلاقی نیز جوانه خواهد زد.

    به همین دلیل است که همه، به‌ویژه ما مدعیان اصولگرایی و از جمله دولت عدالت محور و رییس‌جمهور محترم برای یک لحظه هم نباید در مبارزه با فساد اقتصادی تردید کنیم و حتی برای یک روز هم نباید افرادی با پیشینه فساد اقتصادی را در کنار خود تحمل کنیم که خداوند سبحان عاشق چشم و ابروی ما نیست و مردم حزب الله، این یاوران حقیقی امام و رهبری با هیچ یک از ما -حتی اگر واژه هایی چون اصولگرایی وعدالت محوری را آویزان خود کنیم-، عقد اخوت نبسته اند.

    اکنون نیز عده ای که خط امام را ملک طلق خود می دانند، تبدیل شده اند به سفیرانی که قدم به قدمشان تامین کننده منافع امریکاست و بدون آن که خود بدانند یا بخواهند، برخی از احزاب و گروه ها و نشریاتشان اندک اندک تبدیل شده اند به سفارت امریکا.

    البته این برای بسیاری از شاگردان مکتب امام قابل پیش بینی بود، می دانید از کی؟ از همان روز که چشمانتان را در برابر فساد دوستان حزبی تان بستید، همان روز که برای رسیدن به قدرت و به دست آوردن یک مشت رای، حاضر شدید دست در دستان نهضت آزادی بفشارید و چشم بر نامه هشدارآمیز امام در باره سیلی این گروهک به اسلام و انقلاب ببندید، همان روز که برای ضربه زدن به رهبری معظم انقلاب، حاضر شدید به رهبری دینی و سیاسی شیخ ساده لوح و مطرود امام تن دهید، همان روز که به بهانه آزادی، تمام ارزش های دینی را زیر سئوال بردید و دم از محاکمه خداوند زدید، همان روز که افکار خمینی كبير را پایان یافته دانستید و آدرسش را در موزه های تاریخ دادید، همان روز که مرگ بر امریکا را افراطی برشمردید و از آتش کشیدن پرچم نظام سلطه استغفار کردید و مراسم 13 آبان تان را از مراسم ملت ایران جدا کردید، همان روز که شهادت را خشونت نامیدید و عاشورا را نتیجه خشونت پیامبر در جنگ بدر دانستید و غیرت دینی را خشونت طلبی ترجمه کردید و در برابر شعار توپ تانک بسیجی دیگراثر ندارد، نه تنها لب نگزیدید که سکوت کردید و لبخند زدید، همان روز که ساز جامعه مدنی را با الگوی دمکراسی غربی کوک کردید و در برابر شعار انحرافی جمهوری ایرانی فقط لبخند زدید، همان روز که به جای نهج البلاغه از مارکس سخن گفتید و بر طبل قرائت های مختلف از دین و تساهل و تسامح نواختید، همان روز که به دلیل ساده لوحی خودتان، هشدار دلسوزان انقلاب را بیماری توهم توطئه دانستید و برای خوش خدمتی به امریکایی ها با نظرسازی، آمار اشتیاق مردم به رابطه با امریکا را جعل کردید و با استناد به همان نظرسازی در نامه ای وقیحانه از رهبری انقلاب خواستید تا جام زهر رابطه با امریکا را سر بکشد، همان روز که در برابر شعار نه غزه نه لبنان در روز قدس سکوت کردید و خلاصه همان روز که با تردید و اجبار در جاده همراهی با ولایت فقیه گام نهادید.

    حوادث روزهای آینده و نحوه برخورد برخی از دوستان اصلاح طلب بویژه نمایندگان اصلاح طلب مجلس، ملاک خوبی برای عدم اعتقاد آنها به اصلاحات امریکایی خواهد بود. توصیه ما این است که با صراحت تمام در برابر انحرافات ایجاد شده در مناسبت هایی چون روز قدس و 13 آبان واکنش نشان دهند. از یاد نبریم که امریکایی ها به یکباره از دیوار هویت امثال خاتمی، موسوی و کروبی وهواداران کور حزبی آنها بالا نرفتند، بلکه قدم به قدم مواضع و رفتارهای آنها تامین کننده منافع امریکا در داخل ایران اسلامی شد تا جایی که امروز مرغان تخم طلای آنها نام گرفته اند. البته توصیه ما به این سه نفر این است که تا دیر نشده، خود را عاقبت به خیر کنند و نظام سلطه را به خودش واگذارند و به جاده ولایت و مردم برگردند و الا سیلی ملت ایران زمین گیرشان خواهد کرد، همانطور که منافقین قدیم را زمین گیر کرد.

    + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:38 توسط علی |

  • و اما تظاهرات فردا (يادداشت روز)

     



    1- آقايان موسوي و خاتمي مي دانند وقتي در مقابل شعاري كه هواداران اندك و كم شمار آنان در روز قدس به حمايت از اسرائيل سر داده اند، ساكت مي مانند و كمترين سخني در ملامت آنان و يا عليه اسرائيل بر زبان نمي آورند و بر قلم نمي رانند، به طورطبيعي، احتمال نرم شدن آنها در مقابل رژيم صهيونيستي- و نه الزاماً وابستگي آنها- قوت مي گيرد...نمي گيرد؟! مخصوصاً آن كه شناسنامه روزقدس به نام مبارزه با اسرائيل صادر شده است.
    2- وقتي همين آقايان موسوي و خاتمي به مناسبت روز 13آبان بيانيه صادر كرده و سخنراني مي كنند و در اين بيانيه و سخنراني نه فقط به جنايات آمريكا كمترين اشاره اي نمي كنند، بلكه نامي از آمريكا نيز به ميان نمي آورند و در همان حال به گونه اي آشكار از هواداران خود مي خواهند با حضور در تظاهرات اين روز، مخالفت خويش با نظام اسلامي و همصدايي با آمريكا را فرياد بزنند، به خوبي مي دانند كه از اين رهگذر، وابستگي خود به آمريكا را اعلام كرده اند... نكرده اند؟! و حال آن كه روز 13آبان با هويت اعتراض به جنايات آمريكا به دنيا آمده است.
    3- اوباما رئيس جمهور آمريكا، نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي، گوردن براون نخست وزير انگليس، ساركوزي رئيس جمهور فرانسه و برلسكوني نخست وزير ايتاليا از موسوي و خاتمي با عنوان «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» ياد مي كنند و سازمان منافقين، بيت العدل بهايي ها، گروههاي ماركسيست، سلطنت طلب ها و از جمله رضا پهلوي، و مهره هاي بدنام بين المللي نظير جرج سوروس، مايكل لدين و... موسوي و خاتمي را «فرصت طلايي»! براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره) مي دانند و تمامي سرمايه و توان خود را براي حمايت از آنها به ميدان آورده و هزاران - بله تعجب نكنيد، هزاران- سايت اينترنتي و ايستگاههاي راديويي و تلويزيوني و صدها شبكه ماهواره اي و... در آمريكا، اروپا و اسرائيل، بيشترين- اگر نگوئيم تمامي- برنامه هاي خود را به حمايت از سران فتنه و لجن پراكني عليه اسلام و امام و انقلاب اختصاص مي دهند و موسوي و خاتمي نه تنها در اعتراض به آنها موضعي نمي گيرند، بلكه به حمايت گسترده مالي و تبليغاتي و سياسي آنها افتخار نيز مي كنند، بديهي است در اين حالت، موسوي و خاتمي به وضوح مي دانند و درك مي كنند كه مردم مسلمان و پاكباخته ايران اسلامي در ذهن و نگاه خود نام اين دو را از ليست افراد وفادار به انقلاب، امام و مردم دوست كشورشان خط زده و در ليست «عاملان بيگانه»! مي نويسند... نمي نويسند؟!
    4- آيا هيچيك از موارد فوق كه فقط اندكي از بسيارها و مشتي از خروارهاست، قابل انكار است؟ معلوم است كه نيست، اينها، همه واقعياتي است- اگرچه تلخ- ولي خالي از ابهام و عاري از ترديد. اكنون جاي اين سوال است وقتي موسوي و خاتمي مي دانند كه نتيجه طبيعي و منطقي عملكرد چندماه اخير آنها، اعلام صريح بي اعتقادي آنان به اسلام ناب محمدي(ص) - و نه اسلام آمريكايي- و انقلاب و امام است و با اين مواضع و عملكرد به يقين در ليست دشمنان مردم قرار مي گيرند، چرا حداقل براي حفظ ظاهر هم كه شده، عليه آمريكا و اسرائيل و اروپا و منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و... موضعي نمي گيرند؟ و مثلاً به گونه اي حتي كمرنگ به هواداران خود نهيب نمي زنند كه چرا در روز قدس كه روز مرگ بر اسرائيل است، به نفع اسرائيل شعار داده ايد؟! و يا، زبان به ملامت آمريكا و اسرائيل نمي گردانند كه چرا ما دو نفر را «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» معرفي مي كنيد؟ و يا، عليه منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و ماركسيست ها و... فرياد- كه نه، لااقل غرولندي هم- نمي كنند كه چرا ما دو تن را «فرصت طلايي براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره)» مي دانيد؟! و ... راستي چرا؟! اين پرسش كاملاً طبيعي و منطقي است و آقايان موسوي و خاتمي مي توانند با اعلام موضع عليه آمريكا و اسرائيل و گروههاي ضدانقلاب، ولو براي حفظ ظاهر هم كه شده، تلقي وابستگي به اجانب و مامور بودن از سوي آمريكا و اسرائيل را در ذهن اين و آن خنثي كنند. ولي چرا نكرده اند و نمي كنند؟!...
    5- پاسخ اين سوال، اگرچه تلخ و ناگوار است ولي متاسفانه به پذيرش نزديك است كه موسوي و خاتمي براي جلب نظر و كسب حمايت مردم مسلمان و انقلابي و ميهن دوست ايران اسلامي به ميدان نيامده اند. نه اين كه خواستار حمايت آنها نباشند، بلكه، حضور آنان در جمع خود را بعد از دست كشيدن آنها از اسلام و انقلاب و امام(ره) مي خواهند؛ چرا كه شواهد و قرائن موجود اين تلقي را پديد مي آورد كه مقصود اين دو، ايجاد يك اپوزيسيون و تشكيل يك طبقه با هويت «ضدامام و جمهوري اسلامي» است و براي اين منظور، بايستي از مخالفان امام(ره) و نظام براي حضور در اين اپوزيسيون دعوت كنند، كه كرده اند و مي كنند. بنابراين شعارها، مواضع و عملكرد آنها بايد به گونه اي باشد كه جلب اعتماد مخالفان امام و نظام را در پي داشته باشد و بديهي است كه كمترين و كمرنگ ترين موضع موسوي و خاتمي عليه آمريكا و اسرائيل نتيجه اي غير از نااميد شدن مخالفان نظام از آنها و دور شدن و جدايي آنان از جريان ياد شده به دنبال نخواهد داشت، بي آن كه در جذب و جلب وفاداران اسلام و انقلاب و امام به سوي اين جريان تاثيري داشته باشد.
    6- اكنون به آساني مي توان احتمال داد كه چرا موسوي و خاتمي با وجود اطلاع از باورهاي ضدآمريكايي و ضد اسرائيلي توده هاي مردم مسلمان، در بيانيه ها و سخنراني هايي كه به مناسبت روز قدس صادر مي كنند، عليه اسرائيل- كه هويت روز قدس مخالفت با اين رژيم غاصب و صهيونيستي است- كمترين موضعي نمي گيرند و در بيانيه اخير خود به مناسبت روز 13 آبان، هيچ اشاره اي به آمريكا كه اين روز با هدف مقابله با آن شكل گرفته است، ديده نمي شود چه رسد به مخالفت با آن.
    7- موسوي و خاتمي مي دانستند و مي دانند 13 ميليون راي آنها در انتخابات اخير، راي مردمي است كه به نظام، اسلام و انقلاب وفادارند و البته در اداره كشور سليقه اي متفاوت با يك جريان سياسي ديگر دارند و رقابت انتخاباتي جز ارائه ديدگاههاي متفاوت از سوي نامزدها و گزينش يكي از آنها با راي اكثريت، مفهوم ديگري ندارد. اما، سخن آن است كه موسوي و خاتمي با وجود اين كه مي دانستند اكثريت نزديك به تمام 13 ميليون نفري كه به آنها رأي داده اند به اسلام و انقلاب و نظام وفادارند چرا براي حفظ آنها در حلقه خود نه فقط تلاشي نكردند، بلكه با اتخاذ مواضع ضدنظام و عملكردهاي آمريكا و اسرائيل پسند، اين توده انبوه-اگرچه اقليت، نسبت به 25 ميليون ديگر- را از خود راندند و نهايتاً با جمعي از مخالفان مردم و نظام اسلامي تنها ماندند هرچند هنوز هم شماري از زودباوران به هويت واقعي اين جريان پي نبرده و بي آن كه مخالف مردم و نظام و اسلام باشند، در حلقه ياد شده باقي مانده اند.
    پاسخ اين سوال نيز با پاسخ سوال قبلي همسان است و آن، اين كه، در حلقه اپوزيسيون مورد نظر موسوي و خاتمي جايي براي وفاداران به نظام و انقلاب نيست. در برخي از شعارهاي موسوي و خاتمي قبل از انتخابات و بعد از آن دقت كرده و آنها را با هم مقايسه كنيد. قبل از انتخابات شعارهايي نظير «ولايت فقيه همواره جامعه ما را از كودتاها و ديكتاتوري ها حفظ كرده و اين قطعاً عقيده سياسي بنده است... بدون ولايت فقيه به فرصت هاي امروزي نمي رسيديم... من با قبول ولايت فقيه وارد انتخابات شده ام ... ما با دشمنان جمهوري اسلامي ايران سر سازش نداريم... پايبندي به قانون هويت ماست... نبايد قانون را فقط هنگامي كه به نفع ماست قبول داشته باشيم... قانون اساسي ميثاق ملي است و...» بديهي است كه اكثر قريب به اتفاق 13 ميليون راي ياد شده را فقط به فقط مي توان نتيجه اعتقاد رأي دهندگان به اين شعارها دانست. آيا موسوي و خاتمي مي توانند انكار كنند كه با اين شعارها از 13 ميليون نفر رأي گرفته اند؟ بديهي است كه نه، بنابراين، مواضع و عملكرد آنها بعد از انتخابات كه در مواردي يكصد و هشتاد درجه با مواضع آنها در دوران انتخابات مغايرت داشته است چه مفهومي دارد؟ و آيا براي اين تغيير يكصدوهشتاد درجه اي غير از خيانت به آراء 13 ميليوني ياد شده مي توان نام ديگري پيدا كرد؟
    8- از يك ماه قبل تاكنون، مقامات و رسانه هاي آمريكايي، اسرائيلي و اروپايي همراه با ساير رسانه هاي ريز و درشت ضد انقلاب براي تظاهرات فردا، نقشه كشيده و رجز خوانده و دستورالعمل صادر كرده اند، كه چي؟! همه دستورالعمل ها در يك جمله خلاصه مي شود، «به جاي شعار مرگ بر آمريكا، عليه جمهوري اسلامي شعار بدهيد»! اما، از چه كساني خواسته شده است كه چنين كنند؟ از ملت؟! معلوم است كه نه، از همان جماعت اندك كه بعد از ريزش چند ميليوني رأي دهندگان در غربال موسوي و خاتمي باقي مانده اند. همان ها كه روز قدس به نفع اسرائيل شعار دادند، همان ها كه... براي آمريكا و اسرائيل مهم نيست كه چند نفرند! جنگ نرم است و توپخانه ها جاي خود را به رسانه ها داده اند. اين جماعت اندك به فريب يا به ماموريت وظيفه برهم زدن دارند و بقيه كارها برعهده رسانه هاي دشمن است كه از «كاه»، «كوه» بسازند، اگر چه به مجاز!!
    9- اخبار موثق- حتي از رسانه هاي دشمن- حكايت از آن دارد كه قرار است شماري از اين فريب خوردگان يا مأموريت يافتگان از شهرستان ها نيز به تهران بيايند. ابتدا قرار بود مقابل لانه جاسوسي جمع شوند ولي در هراس از خشم جمعيت كه ديگر تاب تحمل پياده نظام آمريكا و اسرائيل را از دست داده اند، در اين تصميم تغييراتي پديد آمده است. شماري نيز قرار بود- و هست- كه براي منحرف كردن اذهان از آمريكا به سفارت روسيه حمله كنند. همين جا گفتني است، امام راحل ما(ره) كه خود پرچمدار واقعي سياست نه شرقي نه غربي بود در موارد مشابه مي فرمود؛ «ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم... هريك از اينها را شناسايي و به دادگاه معرفي كنيد. ننشينيد، باز جايي را آتش بزنند... يك دسته مرگ بر شوروي را مطرح مي كنند تا آمريكا منسي(فراموش) شود» صحيفه امام(ره)، ج 15، ص .29
    حضور در خيابان هاي كم تردد و آتش زدن و تخريب نيز يكي از برنامه هاي اعلام شده آنهاست. گفته مي شود كه آدرس اين خيابان ها از قبل به رسانه هاي خارجي اطلاع داده شده است و...
    10- و بالاخره بايد توجه داشت كه مقصود نهايي جماعت ياد شده، مقابله با اساس اسلام و انقلاب و امام است و نه دولت نهم و دهم... كه به يقين خالي از برخي انتقادهاي جدي نيست. باطل السحر اين ترفند آمريكايي- اسرائيلي، حضور گسترده و فرياد مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل است. خدا بر درجات امام راحل(ره) بيفزايد كه مي فرمود فريادهاي مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل شما، مرگ آمريكا و اسرائيل را درپي خواهد داشت...
    حسين شريعتمداري

    + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:12 توسط علی |

  • جلسه دوم خردادی‌ها
     

    همین را کم داشتیم که شیخ اصلاحات از گسترش فساد اقتصادی در میان مدیران گلایه کند و میرحسین هم نگران امتیاز دادن به غربی‌ها در جریان مذاکرات هسته‌ای باشد! ظاهرا سران اغتشاش که خودشان را در آستانه محاکمه و بازداشت می‌بینند، قصد کرده‌اند با این حرف‌های خنده‌دار و ضد و نقیض چهره خود را نزد افکار عمومی اصلاح کنند. در همین راستا تعدادی از دوم‌خردادی‌ها هفت شنبه گذشته در منزل موسوی‌خوئینی‌ها جمع شدند که متن جلسه مورد اشاره در زیر می‌آید.

    موسوی خوئینی‌ها: آنطور که بویش می‌آید، تعدادی از ما را می‌خواهند محاکمه کنند.

    عبدالله نوری: من که نبودم.

    خاتمی: تقصیر ما است که اصلاحات را درست تعریف نکردیم.

    شیخ اصلاحات: حالا باید چیکار کرد؟

    مهندس: انتخابات باید ابطال شود، من باید بشوم رئیس‌جمهور!

    موسوی‌خوئینی‌ها: تو هم که هنوز فکر می‌کنی شنبه بعد از انتخابات است!

    عباس عبدی: اگر همان اول به جای سفارت آمریکا، از دیوار سفارت روسیه بالا رفته بودیم، همچین نمی‌شد.

    آغاجری: خاتمی اینقدر در دوران اصلاحات بد عمل کرد که ما حالا به این روز افتادیم.

    خاتمی: من مقصرم؟... تقصیر تندروی‌های خود شما بود.

    عباس عبدی: من حاضرم در خانه ناطق‌نوری چمباتمه بزنم اما از این ممد خالی‌بند دفاع نکنم.

    عبدالله نوری: حالا که همه چمباتمه زده‌ایم در خانه خوئینی‌ها.

    موسوی‌خوئینی‌ها: باید ظرف این مدت در دیدارهایمان حرف‌های اصولگرایانه بزنیم.

    خاتمی: یعنی به جای جورج سوروس من باید بروم با نوام چامسکی دیدار کنم؟!

    مهندس: لابد من هم به جای خبرنگار تایم، باید بروم ور دل «حسنین هیکل» بنشینم!

    موسوی‌خوئینی‌ها: منظور من این است که ما باید حرف‌هایی بزنیم که دقیقا 180 درجه برعکس مواضع اصلی‌مان باشد.

    عبدالله نوری: با این حساب من باید بگویم که از همان اول آقای منتظری را شیخ ساده‌لوح می‌دانستم.

    شیخ اصلاحات: من هم که خودتان مستحضرید تا به حال یک ریال از شهرام پول نگرفتم.

    خاتمی: من اگر این دفعه با جورج سوروس دیدار کنم، با همین دست‌های خودم خفه‌اش می‌کنم.

    عباس عبدی: اصلا شما مگر با این یارو دیدار کردی؟
    خاتمی: جان همین شیخ اصلاحات نه!

    شیخ اصلاحات: چرا جان مرا قسم می‌خوری؟

    آغاجری: من معتقدم تقلید از مراجع، نه که کار بدی است، کار خیلی خوبی هم هست!
    مهندس: ولی خون من همچنان سبز است.

    موسوی‌خوئینی‌ها: ولی مدیر مسؤول‌ کیهان در نمایشگاه گفته سبز بودن خون نشانه یک بیماری خطرناک است.

    خاتمی: برادرم رضا که می‌دانید اورولوژیست است، او می‌گوید اگر خون آدم سبز باشد، گلبول‌های سفید درست عمل نمی‌کنند.

    شیخ اصلاحات: مهم عملکرد دریچه‌های قلب است. مثلا شهرام که به من 300 میلیون داد این نشان می‌دهد قلب رئوف و مهربانی دارد.

    مهندس: سبز بودن خون نشان دهنده این است که گلبول قرمز ما اصل و نسبش برمی‌گردد به گلبول‌های قرمز صدر اسلام.

    موسوی‌خوئینی‌ها: گذشته از این حرف‌ها، پس قرارمان چه شد؟ تو بگو شیخ.

    شیخ اصلاحات: من باید از فساد اقتصادی گلایه کنم.

    مهندس: من هم می‌گویم که در مذاکرات هسته‌ای باید محکم‌تر پای اصول‌مان ایستادگی کنیم.

    عباس عبدی: صد رحمت به حجاریان که در زندان، مواضعش عوض شد.

    خاتمی: ادعا می‌کنیم که به ما قبل از زندان، از آن قرص‌ها داده‌اند.

    منبع:وطن امروز

    + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:49 توسط علی |

  • گفت‌وگوی غافلگیرانه با "محتشمی‌پور" درباره نه غزه، نه لبنان!
     

    پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامی که "علی اکبر محتشمی پور" رئیس کمیته صیانت آراء میر حسین موسوی و از سران آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری، جهت شرکت در کنفرانس سازمان های مردم نهاد حامی فلسطین که در سوریه برگزار می شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زینب (س) مورد سوال دو خبرنگار ایرانی قرار گرفت.

    حمید داودآبادی در ویلاگ شخصی خود نوشت :محتشمی‌پور که شدیدا تلاش داشت مردم او را نشناسند و به همین خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر می داشت، با روبه رو شدن با خبرنگاران ایرانی، عصبانی شد و از پاسخ دادن به سوالات آنان که در کمال تعجب می دیدند حامی شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان" حامیان موسوی، به عنوان رئیس جمعیت حامیان فلسطین به دمشق آمده است، طفره رفت.

    محتشمی‌پور در حالی که شدیدا عصبی شده بود، سعی داشت با متبسم نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که این شگرد با تلاش او برای قاپیدن ضبط خبرنگار، خنثی شد.

    خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع محتشمی در برابر فلسطین و لبنان بودند، از او خواستند که بگوید چرا تا چندی پیش فلسطین و لبنان در اولویت اعتقادی امثال او بود ولی امروز، همراه و همگام با همه ضدانقلابیون و از همه بدتر بلندگوهای رژیم صهیونیستی، به نفی همه آرمان های امام خمینی (ره) پرداخته است.

    این برخورد محتشمی‌پور نشان گر این مسئله است که برخی افراد، برای دست یابی به منافع و مصالح شخصی خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتی را که زمان برای آن تا پای جان مایه گذاشتند، امروز به سادگی قربانی کنند.

    لازم به ذکر است که علی اکبر محتشمی‌پور سفیر اسبق ایران در دمشق، مدعی است که "حزب الله لبنان" را او پایه گذاری کرده و از فعالان عرصه فلسطین نیز می باشد. وی که هنوز رئیس جمعیت حامیان فلسطین است، هنگامی که در دهه 60 از مدافعین سرسخت آرمان های لبنان و فلسیطن بود، در توطئه بمب گذاری صهیونیست ها در بسته ای که برای او فرستاده بودند، در راه آرمان های برحق امام خمینی (ره) در دفاع از مظلومان فلسطین و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع یک دست از مچ و جراحات بسیار دیگری را برای او به دنبال داشت.
    محتشمی‌پور از جمله افرادی است که آمریکا و صهیونیست ها به دلیل ضرباتی که از حضور او در لبنان و

    سوریه در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصبانی هستند و وی از اولین نفرات لیست "سازمان سیا" و "اف .بی .آی" آمریکا برای ربودن یا ترور می باشد.

    در هنگامه انتخابات دهم ریاست جمهوری، محتشمی‌پور همچون موسوی و کروبی، به سادگی همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پای قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سعی کرد تا لبخند دشمنان دیرین خود را بطلبد!

    متن کامل گفت وگو با علی اکبر محتشمی‌پور:

    م ـ حاجی سؤال منو جواب می‌دید؟
    محتشمی‌پور: اینجا جای دعا و ...
    م ـ حاجی دعا چیه؟ دعا باید اثر داشته باشه. ما دین رو از شما یاد گرفتیم. انقلاب رو از شما یاد گرفتیم. استکبارستیزی رو از شما یاد گرفتیم، اون‌ وقت طرفدارای شما میان توی خیابونای تهران داد می‌زنن می‌گن: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران. شما هم که دم از فلسطین می‌زنین، من نمی‌تونم این تعارض رو حل کنم.
    محتشمی‌پور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمی‌فهمی.
    م ـ من نمی‌فهم؟! من جوان جویای جوابم.
    محتشمی‌پور: اگه شعور داشتی می‌فهمیدی.
    م ـ با طرفداراتون هم ...
    محتشمی‌پور: برو اون ‌ور ...
    م ـ من موندم کروبی‌ای که زن شهدا رو صیغه می‌کرده ...
    محتشمی‌پور: برو از کروبی بپرس.
    م ـ چه فرقی داره؟ حضرت‌عالی رئیس کمیته صیانت از آرای اون بودی! جواب سوال های منو کی باید بده؟ این گندی که زدید به مملکت و حیثیتش رفت و ...
    محتشمی‌پور: به تو چه ربطی داره؟
    م ـ یعنی چی چه ربطی داره؟ شما که توی ایران نیستید کسی از شما سؤال کنه ...
    محتشمی‌پور: تو ایران باهات صحبت می‌کنم.
    م ـ شما اصلا جرات می‌کنی پات رو بذاری ایران؟
    محتشمی‌پور: عجب خری هستی! من فردا ایرانم ...
    م ـ ا، یعنی چی می‌گی خری؟
    محتشمی‌پور: خب معلومه دیگه این جور که حرف می‌زنی همینه دیگه ...
    م ـ جواب منو نمی‌دی؟
    محتشمی‌پور: به تو جواب نمی‌دم.
    م ـ آهان... همه‌تون همینید. اون میرحسین‌تون هم یک‌بار نیومد مصاحبه کنه به کسی جواب پس بده.
    محتشمی‌پور: شما انسان هستی یا نیستی؟
    م ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم می‌گردم. الان هم دارم صدات رو ضبط می‌کنم. چهار روز دیگه می‌ذارم روی سایت. درست حرف بزن، شما یک‌ زمانی وزیر کشور بودی.
    د: حاج‌آقا جلوی موج سبزی‌ها هم همین جوری صحبت می‌کنی؟ بهشون می‌گی خرید؟ شما که به مخالف خودت می‌گی خری، نمی‌فهمی؟
    م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. باید مردم بفهمند با یک سوال‌ کننده چطور حرف می‌زنید.
    محتشمی‌پور: هر کاری می‌خوای بکنی بکن.
    د: حاج آقا امام را ارزان فروختی به موسوی و کروبی ...
    محتشمی‌پور: شما که بلدید از این کارها بکنید. برید بکنید.
    د: از دستت خجالت بکش حاج‌آقا، دستت رو برای چی دادی؟ برای کروبی دادی؟ برای زندان زنان کروبی دادی؟
    محتشمی‌پور: شماها که می‌تونید همه کاری بکنید.
    د: شما که بدتر از همه هر کاری می‌تونید بکنید. خدای این کارهایید.
    محتشمی‌پور: من حرفی ندارم با شما بزنم.
    م ـ ما حرف داریم با شما.
    محتشمی‌پور: بزنید. شما که دارید، روزنامه دارید، تلویزیون دارید.
    م ـ شما هم ...
    محتشمی‌پور: اینترنت دارید...
    م ـ اینترنت که مال ارباب‌های شماست. مال یو اس‌ آ ست.
    د: مگه شما نداشتید؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجی رو ندارید. از این گنده‌تر می‌خوایید؟ اون ها که دارن حرف‌های شما رو می‌زنن. الان شما امامتون شده گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اینه که گوگوش اومده سبز می‌پوشه. همه عشق آقای موسوی مگه این نیست؟
    محتشمی‌پور: شما که این‌ جور متهم می‌کنید ...
    د: متهم نمی‌کنیم. خودتون می‌گید. شما از زندان زنان کروبی خبر نداری؟ از فسادهای کروبی توی بنیاد شهید خبر نداری؟ همه رو می‌دونی ...
    محتشمی‌پور: شما هی فحش می‌دید ...
    م ـ ما کی فحش دادیم. شما به من گفتی خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.
    محتشمی‌پور: مگه شما آزاد نیستی که سوال کنی؟
    م ـ مگه شما دستت رو برای لبنان ندادی؟
    محتشمی‌پور: به شما چه ربطی داره دستم رو برای چی دادم؟
    م ـ نه غزه نه لبنان یعنی چی؟ شما به ما یاد داد دادید استکبار ستیزی رو.
    محتشمی‌پور: من هر کاری کردم به خاطر خدا کردم.
    م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام می‌دید؟
    (در این زمان محتشمی پور با عصبانیت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)
    م ـ ا. حاجی این یه دونه که نیست که ماها معمولا چند تا از اینها داریم. رکوردر من رو هم که بشکنی چیزی عوض نمی‌شه ...
    د: شما با سعید حجاریان و خسرو تهرانی چه فرقی داری؟ از خون رجایی گذشتید به خاطر خسرو تهرانی؟
    م ـ ببین ... این مردمی که اومدن این جا برای زیارت، یک نفرشون سبزی نیستن. خدا شاهده اگر داد بزنم که این رئیس کمیته صیانت از آرای کروبی و موسویه، تیکه بزرگه‌ات گوشته. این جوری هستن مردم. طرفدارای شما توی شمال تهران دارن الواط بازی درمیارن.
    د: دینت رو مجانی فروختی حاج‌ آقا ... برو عاقبتت رو خدا به‌ خیر کنه.
    (در این زمان محتشمی پور با عصبانیت راهش را کشید و به طرف بیرون حرم رفت و همراه با میزبانان پاکستانی اش سوار بر ماشین مدل بالایی شد و رفت.)

    + نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 13:59 توسط علی |

  • شعر جديد عليرضا قزوه درباره حوادث پس از انتخابات
     
    از رأی‌ها به شیخ همان یک وجب رسید

    عليرضا قزوه شاعر خوش ذوق ايراني كه مدتي است در دفتر رايزن فرهنگي ايران در هند به‌سر مي‌برد، در جديدترين شعر خود به حوادث اخير واكنش نشان داد.

    به گزارش رجانيوز، متن كامل شعر به اين شرح است:

    جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
    همراه شیخنا که به درک رطب رسید

    می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
    جوشید آنقدر که به آب عنب رسید

    صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
    گر واجبات رفت به ما مستحب رسید

    از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
    از رأی‌ها به شیخ همان یک وجب رسید

    مشت و وجب برای همین آفریده شد
    بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!

    جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
    آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید

    صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
    این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید

    هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
    هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید

    بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
    آیینه شکسته شان از حلب رسید

    شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
    این از جلو در آمد و آن از عقب رسید

    دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
    دندان کرم خورده شان تا عصب رسید

    با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
    نوبت به ریشخند سران عرب رسید

    گوساله های سامری از طور آمدند
    با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید

    چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم
    جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید

    خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
    روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید

    + نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 14:16 توسط علی |

  • رهبر انقلاب در دیدار جمعی از نخبگان علمی کشور

    زير سؤال بردن انتخابات بزرگ‌ترين جرم بود/ حوادث بعد از انتخابات با صحنه‌گرداني برخي از عناصر خود نظام بود

    شماری از نخبگان علمی – فرهنگی - ادبی کشور صبح امروز در دیدار صمیمانه صدها نفر از نخبگان علمی – فرهنگی کشور با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدگاهها و پیشنهادهای خود را درباره مسائل مختلف با ایشان در میان گذاشتند.

    حضرت آیت الله خامنه ای، پس از سخنان شماری از نخبگان جوان، دیدار با جوانان فرزانه را مثل همیشه بسیار شیرین و امیدبخش خواندند و تأکید کردند: جوانان نخبه و تحصیلکرده ای که فرزانگی را با تعهد و احساس مسئولیت همراه کرده اند حقیقتاً امید اصلی کشور و عامل اساسی تحقق آینده درخشان ایران محسوب می شوند.

    رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به اینکه دیدگاهها و پیشنهادهای نخبگان جوان هر سال در مقایسه با سال قبل برتر و عمیق تر می شود افزودند: این واقعیت نشان دهنده توجه جوانان به مسائل اساسی کشور و نشانه و معنای پیشرفت است و مسئولان باید با توجه به این حقایق، برای آینده برنامه ریزی و اقدام کنند.

    ایشان، تأکید نخبگان جوان بر مسائلی نظیر ضرورت حرکت براساس نیازهای ملی و بومی، توجه به عنصر معنویت دینی، تقویت فرهنگِ صحیح نخبگی و اخلاقی شدن جامعه را نکاتی بسیار مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: شنیدن این نکات بسیار تعیین کننده از زبان نخبگان جوان، هر انسان متفکر، آگاه و متعهد را به یقین می رساند که شجره طیبه نظام اسلامی و این جامعه اصیل، در پرتو همین پیشرفت محسوس «مادی – معنوی – علمی و اخلاقی»، حتماً به اهداف خود خواهد رسید.

    رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به روشن شدن تدریجی برخی حقایق خاطرنشان کردند: واقعیت این است که نظام اسلامی درگذر از حوادث پرفراز و نشیب سی سال اخیر از جمله حوادث سیاسی اخیر، و به علت مقاومت در مقابل هجوم بی سابقه، همه جانبه و مستمر قدرتهای امنیتی – سیاسی – رسانه ای و تبلیغاتی جهان، از نوعی مصونیت برخوردار و به مجموعه ای مستحکم و ضدضربه تبدیل شده است.

    حضرت آیت الله خامنه ای، توطئه های دشمنان ملت ایران را واقعیتی انکارناپذیر خواندند و یادآور شدند البته ممکن است کسی که در داخل، محور و هم جهت با این توطئه ها قرار گرفته، خودش متوجه این ماجرا نباشد اما این مسئله، واقعیات را عوض نمی کند.

    ایشان، جنجال سازی و لفاظی را باعث پیچیده تر شدن مشکلات دانستند و با اشاره به برخی مسائل قبل و بعد از انتخابات افزودند: آزاداندیشی واقعی با اقداماتی مانند ایجاد کرسی های آزادِ «فکری – سیاسی» و معرفتی در دانشگاهها و بحث منطقی دانشجویان برای درک حق و حقیقت محقق می شود.

    حضرت آیت الله خامنه ای بحث منطقی، جوگیر نشدن و بی توجهی به تشویق ها یا تعریضهای دشمنان، شنیدن سخنان مختلف، آزادانه فکر کردن و برگزیدن بهترین سخنان را مبنای پیشرفت حقیقی و عناصر آزادی واقعی دانستند و تأکید کردند: اگر غیر از این شد باید منتظر حوادث و آشفتگی ها بود همانگونه که جنجال قبل از انتخابات به جنجال بعد از انتخابات منجر شد بخصوص وقتی که دست بیگانه هم در مسائل دخالت کرد.

    حضرت آیت الله خامنه ای، انصاف در انتقاد را ضروری دانستند و افزودند: البته اگر صدا و سیما می توانست واقعیات و پیشرفتهای کشور را بطور کامل، بدرستی و با هنرمندی منعکس کند، امید نسل جوان به آینده و خشنودی و سرافرازی مردم، به مراتب بیش از وضع فعلی بود اما بهرحال در انتقاد از هر مسئله و دستگاهی باید انصاف را هم در نظر گرفت.

    حضرت آیت الله خامنه ای، اصلی – فرعی نکردن مسائل را از جمله عوامل غیرمنصفانه عمل کردن برخی مطبوعات خواندند و افزودند: البته مسائل فرعی نیز کم اهمیت نیست اما در حوادث پس از انتخابات، اصل انتخابات و حضور پرعظمت و نصاب شکن مردم، مسئله اصلی و بقیه مسائل فرع بود اما عده ای با بی انصافی بگونه ای دیگر عمل کردند.

    رهبر انقلاب اسلامی، زیر سئوال بردن اصل انتخابات را بزرگترین جرم خواندند و با انتقاد از بی توجهی برخی به این جرم افزودند: همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند آیا این جرم کمی است.

    ایشان افزودند: دشمن هم از این بی انصافی حداکثر استفاده را کرد و در داخل هم عده ای که از اول با نظام اسلامی موافق نبوده اند با توجه به صحنه گردانی و میدانداری برخی از عناصر خود نظام، فرصت را مغتنم شمردند و آن حوادث پیش آمد.

    رهبر انقلاب اسلامی با اعلام برخی مسائل پشت صحنه، به دادن پیغام به عناصرصحنه گردان در اولین ساعات پس از انتخابات اشاره کردند و افزودند: در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید اما دیگران از آن ها سوءاستفاده می کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همانطور هم شد. در حالیکه کسانی که وارد عرصه سیاست می شوند باید مثل شطرنج بازِ ماهر، حرکات و تغییرات بعدی عرصه را نیز محاسبه و پیش بینی کنند.

    حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنانشان در نماز جمعه پس از انتخابات افزودند: ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می شود برخی مسائل را علناً نیز ابراز می کند.
    ایشان با اشاره به مخالفت و خط زدن شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر امریکا در برخی حوادث اخیر سئوال کردند: معنای واقعی این مسائل چیست؟

    حضرت آیت الله خامنه ای همچنین مواجهه کردن مجموعه ای از مردم با نظام و کشور را آنهم در حالیکه این مجموعه، صادقانه و بدون سوءنیت وارد میدان انتخابات شده بودند، خلافی بزرگ دانستند.
    ایشان درباره انتقاد از رهبری نیز خاطرنشان کردند: البته انتقادها هم اکنون نیز بیان می شود و بنده هم آنها را دریافت می کنم.

    رهبر انقلاب اسلامی، در بخش دیگری از سخنان خود پیشرفتهای کنونی کشور را برآیند برنامه ریزیهای گذشته و تلاشهای جاری برشمردند و افزودند: بینش سیاسی و رسوخ مفاهیم و مبانی دینی در عمق اندیشه های جوانان نشان می دهد که نسل جوان امروز را نمی توان متوقف کرد و این حقیقت ناب ضامن استمرار پیشرفت کشور است.
    ایشان، علم و تحقیق را رمز پیشرفت و اقتدار هر کشور نامیدند و خاطرنشان کردند: بیگانگان با درک این مسئله، محیطهای دانشگاهی و دانشجویی را آماج توطئه قرار داده اند تا به هر شکل ممکن در روند فعالیتهای علمی اختلال ایجاد کنند و جوانان عزیز و باهوش، نگذارند این تیر دشمن، به هدف بخورد.

    رهبر انقلاب اسلامی، استقلال حرکات و فعالیتهای علمی – هنری و سیاسی کشور از خارج را لازمه استقلال واقعی ملت دانستند و با توصیه مؤکد به جوانان نخبه برای شکرگذاری نعمت هوش و استعداد خدا دادی افزودند: شناخت نعمت، درک الهی بودن آن و استفاده از آن در جهت صحیح، سه عنصر اصلی شکر نعمات الهی هستند.
    ایشان، مسئولان را هم به شکرگذاری نعمت وجود نخبگان فراخواندند و تأکید کردند: باید از مجموعه عزیز و محترم نخبگان در جهت صحیح و پیشرفت واقعی کشور بهره برد

    + نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 23:52 توسط علی |

  • تیر هوایی کروبی
    درست دو هفته پیش از اینکه ملت برای باطل کردن امثال شما پای صندوق‌های رأی بروند، نگارنده، تیرهوایی در کردن شما را پیش بینی کرده بود که به فضل الهی به حقیقت پیوست و در نمایشگاه مطبوعات نشان دادید که برایتان فرقی نمی‌کند، فضای فرهنگی نمایشگاه مطبوعات باشد یا درب دانشگاه امیرکبیر و یا ساحت مقدس نمازجمعه! مهم این است که شما برای فضای فرهنگی تربیت نشده و برای حفظ منافع شخصی‌تان، هم از احکام امام خرج خواهید کرد و هم از آبروی جمهوری اسلامی که به قیمت خون به‌ناحق ریخته‌ی هزاران نفر به‌دست آمده است.

    بس کنید و بروید در خانه بنشینید تا ملت سر فرصت به سراغتان بیاید و برای اعمالی که در گذشته مرتکب شده اید و این‌همه سال، با پناه گرفتن در لباس مقدس شاگردان حقیقی امام صادق(ع) هر گلی خواستید به سر نظام زده اید و از نجابت ملت شریف ایران زمین سوءاستفاده کرده اید، محاکمه‌تان کند. و کیست که نداند بین این‌همه معرکه‌گیر سبز، شیخ مهدی کروبی را ترس از افشاگری های مناظرات تلویزیونی برداشته و تمام تقلایش برای گرفتن "دست پیش" در محضر اذهان عمومی است تا خلوت شیرین سی ساله‌اش به‌هم نخورد؟

    کیست که نداند، آن شیخ مهدی که در برابر حرکت ماکیاولیِ معاون اول سابقه‌دارش در پای صندوق‌های رای، خاک به دهان پاشیده و هیچ نمی گوید، مشکلش رأی آوردن و انتخاب شدن نبوده و چه بسا خود او نیز برای شکست احمدی نژاد در دقیقه 95 به موسوی رأی داده و اقرار نمی کند!

    شنیده ای که برخی می گویند کروبی چرا با رقیب خود (آرای باطله) سرجنگ دارد؟

    این را هم بشنوید که بسیاری گفته اند ومی گویند کروبی دیگرمسئله اش انتخابات نیست بلکه به‌خوبی می داند اگر اوضاع آرام شود، حافظه‌ی ملت در خصوص افشاگری های مناظرات تلویزیونی به سراغش خواهد رفت، لذا کروبی به سهم خویش خواستار ادامه‌ی هیاهوست.

    از این قلم می شنوید، به بن بست منزلتان بروید و به خداتوکل کنید، تا ملت به سراغ‌تان بیاید، شاید در این بن بست اکثریت ملت طرفدار شما باشند.

    + نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 10:15 توسط علی |

  • فرياد "بهشتي دروغگو"، عليرضا بهشتي را از نمايشگاه مطبوعات فراري داد
     

    عليرضا بهشتي نيز كه عصر امروز به سبك مهدي كروبي قصد بر هم ريختن نظم نمايشگاه را داشت، به فاصله كمتر از 15 دقيقه پس از ورود به نمايشگاه مجبور به فرار شد.

    (عكس: علي مختاري)

    به گزارش رجانيوز، عليرضا بهشتي ساعت 16:45 وارد شبستان مصلي تهران محل برگزاري نمايشگاه مطبوعات شد و تعدادي از افراد شعار "صل علي محمد بوي بهشتي آمد"، "مرگ بر ديكتاتور"، "جنبش سبز آماده قيام است" سردادند و نظم نمايشگاه مطبوعات را برهم زدند.

    بهشتي سپس به غرفه روزنامه اعتماد رفت و در حالي كه تعدادي از افراد در حمايت از وي شعار سر مي‌دادند، جمع زيادي از بازديدكنندگان با تجمع مقابل غرفه اين روزنامه شعار "بهشتي دروغگو"، "بهشتي ننگ بهشتي شدي"، "دروغگو حيا كن، مصلي رو رها كن"، "دروغگو برو بيرون"، "دروغگو، دروغگو، 72 كشته‌ات كو"، "مرگ بر سيد امريكايي"، "بي‌بي‌سي، موسوي، پيوندتان مبارك" سردادند كه موجب شد وي در ميان حفاظت نيروهاي انتظامي از نمايشگاه مطبوعات فرار كند.

    در حالي كه عليرضا بهشتي از نمايشگاه خارج شده بود، تعداد زيادي از بازديدكنندگان به نشانه اعتراض به برهم زدن نظم نمايشگاه از سوي بهشتي و تعداد معدودي از طرفدارانش، براي دقايقي شعارهاي "مرگ بر ضد ولايت فقيه"، "خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست"، "واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد"، "ماشاءالله، حزب‌الله سردادند" در حمايت از انقلاب اسلامي و رهبري سر دادند.

    اين جمعيت در حالي كه در مقابل برهم زنندگان نظم نمايشگاه مانور وحدت دادند، با رسيدن به مركز نمايشگاه با دعا و صلوات به تجمع خود پايان دادند.

    روز جمعه نيز مهدي كروبي با حضور در نمايشگاه اقدام به اخلال در نظم كرده بود كه با شعار "مرگ بر منافق" بدرقه شد و نتوانست بيش از 20 دقيقه در نمايشگاه بماند.

    + نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 0:3 توسط علی |

  • كروبي با شعار "مرگ بر منافق" به بيرون از نمايشگاه رانده شد/ محافظان كروبي اسلحه كشيدند
    مهدي كروبي عصر امروز (جمعه) در حالي كه با شعارهاي "درود بر كروبي" عده‌اي از همراهانش به نمايشگاه مطبوعات وارد شده بود، با شعار "مرگ بر منافق" عده ديگري از بازديدكنندگان به بيرون از نمايشگاه هدايت شد.

    (عكس از سيد هادي كسايي)

    به گزارش رجانيوز، مهدي كروبي ساعت 15 با جمعي از اطرافيانش وارد نمايشگاه مطبوعات در شبستان مصلي تهران شد و شعارهاي "درود بر كروبي"، "كروبي زنده باد موسوي پاينده باد"، "يا حسين ميرحسين" از سوي برخي هوادارانش همراهي شد.

    با اين حال، وي هنوز يك‌سوم از مسير نمايشگاه را بيشتر طي نكرده بود كه با رسيدن به بخش روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها، با شعار "مرگ بر منافق" عده زياد ديگري از بازديدكنندگان نمايشگاه مواجه شد.

    اين جمعيت با سردادن شعارهاي ديگري مانند "منافق برو بيرون"، "حروم خور برو بيرون" و "مرگ بر دروغگو" موجب تغيير مسير كروبي شدند و وي را تا بيرون از نمايشگاه با همين شعارها همراهي كردند، به طوري كه كروبي بيش از 15 دقيقه نتوانست در نمايشگاه بماند.

    (عكس از علي مختاري)

    تعدادي از افرادي كه در حمايت از كروبي شعار مي‌دادند به برخي غرفه‌ها صدمه زدند.

    در بيرون از محوطه نمايشگاه محافظان كروبي اقدام به تيراندازي هوايي كردند و از شوكر براي پراكنده كردن مخالفان وي استفاده كردند.

    پس از اخراج كروبي از نمايشگاه، تعدادي از افراد با حركت به سمت طبقه فوقاني نمايشگاه شعارهايي سردادند اما پس از آنكه به سمت طبقه پايين حركت كردند، تعدادي از بازديدكنندگان با سردادن شعارهاي "مرگ بر منافق"، بسيجي واقعي نورعلي شوشتري"، "مرگ بر ضد ولايت فقيه" ادامه پروژه اغتشاش در نمايشگاه را ناكام گذاشتند.

    استقبال از مهدي كروبي در نمايشگاه مطبوعات/عكس:حامد ملك پور

    + نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 22:34 توسط علی |

  • دلبرم دلبر خانه خرابم کرد!
    مجری: با بوس و سلام! در خدمت شما هستیم، اومدیم به خونه‌هاتون، سر سفره‌هاتون، توی بغلاتون تا براتون یکی دیگه از برنامه‌های پروفشنال "های هانی بوس بوس" را داشته باشیم؛ با ما باشید…

    جینگیلی گیشو مینگیلی بیشو دودودودوم دارارا ریم (موزیک تصویر)

    مجری: خب؛ با توجه به فضای پیف و بد ایران که اصلاً لاوش ندارم و به‌خاطر اینکه همه‌تون هانی هستید، امروز برنامه‌مون دلبری شده در حد لالیگا! چطور؟ خب الان براتون تالک می‌کنم. یه مهربونی اومده تو برنامه‌مون که تونسته جایزه بگیره از "رویتزر"، ئه! ببخشید، "رویترز"! هه هه هه هه خندیدید؟ خب آره دیگه؟ برنامه زنده ست و منم که عسل! اصلاً اینا را می‌گم که شما گوگولی‌ها یه کم اسمایلی بشید. وای خشایار هم که پشت دوربین غش کرده از خنده؛ بوس برات؛ الهی الهی. خب عزیزم خودتو برای همه معرفی کن.

    وبلاگ نویس: من وبلاگنویس هستم؛ ملقب به "دلبر"!

    مجری: خب؟ آهان! خب! واااااای؛ خب همینه؛ همینه؛ همینه که تونستی جایزه را گیو کنی؛ آفرین؛ براوو، کدوم دلبری جرأت می‌کنه بیاد تو نت؟ من خودم که این‌قدر ادعای دلبریم می‌شه، حتی می‌ترسم دست بزنم به مودم، چه برسه به اینکه وبلاگ بنویسم! خب از سوابقت بگو برامون هانی.

    وبلاگ نویس: اوکی! من وبلاگ‌نویسی را از کوچه خاکی‌های سیستم عامل DOS شروع کردم و از همون ابتدا این‌قدر دوست داشتم وبلاگ‌نویس بشم و این جایزه را بگیرم که تو کوچه بچه‌ها بهم می‌گفتند "دلبر رویترز"

    مجری: خب عزیزم توی وبلاگت در مورد چه چیزایی رایتینگ می‌کنی؟

    وبلاگ نویس: خب اگه برید توی وبلاگم می‌بینید که وبلاگ من برداشت آزادی از آش شله قلمکار است؛ من در مورد همه چیز نوشتم؛ یعنی همه موضوعی؛ در هر موضوعی هم فقط یه بار و یه مطلب! و این نشون دهنده اینه که من با یه بار نوشتن درباره هر موضوعی، اون موضوع را خیلی کارشناسی بررسی کردم به نحوی که دیگه لازم نیست در موردش چیز دیگه ای بنویسم؛ موضوعاتی مثل: تنهایی، گرانی، حقوق بشر، خنده، آزادی، یلدا، نوروز، دموکراسی، دولت نهم، گردشگری، سانسور، خفقان، روزنامه، کارگزاران، بحران، روابط عمومی، خط شکن، دنیای وارونه، زخم روح، روزنامه سرمایه و…

    یعنی اینجوری براتون بگم که من در مورد هرچی که نوشتم تو وبلاگم، یه دسته توی موضوعات وبلاگم ساخته‌ام!

    مجری: وای براوو! آفرین، همین کارهای عجیب و غریبه که تو رو خاص کرده. همین متفاوت بودن؛ همین گرافیک خاص و قشنگ وبلاگت که صورتی را با زرد لیمویی برای رنگ وبلاگت انتخاب کرده‌ای، همین اسم وبلاگت، همین که توی قسمت پروفایل وبلاگت هیچی ننوشته‌ای و به نوعی خواستی که بگی یعنی تو یه نفر نیستی، بلکه همه هستی! وااااااای هانی بیا بوست کنم. مممممااااااااااچ!

    کاش یه نفر خشایار که پشت دوربینه را می‌دید که داره مثل شیر سماور همین‌جوری اشک شوق می‌ریزه که بالاخره یه نفر پیدا شد که ایرانی را بروز بده؛ بوس برات دلبر جون بوس برات...

    خب عزیزم؛ این قضیه آمار وبلاگت که چندماهه هیچی بازدیدکننده نداشته‌ای چیه؟ اینم بگو!

    وبلاگ‌نویس: خب چون همه چی تو ایران فیلتره و من به هر دری زدم که وبلاگم فیلتر بشه ولی نشد، با خودم گفتم برای همدردی با هموطنام چندماه اعتصاب کنم و هیچی ننویسم و این کار من یه سکوت فریادین در راستای جنبش خفته‌ای بود که بله! و من از فروردین 88 تا الان حتی یه نقطه هم توی وبلاگم نگذاشته‌ام و این خودش نشون می‌ده که من چقدر روشنفکرم و چقدر حرف دارم ولی نمی‌زنم!

    آمار وبلاگم را هم یه روز حواسم نبود، دستم خورد رو یه دکمه‌ای یهو صفر شد!

    مجری: مرسی مرسی! وااااای! ساری ساری! تایم برنامه داره تموم میشه، تا برنامه تموم نشده بگم که از همه‌تون می‌خوام که برای کمک به داشتن ایرانی آزاد و پروبلاگ، برای اینکه همه دلبر بشوند و بریزند توی نت و وبلاگ بنویسند، دست ما رو فشار بدید، چه‌جوری؟! با کمک مالی به ما! به این شماره حساب‌هایی که خشایار جون زیرنویس کرده و تا زیر چشم من اومده لوک کنید! مرسی مرسی؛ هه هه هه. خب! دلبر جون به عنوان یه فینیش رویایی، یکی از نوشته‌های وبلاگتو که خیلی دوست داری برامون بخون تا بعدش هم با یه موزیک که فقط به افتخار تو و بلاگت، یعنی "خانه دلبر" خونده از همه هانی‌ها بای کنیم.

    وبلاگ‌نویس: من ترجیح میدم سکوت کنم و این بهترین مطلب منه!

    مجری: مرسی عزیزم؛ با هم موزیک را می‌شنویم و بااااااااااای...

    (موزیک و تصویر)

    دلبرم دلبر خانه خرابم کرد/ دلبرم دلبر خانه خرابم کرد

    + نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 12:5 توسط علی |

  • شهادت فرماندهان ارشد سپاه در یک حمله تروریستی
     

    صبح امروز چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک حمله تروریستی در استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند.

    شهید شوشتری در کنار سردار شهید برونسیبه گزارش رجانیوز، سرادر شوشتری جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار محمدزاده، فرمانده سپاه سلمان، فرمانده سپاه ايرانشهر، فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تيپ اميرالمومنين (ع) در جلسه سران طوایف بلوچ در پیشین از توابع شهرستان سربازدر یک انفجار انتحاری به شهادت رسیدند.

    در این حمله تعدادی از سران طوایف بلوچ که قرار بود بخشی از امنیت مناطق مختلف سیستان و بلوچستان را بر عهده بگیرند نیز به شهادت رسیدند.

    امنیت منطقه شرق کشور از چندی قبل به سپاه پاسداران واگذار شده بود.

    مسئول روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نیز گفت: در اين حادثه علاوه بر سردار سرتيپ پاسدار نور علي شوشتري و سردار سرتيپ پاسدار محمدزاده، مرادي فرمانده سپاه ايرانشهر و علويان فرمانده تيپ اميرالمومنين سپاه سيستان و بلوچستان نيز به شهادت رسيدند.

    سردار شريف با بيان اين که در اين حادثه تروريستي همچنين شمار ديگري از مردم منطقه از جمله چند تن از سران طوايف به شهادت رسيدند گفت: بيش از بيست تن از مردم منطقه نيز در اين حادثه مجروح شدند.

    وي افزود: سردار سرتيپ پاسدار شوشتري که جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه نيز بود پس از به عهده گرفتن مسئوليت قرارگاه عملياتي سپاه در جنوب شرق کشور در طول پنج ماه گذشته با برگزاري چند جلسه با مردم و سران قبايل و طوايف استان سيستان و بلوچستان، چگونگي تامين امنيت پايدار در شرق کشور را بررسي کرده بود.
    سردار شريف گفت: مشارکت مردم منطقه در ايجاد امنيت پايدار در شرق کشور از اهداف مهم به شمار مي رود و شهيد شوشتري قرار بود صبح امروز در پنجمين نشست در شهر پيشين از توابع شهرستان سرباز استان سيستان و بلوچستان با مردم بومي منطقه و سران قبايل به گفتگو بنشيند.

    گفته مي‌شود فردي حدوداً 21 ساله با منفجر كردن كمربند انتحاري خود در محل درب ورودي سالن تربيت بدني شهر پيشين محل برگزاريهمايش سران طوايف شهرستان سرباز، باعث شهادت جمعي از فرماندهان سپاه و حاضران در اين نشست شده است.

    شهید محمد زاده( سمت راست) در کنار همرزمش شهید نوریاین در حالی است که در ماه های پس از انتخابات، حمله به سپاه پاسداران به یکی سوژه های اصلی برخی جریانات داخلی تبدیل شده است.

    پیش از این نیز تعدادی از پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان به دلیل انفجار اتوبوس حامل آنها به درجه رفیع شهادت نایل آمده بودند.

    سردار محمد زاده ماموریتش را کامل به انجام رساند

    سردار رجبعلي محمدزاده که در عملیات کربلاي 4 و در حالی که بسياري از بسيجيانش به ديدار معشوق شتافته بودند،نيمي از پايش را در کنارنهر خين جاگذاشته بود، به دوستان و همرزمانش گفته بود: " برادران عزيز اگر 4 ليتر خونمان را در راه خدا اهدا نکنيم يعني ماموريت مان را کامل انجام نداده ايم ..."

    سردار شوشتری محل شهادتش را پیش بینی کرده بود

    در حالی که سرادر نورعلی شوشتری در ابتدای سال 88 مسئولیت تامین امنیت سیستان را برعهده گرفته بود،در محفلی با حضور دوستانش گفته بود که "از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند. "

    اسامی شهدای طوایف بلوچ در انفجار امروز

    برخیاز سران طوایف و ریش سفیدان منطقه کهدر این گردهماییبا حضورفرماندهان سپاه استان به منظور برقراری امنیتحاضر شده بودند، از جمله عارف برا فرزند حاج ولی محمد ، اسلام موحدی فرزند ابراهیم ، کلاتی دهقانی فرزند شنبه حاج ، شاهانی دهقانی فرزند صاحب ، پنج شنبه دهقانی فرزند گجیر و خدابخش دهقانی فرزند مراد بخش از طوایف منطقه به شهادت رسیدند .

    + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 16:8 توسط علی |

  • در گفتگو با حسن عباسی مطرح شد:
    شکستن بت‌ علوم انساني غرب، مقدمه اقدام نامتقارن در جهاد نرم

    حسن عباسي در گفت‌وگویی از زاويه نگاه علوم استراتژيک به ترسيم صحنه جنگ نرم و تبيين چيستي آن پرداخته و نسبت آن را با توليد علم بومي به‌ويژه در حوزه علوم انساني مورد بحث قرار داده است.

    به گزارش رجانیوز، این گفتگو که متن آن در سایت وی (اندیشکده) منتشر شده به ترسيم صحنه‌ي جنگ نرم از زاويه نگاه يك متخصص طرح ریزی استراتژيک و بررسي ابعاد و جوانب بومي كردن علوم انساني، پرداخته است.

    پرسش اساسي اين گفتگو عبارت است از جنگ نرم چيست؟ و نسبت آن با توليد علم بومي به‌ويژه در حوزه‌ي علوم انساني كدام است؟

    رهبر معظم انقلاب، استادان را فرماندهان و دانشجويان را افسران جنگ نرم توصيف كردند. براي ورود به بحث، ابتدا ابعاد و ويژگي‌هاي جنگ نرم را تشريح كنيد.

    بسم‌الله الرحمن الرحيم. جنگ به عنوان بخشي از طبيعت بشر شناخته مي‌شود كه در تاريخي به قدمت تاريخ خود بشر، فراز و نشيب‌ها و رويكردهاي مختلفي پيدا كرده است. در فلسفه‌ي جنگ، شناخته شده‌ترين نوع آن بر اساس «شدت» تقسيم ‌بندي مي‌شود كه از آن به منازعات كم‌شدت low Intensity conflict، منازعات شديد، و منازعات تمام‌عيار نام مي‌برند. در نوع دوم دسته‌بندي جنگ، آن را از نظر به‌كارگيري سلاح به طيف‌هاي جنگ گرم و جنگ سرد تفكيك مي‌كنند. هم‌چنين از حيث علني يا مخفي بودن منازعه، به جنگ آشكار، جنگ نيمه‌پنهان و جنگ‌ پنهان -مانند عمليات نيروهاي ويژه- تقسيم مي‌گردد. دسته‌بندي بعدي طيف شناسي جنگ از حيث موضوع و حوزه‌ي آن است مانند جنگ سياسي، جنگ اقتصادي، جنگ فرهنگي، جنگ نظامي.

    جنگ نرم بر اساس چه متغيري دسته‌بندي مي‌شود؟

    نوع ديگر طيف‌شناسي منازعات، دسته‌بندي آن‌ها بر اساس «صلابت» منازعه است كه به سه طيف منازعه‌ي سخت hard conflict منازعه‌ي نيمه‌سخت semi hard conflict منازعه‌ي نرم soft conflict تقسيم مي‌شود. تفكيك اوليه‌ي منازعات از حيث صلابت، توسط جوزف ناي صورت گرفت، و اكنون توسط انديشمندان مختلف تكامل يافته است. به طور مشخص در طيف‌شناسي جنگ‌ها مبتني بر صلابت، جنگ سخت، نزاعي است كه به شيوه‌ي نظامي، و با هدف پيروزي سنتي از طريق اشغال و تصرف سرزمين دشمن صورت مي‌گيرد. اين نوع جنگ در عصر استعمار كلاسيك، عمده‌ترين نوع نزاع بود.

    در دسته‌ي دوم، جنگ نيمه‌سخت قرار دارد، كه نزاعي است مربوط به عصر استعمار نو كه در طي آن، به جاي تصرف سرزمين دشمن با قدرت نظامي، به تصرف حكومت آن و ايجاد حكومت دست‌نشانده در كشور دشمن مبادرت مي‌نمودند.

    در واقع در جنگ نيمه‌سخت، با ترفندهاي سياسي حكومت را به كساني مي‌سپردند كه هر چند از شهروندان همان كشور بودند، اما براي دشمنان و قدرت‌هاي بيگانه كشور خود را اداره مي‌كردند مانند حكومت ايران در عصر پهلوي. امروز البته جنگ نيمه‌سخت تصرف بازارها در رقابت اقتصادي، و تصرف حكومت‌ها در رقابت سياسي را نيز در بر ‌مي‌گيرد.

    در دسته‌ي سوم، جنگ نرم قرار دارد كه دكترين آن حاكي از اين است كه به جاي تصرف نظامي سرزمين دشمن و حكومت مستقيم بر آن، يا تصرف سياسي و حكومت غير مستقيم از طريق گماردن يك دولت دست نشانده در آن، مي‌توان خود مردم آن كشور را تسخير كرد و از طريق مردم دشمن بر آنان حكومت كرد. خب! پرسش اين است: راه تسخير مردم به گونه‌اي كه خود آنان خواسته‌هاي دشمن‌شان را محقق سازند چيست؟ اين راه بسيار ساده و در عين حال دشوار است: تصرف قلب‌ها و سيادت بر ذهن‌ها. در دكترين جنگ نرم، قاعده اين است كه قلب و مغز افراد تصرف شود، آن‌گاه آن كساني كه قلب و ذهن‌اشان تسخير شد، در راستاي اهداف دشمن خود عمل مي‌كنند.

    قلب‌ها و مغزها چگونه تصرف مي‌شوند؟

    تصرف قلب افراد با ارضاء انجام مي‌شود. سيادت بر ذهن‌ها هم با اقناع صورت مي‌گيرد. رضايت افراد از چيزي موجب زمينه‌سازي تصرف قلب آنان مي‌شود. هم‌چنين اگر آن افراد نسبت به مسأله‌اي قانع شدند، زمينه براي سيادت بر مغز آنان فراهم شده است. روش ارضاء براي تصرف قلب مقوله‌ي حب و بغض است؛ قلبي كه مملو از بغض نسبت به چيزي يا كسي باشد امكان تصرف ندارد، اما اگر آكنده از حب نسبت به آن چيز يا آن كس بود، توسط آن تصرف شده است. روش اقناع براي سيادت بر مغزها نيز مقوله‌ي شك و يقين است. در واقع اگر ذهن كسي نسبت به مسأله‌اي شك داشت، تا اين شك تبديل به يقين نشود، ذهن آن شخص قانع نخواهد شد.

    در جنگ نرم، دشمنان از طريق برتري رسانه‌اي خود، با روش مديريت حب و بغض، و هم‌چنين مديريت شك و يقين در توده‌هاي انساني، آن‌ها را تسخير نموده و در مسير اهداف خود به حركت و عمل وا مي‌دارند.

    كيفيت اين تسخير در حدي است كه فرد تصرف شده، نسبت به دشمني كه او را تسخير نموده، هيچ كينه و نفرتي ندارد و برعكس، نسبت به او علاقه‌مند است. اين نكته است كه متغير «صلابت» در تقسيم‌بندي جنگ سخت و نيمه‌سخت و نرم را نشان مي‌دهد. يعني صلابت از نظر ابزار و روش‌ها، و صلابت از نظر مقاومت دشمن. طبيعتاً هر قدر منازعه به سمت روش‌هاي جنگ سخت پيش برود، صلابت اقدام، و صلابت مقاومت بيشتر مي‌شود، و هر قدر كه به سمت روش‌هاي جنگ نرم نيل كند، صلابت اقدام و هم‌چنين صلابت مقاومت رقيق‌تر و سست‌تر مي‌گردد.

    چرا رهبر انقلاب استادان و دانشجويان را رزمندگان اين جنگ برشمردند؟

    محيط علم، في‌نفسه محل شك و يقين است. در يك فضاي سالم و بي‌غرض علمي، شما به عنوان دانشجو مي‌توانيد در همه چيز شك كنيد و در تعامل با استادان خود پاسخ‌ها را يافته و به يقين برسيد و قانع شويد. توجه دشمن به همين ظرفيت دانشگاه است. يعني محيط دانشگاه را از يك فضاي علمي كه تضارب آراء در آن به شكوفايي و رشد استعداد دانشجويان مي‌انجامد، به يك محيط منازعه، براي نابودي باورهاي ديني و ملي و بومي ما تغيير مي‌دهند. در چنين محيطي، با افشاندن بذر شك، و تثبيت انگاره‌ي بيگانگان، در قالب ديدگاه‌هاي شبه علمي و شبه روشنفكري، ذهن جوانان را نسبت به داشته‌هاي خود مسموم و نسبت به يافته‌هاي بيگانه تشنه و شيدا مي‌سازند.

    در حكمت دفاعي، اين اصل پذيرفته شده است كه دفاع، مشخصه‌ي هر موجود زنده، در برابر تهديدهاست. يعني هرگاه بقاء يك موجود زنده به خطر بيفتد، به حكم طبيعت خود، به دفاع در برابر تهديد روي مي‌آورد. ملت ايران نيز اكنون در وضعيت مواجهه با تهديد قرار دارد.

    ايران امروز در بالاترين سطح از توان قدرت سخت در طول سيصد سال گذشته‌ي خود نسبت به تهديدهاي جنگ سخت خارجي قرار دارد. اين را در نظر بگيريد كه عامل تهديد عليه ايران ابر قدرتي چون آمريكاست. در برابر آمريكا، به اين درجه از موازنه‌ي شرايط قدرت سخت رسيدن، نكته‌ي بسيار مهمي است. مثلاً تهديد پاكستان از سوي هند است، يا ژاپن خود را از سوي كره شمالي در تهديد مي‌بيند، اما تهديد جمهوري اسلامي ايران از سوي قوي‌ترين قدرت مادي روي كره‌ي زمين است و ايستادگي در برابر آن در اين حد كه ابتكار عمل را از او سلب كند يك امتياز است.

    پس وقتي تهديد ايران، عراق و تركيه و پاكستان نيست، بلكه همه‌ي قدرت غرب است و آن‌ها نيز از مواجهه‌ي رو در روي سخت با ايران هراس دارند، چه جاي‌گزيني براي آن دارند؟ طبيعتاً رويارويي نرم! يعني با مديريت شك و يقين، و حب و بغض، انسجام و وحدت ملي را تضعيف كرده و باورهاي مردم را تخريب و سست نموده، و با تسخير قلب و مغز آن‌ها، راه استيلا و سيطره‌ي خود را مهيا نمايند.

    مبتني بر اصل دفاع به عنوان مشخصه‌ي هر موجود زنده در برابر تهديد، عقلاً وشرعاً بايد در برابر تهديد بپا خاست و مقاومت نمود. اكنون كه تهديد نرم، متوجه آوردگاهي به عرض شانزده سانتي‌متر در حد فاصل دو گوش تك‌تك شهروندان جمهوري اسلامي است، رزم‌گاه آن كلاس‌ها و نبردگاه آن دانشگاه‌ها و جنگ‌گاه آن پهنه‌ي كشور است. اگر در اين منازعه، مجاهدان در آوردگاه و رزم‌گاه و نبردگاه مقاومت نكنند، اشغال جنگ‌گاه از سوي دشمن دشوار نخواهد بود. از اين روي، استادان دانشگاه‌ها، فرماندهان جنگ نرم در نبردگاه و رزمگاه مزبور، در مواجهه با سيل شك و شهبه‌ي علمي و ژورناليستي و عمليات رواني دشمن عليه آوردگاه ذهن عمومي هستند. اين فرماندهان، افسراني دارند كه مجموعه‌ي دانشجويان پرشور در دانشگاه‌ها محسوب مي‌شوند. دانشجويان به عنوان افسران اين جبهه نيز سربازاني دارند كه بخش عمده‌ي شهروندان ايراني بيرون از دانشگاه را تشكيل مي‌دهند.

    جنگ نرم عليه مردم ايران مدت‌هاست كه آغاز گرديده و بخش‌هايي از قلب‌ها و مغزها به تصرف دشمن درآمده است. لذا دفاع موضوعيت و عموميت يافته و ورود استادان و دانشجويان به اين جبهه‌ي جنگ نرم، براي يك اقدام دفاعي است.

    روند منازعه را چگونه مي‌بينيد؟

    شيطان روح پرستنده‌ي بشر را با القاء خود چنان فاسد كرد كه به جاي الله پرستي به ورطه‌ي بت‌پرستي افتاد. ابراهيم(ع) بت‌ها را شكست و به حكم خدا، خانه كعبه را بنا نهاد. شيطان به استراتژي ابراهيم(ع) حمله كرد و در طي چند هزار سال، با القاء خود بشر را وادار نمود كه بت‌ها را به درون كعبه برده و كليت قبله را ملوث كند، كه هر كس به طواف كعبه آمد، در واقع به طواف بت‌ها رفته باشد. پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) بت شكن واپسين بود كه آمد و بت‌هاي درون خانه را شكست و كعبه را از آلودگي به شرك و كفر نجات داد. اكنون با گذشت 1400 سال شيطان به استراتژي پيامبر اسلام(ص) نيز حمله كرده است. بت‌ها كه از صحرا به خانه‌ي كعبه برده شده بود، پس از واكنش پيامبر اسلام(ص) و تخليه‌ي خانه‌ي كعبه از بت‌ها، آن‌ها به درون انسان‌ها منتقل شده‌اند. بت‌هاي ذهني و بت‌هاي قلبي، قبله‌ي انسان را از كعبه و از خدا، به «خود» انسان تغيير داده و مبتني بر امانيسم - بشر مداري- مي‌رود كه در وادي اگوسنتريسم- خود مركز مداري- به سيطنيزم- يا سجده بر شيطان- در غلتد. هبوط كه نه، بلكه سقوط از مرتبه‌اي كه خدا به ابليس فرمود به بشر سجده كند تا به قعر دره‌اي كه اكنون در آن بشر به شيطان سجده مي‌كند. جنگ نرم، جنگي است كه در آن فرماندهان- عالمان دانشگاهي- و افسران- دانشجويان- از استقرار بت‌ها در درون خانه‌ي دل خود جلوگيري نموده و با تبر يقين، بت‌هاي ذهن عمومي را فرو مي‌ريزد و جاي را براي حقيقت الهي باز مي‌كنند. لذا در پاسخ به پرسش شما در مورد ارزيابي روند منازعه، بايد گفت كه در اين جهاد نرم «لاتحزن، ان الله معنا! اندوهگين مباش، خدا با ماست!».

    با توجه به اين‌كه جنگ نرم، منازعه‌اي براي تصرف قلب‌ها و مغزهاست، نسبت جنگ نرم با سياست چيست؟ آيا مي‌توان از سياست نرم سخن گفت؟

    رهبر معظم انقلاب، درسال 1379 در دو يا سه مرحله، مطالب و مباحثي را با همين مضامين پرسش شما مطرح كردند كه مي‌تواند پاسخ اين پرسش باشد. نكته‌اي كه گفتند اين بود كه «حكومت در عرف اسلام، ولايت ناميده مي‌شود. ... ولي و حاكم منشاء همه‌ي اين نظام سياسي،‌ و هم‌چنين وظايف خود را خدا مي‌داند و خود را عبد و بنده‌ي خدا مي‌انگارد». چندي بعد در همان سال 1379، اين‌گونه به خاطر دارم كه در نماز جمعه، نكته‌ي مكملي را گفتند و آن اين بود كه «حكومت، فقط فرمانروايي نيست، بلكه نفوذ در دل‌ها و مقبوليت در ذهن‌هاست، لذا كسي كه در چنين موقعيتي قرار مي‌گيرد، اول بايد در درون خود به صورت دايمي، مشغول تأديب باشد، خود را هدايت كند، به خود تذكر بدهد و خود را موعظه كند». سپس مبتني بر آية‌الكرسي در سوره‌ي مباركه‌ي بقره، به اين نكته پرداختند كه «بناي حكومت اسلامي اين است كه مردم را از ظلمات به نور ببرد، ظلماتي كه هم در درون خود ما زمينه دارد، و هم در عالم طبيعت. اراده‌ي دين اين است كه انسان را از ظلمات خودخواهي و خودپرستي و بي‌تقوايي در برخورد با هر كس و هر چيز خارج كند و به نور ببرد، نور اخلاص و تقوا و هدايت و همت بلند براي خدا،‌كه اگر اين‌گونه شد، جامعه نوراني مي‌شود».

    با اين توصيف، مي‌توان دكترين سياسي رهبر فرزانه‌ي انقلاب را در سه محور اين‌گونه خلاصه نمود كه:

    الف- فرآيند حكومت و ولايت در اسلام، نفوذ در دل‌ها و مقبوليت در ذهن‌هاست.

    ب- كاركرد حكومت و ولايت در اسلام، خروج مردم از ظلمات و انتقال به نور است. اين كاركرد، مبتني بر تبيين كاركرد ولايت الله و ولايت طاغوت در سوره‌ي بقره ارائه شده است.

    ج- محصول حكومت و ولايت در اسلام، جامعه‌ي نوراني گفته شده است. از اين منظر، حكومت مبتني بر قدرت نرم است و لذا در اركان قدرت ملي، به جاي تفكيك قدرت ملي به قدرت سياسي، قدرت نظامي، قدرت فرهنگي، قدرت اقتصادي يا قدرت اجتماعي، اين تقسيم‌بندي به گونه‌اي ديگر ارايه مي‌شود، يعني به قدرت نرم، قدرت سخت و قدرت نيمه‌سخت.

    در اين سه حوزه، تكيه بر قدرت نرم است و قدرت‌هاي سخت و نيمه‌سخت،‌ قدرت‌هاي حاشيه‌اي محسوب مي‌شوند. پس مي‌توان از سياست نرم و حكومت نرم سخن گفت.

    به ولايت الله و ولايت طاغوت در سوره‌ي بقره اشاره كرديد. آيا ولايت در جنگ نرم خنثي است؟

    ولايت و تولي، يا برائت و تبري، روش هستند، و آن‌چه مهم است «جهت و منشاء» اين ولايت يا برائت است. در سوره‌ي بقره مي‌فرمايد: «خدا ولي آن‌هاست كه ايمان آوردند، و (كاركرد ولايت خدا اين است كه) خارج مي‌كند آنان را از ظلمات به نور.» سپس در مورد جبهه‌ي مقابل، مي‌فرمايد: «و آنان كه كفر ورزيدند اولياء آنها طاغوت هستند»، لذا كفار اخراج مي‌شوند از نور به ظلمات.

    آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه در مورد مؤمنين،‌ يك «ولي» وجود دارد، اما در مورد كفار، از مفهوم «اولياء» استفاده شده است كه كثرت را مطرح مي‌كند. هم‌چنين، در مقابل مفهوم مفرد «نور» ، مفهوم جمع «ظلمات» به كار رفته است. پس مي‌توان گفت ولايت و برائت به مثابه روش هستند و ارزش آن‌ها به «جهت» آن‌هاست: ولايت چه كسي! و برائت از چه كسي!

    پرسش شما را در سه محور مي‌توان پاسخ گفت:

    1- زمين جنگ نرم، ثابت است: اين زمين، همان دل و ذهن انسان است.

    2- فرمان‌روايي بر دل و ذهن، ‌«خنثي» است: اين فرمان‌روايي، همان ولايت است.

    3- آنچه متفاوت و مهم است، «منشاء» ولايت و «مقصد» ولي است. كيستي «ولي» مهم است. زيرا به مقوله‌ي ولايت جهت مي‌دهد و آن را از خنثي بودن خارج مي‌كند. نظام دو قطبي ولايت خدا و ولايت طاغوت، نظام جنگ نرم است؛ لبه‌ي جلويي منطقه نبرد، محل تشكيل جبهه‌ي منازعه است، كه در يك سو جنودالله، و در سوي ديگر جنود شيطان و طاغوت قرار دارند. هر دو طرف منازعه، بر سر تصرف يك زمين مي‌جنگند: تصرف زمين دل‌ها و ذهن‌هاي تك‌تك انسان‌ها. نكته مطلق اين است كه، هيچ كسي نيست كه «ولي» نداشته باشد، منتهي، «ولي» برخي افراد «الله» است، و «ولي» برخي ديگر «طاغوت».

    اكنون بايد پرسيد آيا انسان‌ها در برابر ولايت خدا و ولايت طاغوت منفعل هستند، و گاهي اين و گاهي آن بر سرزمين وجود آنان حكومت مي‌كنند؟! پاسخ روشن است.

    اطلاق صفت مؤمن يا كافر به يك انسان، به اين معني است كه او خود پذيرفته است، كه ولايت چه كسي را بپذيرد. اگر ولايت خدا را پذيرفت، او مؤمن است، و اگر اولياء او طاغوت‌ها بودند او كافر است.

    با پذيرش ولايت الله از سوي فرد مؤمن، او از ظلمات به نور منتقل مي‌شود، و لذا جامعه‌ي مؤمنين، جامعه‌اي نوراني است.

    اما با پذيرش ولايت طاغوت از سوي فرد كافر، او به قعر ظلمات غوطه‌ور مي‌شود، و در واقع جامعه‌ي كفار، جامعه‌اي ظلماني است.

    جنگ نرم، كشمكشي است در درون هر فرد، كه ولايت الله را بپذيرد يا ولايت طاغوت را. در اين كشمكش دروني فرد، دو عامل بيروني نيز درگير هستند. يكي الله و جبهه‌ي انبياء و ائمه(ع) و مصلحين است، و ديگري شيطان و جبهه‌ي طاغوت‌ها و مستكبرين و مفسدين هستند. تا اين كه خود فرد ولايت كدام يك از طرفين را در دل و ذهن خود بپذيرد.

    در اين رويكرد، حكومت همان ولايت است، و ولايت همان قدرت نرم، در تصرف دل‌ها و ذهن‌هاست. متغير ولايت، ولي است؛ ولايت الله، يا ولايت طاغوت.

    حكومت نرم الهي، يا حكومت نرم شيطاني. اين از ذاتيات جنگ نرم است، ‌و با اين ذاتيات است كه شيطان،‌ براندازي حكومت نرم الهي را محقق مي‌سازد و «رژيم چنج» صورت مي‌دهد. يا برعكس، انبياء حكومت نرم شيطاني را واژگون، و حكومت نرم الهي را محقق مي‌سازد.

    با توجه به اين تفكيك كه زمين بازي ثابت است، و ولايت هم خنثي است، اما متغيير، در شخص«ولي» است، روش بازي چگونه است. بالاخره مانند سياست مدرن كه مبتني بر تئوري بازي‌ها، مناسبات قدرت را چينش مي‌كند، در سياست نرم و جنگ نرم اين مناسبات چگونه طراحي مي‌شود؟

    گفتم كه زمين، يعني دل و ذهن افراد «ثابت» است، اما متغير در اينجا، شخص «ولي» است. آنچه در روش اقدام در صحنه حائز اهميت است مساله‌ي «قاعده يا قواعد» اقدام از سوي ولي است. در تنظيم نسبت ميان «زمين» اقدام، با «قواعد» اقدام، چهار حالت پديد مي‌آيد:

    1. بهترين حالت: اقدام در زمين دشمن، با قواعد خودي.

    2. حالت خوب: اقدام در زمين خود، با قواعد خودي.

    3. حالت بد: اقدام در زمين دشمن، با قواعد دشمن.

    4. بدترين حالت: اقدام در زمين خود، با قواعد دشمن.

    براي مشاهده تصوير با اندازه اصلي بر روي آن کليک کنيد.

    اقدام در حالت يكم و دوم را در علوم استراتژيك «اقدام فعال» يا كنش نامتقارن مي‌نامند. و اقدام در حالت سوم و چهارم را «اقدام منفعل» يا كنش متقارن مي‌شناسند.

    دكترين اقدام فعال يا اقدام نامتقارن در مباحث امنيت ملي، به اقدام ضربه‌ي اول معروف است، يعني تعريف زمين و قواعد بازي از سوي خود. هم‌چنين، دكترين اقدام منفعل يا اقدام متقارن، به اقدام ضربه‌ي دوم شناخته مي‌شود، يعني تعريف زمين و قواعد بازي، از سوي دشمن.

    جنگ نرم، سياست نرم، قدرت نرم، و... به گونه‌اي انحصاري، عمدتاً ناظر به دكترين اقدام نامتقارن هستند.

    اكنون پرسش اساسي اين است كه چرا رهبر انقلاب، مساله‌ي جنگ نرم را با دانشجويان و استادان مطرح كردند و در آن جلسه‌ي ديدار استادان دانشگاه، به نقد مديريت كميت نكر علوم انساني پرداختند. نسبت جنگ نرم با مساله‌ي علوم به‌طور عمومي و علوم انساني به طور اخص چيست؟

    مبتني بر دكترين اقدام نامتقارن، بايد گفت كه بخش‌هاي عمده‌اي از نهادها در كشور ما، در زمين خود، با قواعد دشمن بازي مي‌كنند. يكي از مهم‌ترين اين بخش‌ها، نهادهاي علمي، تربيتي و فرهنگي هستند، يعني وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، وزارت بهداشت، و وزارت ارشاد.

    اكنون در آموزش و پرورش ما، ذهن و دل دانش آموز با داورينيسم تسخير مي‌شود آنهم با مديريت و بودجه‌ي جمهوري اسلامي. اين يعني فاجعه.

    اكنون در دانشگاه‌هاي ما، استادان همه‌ي رشته‌ها، در زمين خود، با قواعد بيگانه بازي مي‌كنند، اين يعني بدترين حالت، به اين معني كه غرب انگاره‌هاي خود را به ما تحميل كرده است و در جنگ نرم، ذهن استاد ما را تسخير نموده و از طريق او به تسخير جوانان دانشجو مي‌پردازد. استاد روانشناسي با آراء فرويد و اريكسون و پيا‍ژه، استاد جامعه شناسي با آراء وبر پارسونز و گيدنز و هابرماس، استاد فلسفه با آراء كانت و هگل و هايدگر و پوپر، استاد اقتصاد با آراء اسميت و فرگوسن و مالتوس و كينز و فريدمن و استيگليتز، استاد الهيات با آراء پل‌تيليش و الوين پلنيتنگا، استاد مديريت با آراء متيزبرگ ، استاد سياست با آراء هابز و ماكياولي و مورگنتا و روزنا و... قطعاً نمي‌توانند انسان طراز تمدن ايراني يا اسلامي تربيت كند، و در نتيجه روز به روز بي‌خاصيتي علوم انساني در ايران براي مردم و جامعه بيشتر نمايان مي‌شود.

    راه حل و راه برون رفت از اين وضعيت چيست؟

    راه اين است كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، به دكترين اقدام نامتقارن مجهز شود، البته حد و قواره‌ي اين شورا كه ذهن اكثريت اعضاء آن، به تسخير رويه‌هاي بيگانه درآمده است، اين گونه مباحث نيست، اما به هر جهت با يك خانه تكاني ذهني، مي‌توانند به قواعد اقدام نامتقارن دست يابند.

    چگونه؟ راه‌كار عملي ارائه كنيد!

    راه كار ساده است. دو واحد درسي پارميندس كشي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي برگزار شود، و اصل «اين هماني» در فضاي علمي كشور به چالش كشيده شود.

    اگر پيامبر(ص) مي‌خواست با اصل «اين هماني» اسلام را معرفي كند، بايد مي‌گفت كه بت‌هايي چون لات و عزي همان الله هستند يا الله همان لات و عزي است! اما ايشان فرمودند «لااله الا الله».

    شعار اسلام، ابتدا نفي بت‌ها و اله‌ها است. يك مسلمان موحد، در هميشه‌ي زندگي خود، همواره از اين شعار استفاده مي‌كند. اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي اسير «اين هماني» پارميندسي هستند.

    پرسش اين است: آياlow همان حقوق است؟! نه نيست. آيا human rights حقوق بشر است؟! آيا روانشناسي همان سايكولوژي است؟! آيا اقتصاد همان اكونومي است؟! آيا سياست همان پليتيكز است؟! اصلاً اين گونه نيست. بحران در علوم انساني از عنوان خود علوم و ترجمه غلط اين عناوين آغاز مي‌شود. لذا نسخه‌ي عملي اين است جامعه‌ي علمي ايران بتواند در علم، موحد شود و به شعار لااله‌الاالله در علم دست يابد.

    + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 23:8 توسط علی |

  • صفارهرندي در نشست جامعه اسلامي دانشجويان:
    هاشمي رفسنجاني معتقد به مشاركت حداقلي در انتخابات‌ها بود/ احمدي‌نژاد نشاط سياسي را به بدنه اجتماعي منتقل کرد

    وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی که این روزها گفته می‌شود بیشتر به تحقیق و بعضاً ارائه مشاوره‌های سیاسی و فرهنگی به فرمانده سپاه اشتغال دارد، در اولين نشست مجمع جوامع اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي سراسر كشور كه در دفتر اين اتحاديه برگزار شد، حاضر گردید و تحلیلی از سیر روی کار آمدن اصولگرایان از انتخابات شورای شهر دوم تا انتخابات ریاست جمهوری دهم پرداخت.

    به گزارش رجانیوز، هرندی معتقد است خروج از موضع جناح راست و ظاهر‌ شدن در موضع جريان اصولي وفادار به اصل انقلاب، موفقيت بزرگي براي نيروهاي خودي در ساحت سياسي بود.

    وی اعتماد مردم به گفتمان انقلاب و امام به‌ویژه در دولت نهم را مهم‌ترین عامل جرأت پیدا کردن موسوی برای ورود به صحنه می‌داند و می‌گوید: : دليل اصلي اغوا شدن موسوي براي اينكه مي‌تواند به صحنه بيايد و بزند و ببرد، اين بود كه وقتي مدل احمدي‌نژاد جواب مي‌دهد يعني مدل انقلاب جواب مي‌‌دهد پس من مي‌آيم، مني كه نسخه اصلي آن هستم و او بدل من است.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي می‌افزاید: هاشمي رفسنجاني همواره در مسائل اداري كشور مدل فكري‌اش اين بود كه مشاركت حداقلي در انتخابات به نفع مركزيت انقلاب است اما در آستانه انتخابات دوم خرداد، مقام معظم رهبري بر حضور حداكثري مردم در انتخابات تأكيد مي‌كنند.

    به گزارش فارس، صفارهرندي با بيان اينكه براي تحليل آنچه در ماه‌هاي اخير در جامعه اتفاق افتاده است، بايد دو سطح سياسي و اجتماعي جامعه را تحليل كرد، اظهار داشت: در سطح سياسي بايد كنش‌هاي فعالان اين عرصه يعني اشخاص، چهره‌ها و شخصيت‌هاي برجسته و فعال در عرصه سياسي، احزاب و گروه‌ها را تحليل كرد همچنين در سطح اجتماعي بايد فعاليت‌ها، تلاش‌ها و كنش و واكنش‌هاي جريانات عمومي توده‌هاي مردم، نيروهاي اجتماعي و جريانات نخبه و تاثيرگذار در سطح اجتماعي را منظور كنيم.

    وي افزود: در بحث سياسي بايد بپذيريم كه از اوايل دهه 80 تا سال 82 تحولات صورت گرفته در ساحت سياسي كشور تدريجا به ضرر جريان حاكم سياسي آن زمان كه قوه‌مجريه، قوه مقننه، شوراي شهر و شهرداري‌ را در اختيار داشت، حركت مي‌كرد، اما از سال 82 و با روي كارآمدن شوراي شهر دوم تغيير و تحول عظيمي در تهران و ديگر شهرهاي بزرگ رخ داد و شوراها از دست اصلاح‌طلبان خارج و به دست جريان اصولگرا افتاد.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه تصريح كرد: تحولات صورت گرفته متاثر از حوادثي بود كه از سال 76 و با روي كارآمدن اصلاح‌طلبان رخ داده بود، چنانچه در دوران اصلاحات برنده تمام انتخابات برگزار شده اصلاح‌طلبان بودند اما در طول اين مدت قضايايي اتفاق افتاد كه خود به خود بر روي وجهه جريان اصلاحات اثر گذار شد؛ بخشي از اين اتفاقات برخوردهايي بود كه در بين خود اصلاح‌طلبان كه حدود 18 گروه را شامل مي‌شدند، اتفاق‌ مي‌افتاد، يعني اين اختلافات در بين اصلاح‌طلبان روي مي‌داد و بر روي جريان اجتماعي جامعه تاثير مي‌گذاشت.

    صفارهرندي با اشاره به اين نكته كه جريان اصولگرايي با اين نام و عنوان سابقه طولاني ندارد و پيش از دوم خرداد نيز مقوله‌اي به نام اصولگرايي در صحنه سياسي كشور نداشتيم و در آن زمان بيشتر بحث دو جناح راست و چپ مطرح بود، اضافه كرد: اختلافات ميان اصلاح‌طلبان دليلي بود تا جبهه سياسي مقابل كه نيروهاي اصولگرا بودند، وارد صحنه شوند و اين تحركات معادله سابق را به مناقشه ميان جريان اصولگراي وفادار به انقلاب و جريان اصلاح‌طلب كه پس از مدتي اصلاح‌طلبي آن بوي تجديدنظرطلبي و خروج از انقلاب و نظام را مي‌داد، تبديل شد.

    وي افزود: خروج از موضع جناح راست و ظاهر‌ شدن در موضع جريان اصولي وفادار به اصل انقلاب، موفقيت بزرگي براي نيروهاي خودي در ساحت سياسي بود چراكه توانستند با چنين عنواني به ماهيت حركت خود اعتبار ببخشند، اما در اين ميان نقش اول و برجسته را شخص مقام معظم رهبري بر عهده داشتند، چرا كه ايشان با رهنمودهايشان اين جريان اصولگرا را هدايت كردند و عمده اين راه را هم بر عهده دانشجويان گذاشتند كه اثر عملي اين قالب‌شكني در انتخابات شوراهاي دوم به صورت محدود و در مجلس هفتم به صورت مفصل و گسترده ديده شد.

    صفارهرندي با اشاره به اينكه اين رويه تا اواخر دهه 70 به صورت جسته و گريخته ادامه داشت و اين جريان وفادار به انقلاب به آرامي و با تغييرات جديد خود را معرفي مي‌كرد، خاطرنشان كرد: عملا وارد مرحله‌اي شديم كه يك جناح جديد به اسم جريان اصولگرايي در كشور شكل گرفت كه هم گفتمانش با گذشته متفاوت بود، هم آرمان‌هاي متعالي‌تري داشت و هم اهل زد و بندهايي از جنس نشستن در اتاق‌هاي دربسته و فارغ از جامعه تصميم گرفتن و يا اينكه يك جلسه خدمت هاشمي رفسنجاني بروند و اين فرد بگويد من چنين چيزي را مصلحت نمي‌دانم و اين موضوع حذف و اصلاح شود، نبودند و اين يك موفقيت بزرگ براي اين جناح بود.

    وي اضافه كرد: در صحنه سياسي، طرف مقابل، به موازات توفيقاتي كه براي اين طرف حاصل مي‌شد، در موضع تدافع قرار گرفته بود و سعي مي‌كرد وحدت در گروه را براي خود حفظ كند، اما اين موضوع شدني نبود و دليلش نيز اين بود كه آنها آرمان مشتركي نداشتند و سليقه‌هايشان در اداره كشور با يكديگر متفاوت بود، اين تعارضي كه بين گروه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب وجود داشت، خود به خود زور اين جماعت را كم مي‌كرد و در موقع انتخابات شانس آنها را براي دسترسي به قدرت كاهش مي‌داد.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه شكل‌گيري شوراي شهر دوم در تهران و شهردار برآمده از اين شورا، اولين آزمون عملي جريان اصولگرا در صحنه اداره كشور ارزيابي مي‌شد، گفت: در آن زمان طرف مقابل مي‌گفتند اين ادعاها كه اگر انقلاب را دوباره به مسير حقيقي خود برگردانيم و آرمان‌هاي امام را در دستور كار قرار داده و از رهبري تبعيت كنيم، به مردم بيشتر خدمت خواهد شد، فقط در حرف امكان‌پذير است و در عمل كارگشا نخواهد بود اما اين مباحث در عمل زماني محك خورد كه يك كار اجرايي مانند شهرداري تهران به دست اين طرف افتاد و آزمون خوبي نيز پس داد.

    صفارهرندي ادامه داد: زماني كه مجلس هفتم شكل گرفت، جامعه با مجلسي مواجه شد كه گفتمان اصلي خود را از مباحث دل آزار سياسي كه مجلس ششم اسير آن بود و به جامعه منتقل مي‌كرد، جدا كرده بود و تمام تلاشش بر روي اين بود كه چه طور مي‌توان بهتر خدمت كرد و بر احوال معيشت و روزمره مردم تاثير بيشتري گذاشت، در واقع گفتمان قالب تغيير كرده بود و مردم اين را حس مي كردند.

    وي ادامه داد: مردمي كه قبلا شنيده بودند مزروعي نماينده مجلس ششم مي‌گفت "ما براي توسعه سياسي آمده‌ايم و مسائل معيشتي مردم هيچ ربطي به مباحث مورد دغدغه ما ندارد" اكنون با مجلسي روبرو بودند كه اصرار داشت، دولت بايد پيگير مسائل معيشتي مردم باشد.

    صفارهرندي افزود: يكي دو سال آخر، به دولت اصلاحات سخت گذشت، از اين جهت كه علي‌رغم ميلش بايد تغيير گفتمان مي‌داد لذا آنها شروع كردند به درآوردن شكلك از اين نوع كه مي‌خواهند به وضعيت معيشت مردم رسيدگي كنند، حقوق برخي طيف‌ها را بالا بردند و سعي كردند به رغم ميل‌شان جلوي گراني را بگيرند يعني نه اينكه از ارزاني بدشان بيايد بلكه ميل‌شان اين بود كه در محيط اقتصادي دخالت نكند ولي آن سال مجبور به دخالت شدند و جلوي افزايش قيمت‌ها را گرفتند.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به اينكه با روي كار آمدن دولت نهم آخرين سنگري هم كه متعلق به جريان اصلاح‌طلب بود، از هم فروپاشيد، گفت: همه كانون‌ها در كنترل و اختيار جناح اصولگرا قرار گرفت و حالا تصوري كه در ذهن‌ها مي‌نشست اين بود كه علي‌رغم برآورد قبلي طرف مقابل كه معتقد بود جريان وفادار به خط اصيل انقلاب و ايستاده در برابر غرب و امريكا و جريان مدافع محرومين و مخالف برخورداري زياده‌خواهان عرضه حكومت كردن ندارد، يك مرتبه چشم باز كردند و ديدند مردم به اين جريان اعتماد كردند و همه قواي كشور را به آن سپردند.

    صفارهرندي در ادامه يادآور شد: يكي از دلايل و انگيزه‌هاي اصلي موسوي براي آمدن به صحنه نيز همين قضيه بود، چراكه تا پيش از آن در بين خود اصلاح‌طلبان نيز گفته مي شد كه ديگر كسي نمي‌تواند با مدل حكومت داري دهه 60 و زمان امام اين مملكت را اداره كند.

    صفارهرندي ادامه داد: تا قبل از دولت نهم چندين بار به موسوي پيشنهاد شده بود كه نامزد انتخابات شود اما او پاسخ داده بود كه شرايط با گذشته فرق كرده و ديگر جامعه پذيراي كسي مثل من كه مدل خاصي را در دهه 60 براي اداره كشور داشتم، نيست، اما وقتي دولت احمدي‌نژاد سركار آمد و مجلس، مجلس اصولگرا شد و مردم اعتماد كردند و در مجلس هشتم هم دوباره همان گفتمان مجلس هفتم قالب شد، موسوي به فكر افتاد كه وارد صحنه شود.

    وي افزود: دليل اصلي اغوا شدن موسوي براي اينكه مي‌تواند به صحنه بيايد و بزند و ببرد، اين بود كه وقتي مدل احمدي‌نژاد جواب مي‌دهد يعني مدل انقلاب جواب مي‌‌دهد پس من مي‌آيم، مني كه نسخه اصلي آن هستم و او بدل من است.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: در حقيقت تحولات سياسي ساليان اخير متاثر از يك چرخش اساسي در مسير انقلاب است، مسيري كه نظام در حال طي ‌كردن بود و به نظر مي‌رسيد كه براي برخي‌ها جا افتاده بود كه انقلاب به پايان رسيده و نظام با مدل‌هاي سابق خود ديگر نمي‌تواند ادامه حيات دهد لذا تاج‌زاده وزير كشور دوره دوم خاتمي، جلساتي را به اسم جلسات مطالعه و پژوهش برگزار مي‌كرد و دستور اين جلسات آن بود كه چه طور مي‌توانيم مدلي را براي آينده انقلاب و نظام پيش‌بيني كنيم كه ضمن حفظ ظاهري جمهوري اسلامي از آن عبور كرده و جمهوري عرفي سكولار را بدون اينكه قانون اساسي را تغيير دهيم در كشور جايگزين جمهوري اسلامي كنيم.

    صفارهرندي ادامه داد: آنها مي‌دانستند كه قانون اساسي را نمي‌توانند تغيير دهند، چون به اراده رهبري بند است و رهبري نيز محكم ايستاده بود لذا چاره‌اي نداشتند جز اينكه اين جمهوري را به يك جمهوري سكولار و عرفي تبديل كنند و به دنبال يك گفتمان جمهوري غيرديني باشند كه ظاهرا از عناصر الهام‌بخش پشت صحنه آن رامين جهانبگلو، حسين بشیريه و كيان تاجبخش بودند كه آن زمان تاثيرگذاري فراواني در هدايت اين جمع به اين نقطه داشتند البته حجاريان هم از كساني بود كه اين اتفاق را باور كرده بود، منتها او از اينكه دست به تركيب قانون اساسي زده شود و يا برخلاف آنچه كه در قانون اساسي پيش بيني شده بخواهد حركتي انجام شود، مي‌ترسيد.

    وي اضافه كرد: قبل از ترور حجاريان، من در برنامه‌هايي در دانشكده كشاورزي كرج دعوت داشتم كه دعوت‌كنندگان آن اصلاح طلبان بودند؛ سخنران قبل از من حجاريان بود؛ وقتي من رسيدم بحث‌ها و سوالاتي كه مطرح مي‌شد در اين باب بود كه چرا كار جمهوري اسلامي را يك‌سره نمي‌كنيد؟ و حجاريان مي‌گفت كه عبور از قانون خسارت‌هاي زيادي براي ما دارد، ما بايد بگرديم و راهي پيدا كنيم كه اين خسارت بزرگ را متحمل نشويم.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه در آن حال و هوايي كه طرف مقابل گمان مي‌كرد كه ديگر بايد فاتحه جمهوري اسلامي خوانده شود، دولتي سركار آمد كه با اوج وفاداري به نظام و انقلاب توانايي جذب مردم را به اين گفتمان داشت، تاكيد كرد: دولت توانسته يك نشاط سياسي را به بدنه اجتماعي منتقل كند و استقبال مردم از احمدي‌نژاد در سفرهاي استاني او نشانه جذب مردم به اين گفتمان بود، اما اگر بخواهيم علمي‌تر و سنجيده‌تر موضوع را دنبال كنيم بايد در يك صحنه‌ حساب شده سياسي جذب مردم به گفتمان اصولگرايي را محك زد كه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نقطه محك زدن خوبي براي جذب مردم به جريان اصولگرايي بود.

    صفارهرندي وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي ادامه سخنان خود اظهار داشت: در تحليل سطح اجتماعي جامعه بايد گفت، نظام و بدنه مردمي آن پيش از دوران اصلاحات به دليل حاكم بودن اين گفتمان در بين مردم كه عده‌اي از مسئولان حواسشان است كه مملكت به كدام سمت مي‌رود و لازم نيست كه ما مداخله كنيم و بزرگان كشور در جلسات تصميم مي‌گيرند و تصميم آنها براي ما كفايت مي‌كند، دچار رخوت شده بودند.

    وي افزود: تا پيش از وقايع دوم خرداد و پس لرزه‌هاي پس از آن، استنباط عمومي جناح‌هاي خودي و توده مردم و اجتماعات حزب‌الهي اين بود، اما پس از دوم خرداد و ضربه‌اي كه به نظام وارد شد، تكان بزرگي را در بين جبهه خودي و نيروهاي اجتماعي ايجاد كرد و آنها را از رخوتي كه دچارش شده بودند، جدا كرد.

    * بسيج و دانشگاهيان دو قشر اصلي مؤثر در بازگشت انقلابيون به مسئوليت‌هاي اجرايي كشور بودند

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي ادامه داد: بخش عمده اين جوشش و تحرك در جبهه دانشجويان و قشر دانشگاهي نيروهاي خودي اتفاق افتاد و در كنارش نيز تحركي در بين جامعه جوان حوزوي ما ايجاد شد همچنين بخش ديگر اين تحرك و نشاط را جايي به نام بسيج ايجاد كرد، كه نبايد از آن غافل شد چراكه بسيج نقش تأثيرگذاري در تغيير شرايط جديد داشت يعني اگر ما با گفتمان انقلاب اسلامي از شرايط رخوت و رهاشدگي به شرايط نشاط تازه‌اي كه در جامعه پيدا شده‌بود، رسيده‌ايم، تفكر و گفتمان بسيج نقش بسيار گسترده‌اي در آن داشت.

    صفارهرندي با بيان اينكه بسيج يكي از عوامل مؤثر در اين بود كه جريان اجتماعي معطوف به اصولگرايي به اين ميدان بيايد، گفت: نگاه امام در پايه‌گذاري تفكر بسيج اين بود كه اگر همه جبهه‌ها خود را فراموش كردند و انقلاب را از دست دادند، نيروي بسيجي و تفكر بسيج تنها جايي است كه همواره به نظام وفادار خواهد ماند.

    * مدل فكري هاشمي رفسنجاني اين بود كه مشاركت حداقلي در انتخابات به نفع مركزيت انقلاب است

    وي تصريح كرد: تا قبل از دوم خرداد مديران سياسي از مردم واهمه داشتند و هاشمي رفسنجاني نيز هميشه در مسائل اداري كشور مدل فكري‌اش اين بود كه مشاركت حداقلي در انتخابات به نفع مركزيت انقلاب است اما در آستانه انتخابات دوم خرداد، مقام معظم رهبري بر حضور حداكثري مردم در انتخابات تأكيد مي‌كنند.

    صفارهرندي يادآور شد: هاشمي نيز بعدها گفت كه من براي همين مي‌گفتم كه اگر اكثريت مردم به صحنه بيايند جريان مورد علاقه شما روي كار نمي‌آيد ولي در انتخابات بعدي نيز باز هم مقام معظم رهبري فرمودند: من اميدوارم حداكثر مردم در انتخابات شركت كنند.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه در جوامع ما سه دسته جناح و گروه به صورت توده و انبوه تجمع كرده‌اند، گفت: گروه اول كساني هستند كه در پاي حفظ اين سيستم تا آخرين قطره خون ايستاده‌اند، اينها جريان حافظ و نگهبان نظام هستند؛ دسته دوم جرياني است كه تمام تلاشش واژگون كردن اين سيستم است كه آنها اپوزيسيون انقلابي هستند كه مي‌خواهند ريشه اين انقلاب را بزنند اما يك جماعت ديگر نيز هستند كه نه به اين نگاه تعلق دارند و نه به نگاه ديگر و اكثريت مردم جامعه را شامل مي‌شوند در نتيجه مي‌توان اينطور گفت كه نسبت كلي جمع دو گروه اول 20 تا 30 درصد حداكثر جمعيت جامعه را شامل مي‌شود و بين 70 تا 80 درصد جامعه به جريان سوم كه جريان عمومي جامعه است، تعلق دارند.

    * در سال 76 مردم براي نه گفتن به هاشمي به ناطق رأي ندادند

    صفارهرندي ادامه داد: ناطق‌نوري در انتخابات دوم خرداد در گفتماني ظاهر شد كه مردم مي‌خواستند آن را به زير بكشند، چراكه مردم از هاشمي گسسته بودند و از آنجايي كه ناطق گفت من دنباله رو همان دوره هستم، مردم به او رأي ندادند. با وجود اينكه هاشمي از خاتمي طرفداري مي‌كرد اما احساس جامعه اين بود كه هاشمي پشت سر ناطق‌ است لذا جريان زمان هاشمي رفت و پشت سر گفتماني جديد كه مي‌خواست وضعيت را تغيير دهد، كوپه شد. اما در دوره احمدي‌نژاد اين ماجرا معكوس شد يعني سال 84 وقتي كه انتخابات بين احمدي‌نژاد كه شعاري جديدي داشت و هاشمي كه دنباله رو خودش و جريان دوم خرداد بود، ادامه يافت احساس مردم اين بود كه بايد به دنبال احمدي‌نژاد بروند.

    * جريان مدعي تقلب اگر چشمش را باز مي‌كرد پيش از انتخابات شكستش را حتمي مي‌ديد

    وي افزود: مسئله‌اي كه در انتخابات اخير شاهدش بوديم، نوعي شناسايي درست آن جريان اجتماعي وسيع و توده‌اي است كه راي اصلي را آنها رقم مي‌زنند، بنابراين كساني كه به دنبال پيدا كردن تقلب بزرگ و تقلبي كه موجب شود راي‌ها جابه جا شود، بودند، اشتباه بزرگي كردند چرا كه اينها اگر چشم‌هايشان را باز مي‌كردند و قبل از انتخابات صحنه را مي‌ديدند، مي‌فهميدند كه اين انتخابات را باخته‌اند؛ چنانچه افراد زرنگ اين جريان اين كار را كردند اما برخي از جريانات دنبال اين بودند كه با تحريك مردم در صحنه اجتماعي، جامعه را مشغول به اين مسائل كنند.

    * احمدي‌نژاد در اعتمادسازي مردم نسبت به دولت تا سطح عميقي پيش رفت

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه به صحنه آمدن درست و با نشاط مردم بعد از اين چند سال اتفاق مباركي بود، خاطرنشان كرد: تمركز اين اتفاق در جاهايي كه دولت بهتر عمل كرده بود بيشتر بود؛ به عنون مثال در جنوب كرمان و با توجه به اينكه كرمان به لحاظ سياسي متعلق به جناحي خاص است و شخصيت‌هاي برجسته آنجا نيز به همان جناح تعلق دارند اما تا پيش از دولت نهم در جنوب كرمان هيچ فعاليت مبنايي نشده بود و خيابان‌هاي شهري كه مركز شهرستان تلقي مي‌شد، خاكي بود كه با سرمايه‌گذاري اين دولت در جنوب كرمان و با توفيقات بزرگي كه نسبت به قبل در اين مناطق اتفاق افتاد باعث شد كه احمدي‌نژاد در بسياري از روستاهاي آن منطقه راي صدردرصد بياورد.

    صفارهرندي اضافه كرد: اين تغييرات مباني كه در بخش‌هاي قابل توجهي از كشور حاصل شده بود موجب شد تا آن جمعيت 70-80 درصدي احساس كنند كه احمدي‌نژاد و جريان اصولگرايي براي خدمت آمده‌اند و از اين طريق اعتمادشان به نظام جلب شد لذا از اين جهت بايد گفت كه احمدي‌نژاد در اعتماد سازي مردم نسبت به اين جريان تا سطح عميقي پيش رفت.

    * انتقاد صفارهرندي به انتخاب مشايي

    وي ادامه داد: به تبع اين نگاه در كار دولت احمدي‌نژاد نقطه ضعفي نيز ديده مي‌شود و آن اينكه اگر جريان اجتماعي را به دو شاخصه توده مردم و نخبگان اجتماعي تقسيم كنيم احمدي نژاد در جلب اعتماد جريان نخبه اجتماعي كامياب نبود البته اين به اين معنا نيست كه هيچ كدام از نخبگان حامي دولت نيستند، چه بسا بسياري از علما، اساتيد و دانشجويان همراه و طرفدار دولت بوده و هستند.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه با بيان اينكه در برخي مواقع انتقاداتي نيز به احمدي‌نژاد وجود دارد، اظهار داشت: مثلا وقتي گفته مي‌شود گاهي احمدي‌نژاد در انتخاب دستياران و همكاران خود قواعدي كه همه بايد به آن ملتزم باشند، را زير پا مي‌گذارند، كار به جايي مي‌رسد كه من هم كه رفيق نزديك و همكار او هستم، به اين نتيجه مي‌رسم كه اين انتقادات در برخي موارد كاملاً درست است كه از آن جمله مي‌توان به انتخاب كردان و مشايي اشاره كرد.

    * موسوي خویيني‌ها از ابتدا با ولايت فقيه مخالف بود

    صفارهرندي در ادامه اين نشست، در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه چه دليلي موجب شد تا موسوي و افرادي از اين دست دچار نوعي تجديدنظرطلبي در افكار و گفتمان انقلاب شدند، اظهار داشت: اينكه چطور يك نفر ممكن است به وادي بازگشت از گفتمان انقلاب و اسلام و جمهوري اسلامي برسد، از چندين جنبه قابل بررسي است.

    وي افزود: در مباحثي كه مقام معظم رهبري در بخش عوام و خواص مطرح كرده‌اند به اين مسئله پرداخته شده است، اما موضوع ديگري كه بايد مد نظر قرار بگيرد اين است كه انسان‌ها وقتي از نقطه كانوني يك واقعه فاصله مي‌گيرند با غفلت و فراموشي مواجه مي‌شوند.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه وقتي از انقلاب دور مي‌شويم ممكن است از انديشه‌ها و انگيزه‌هاي آن نيز دور شويم، تصريح كرد: موسوي خوئيني‌ها پس از رحلت امام(ره) و در دوران ابتدايي رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با رهبري ايشان مخالف بود و هميشه نسبت به موضوع رهبري ايشان واكنش منفي نشان مي‌داد كه بخشي از شيطنت‌هاي كنوني وي نيز متاثر از همان نگاه قديمي است.

    صفارهرندي ادامه داد: موسوي خوئيني‌ها در يكي از كلاس‌هاي درسش در يكي از واحدهاي دانشگاه آزاد عنوان مي‌كند كه ولايت مطلقه فقيه اساسا مسئله قابل قبولي نيست و نمي‌شود آن را پذيرفت. از وي سوال مي‌شود كه شما كه جزو گروه محوري بوديد كه در زمان امام كساني را كه نسبت به مسئله ولايت فقيه تشكيك عملي كرده بودند به ضديت با اسلام متهم كرده و گفتيد كه ضد انقلاب و طرفدار اسلام آمريكايي هستيد پس چطور اين حرف را مي‌زنيد؟

    وي اضافه كرد: موسوي خوئيني‌ها گفته بود كه من زمان امام(ره) هم ولايت مطلقه را قبول نداشتم اما از آنجايي كه امام جاذبه فوق‌العاده‌اي داشت و ما نيز از شاگردان ايشان بوديم رويمان نمي‌شد كه جلوي امام مخالفت كنيم اما حالا كه اين شرايط نيست، من مي‌گويم كه از ابتدا هم اين مسئله را قبول نداشته‌ام.

    وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه با بيان اينكه مشابه اين صحبت‌ها را نيز مي‌توان در صحبت‌هاي آدم‌هاي كوچك‌تر اين جريان نيز ديد، اظهار داشت: از آن جمله مي‌توان به سخنراني كديور در كانادا پس از فتنه‌هاي اخير و در مراسمي كه براي كشته‌شدگان اين ماجرا گرفته شده بود اشاره كرد كه مي‌گويد "اين اتفاقات نشان داد كه حكومت ديني بر پايه جمهوري ولايي اساسا موضوعيت ندارد و در دوره امام نيز اين حكومت به دليل رابطه امام با مردم و نقش و سيطره معنوي ايشان قابل تحمل بود، اما پس از امام تضاد بين دين و سياست برجسته شد. "
    صفارهرندي تاكيد كرد: از صحبت‌هاي اين افراد مي‌توان فهميد كه اين عده از ابتدا نيز با نظام اسلامي و ولايت فقيه زاويه داشتند و اكنون مشكلاتشان در حال بروز كردن است يعني تجديد نظرطلبي اكنون اين‌ها موثر از زمينه‌هاي قبلي‌شان بود.

    وي در خصوص بخش ديگري از افراد كه دچار تجديد نظرطلبي در افكارشان مي‌شوند، گفت:‌ يك عده هستند كه موضع‌شان مسائل فكري و نظري نيست، اين‌ها افرادي هستند كه در صحنه عمل و وقتي منافع‌شان به خطر مي‌افتد ديدگاهشان عوض مي‌شود كه طلحه و زبير نمونه تاريخي اين افراد هستند، كساني كه حاضر بودند براي به حكومت رسيدن امام علي (ع) شمشير بزنند اما زماني كه مي‌خواستند ويژه‌خواري كنند بر سر امتيازطلبي با امام علي(ع) جنگ كردند.

    صفارهرندي با بيان اينكه بخش ديگري از اين افراد كساني هستند كه مرعوب مي‌شوند يادآور شد:‌ اين افراد زماني كه احساس كنند جايگاه و موقعيتشان به خطر افتاده مرعوب شده و زير بار هر فشار و تهديدي مي‌روند و حتي حاضرند با دشمنان نيز بر سر ميز مذاكره بنشينند اما عده ديگري از اين جمع نيز كساني هستند كه همواره متاثر از فضاهايي مي‌شوند كه در اطرافشان به وجود مي‌آيد كه از اين دست افراد نيز در مسئولين مكرر داشته‌ايم، يعني كساني كه دائم موضع اصولگرايانه افراطي مي‌گرفتند و حالا معكوس شده‌اند و حتي در ضديت با ولايت فقيه نيز قرار دارند.

    + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 23:7 توسط علی |

  • آيت‌الله مصباح يزدي در واکنش به حوادث پس از انتخابات
    بعد از شكست و رسوايي وحدت را مطرح مي‌كنند

    رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت: براساس اسلام و اعتقادات شيعه، محور وحدت، ولايت فقيه است.

    به گزارشرجانيوز،آيت‌الله مصباح يزدي در ديدار با جمعي از فرماندهان نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در تالار موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، يكي از راه‌هاي افزايش بصيريت را ابهام‌زدايي از ارزش‌هاي مطرح شده در جامعه دانست و گفت: ارزش‌هايي در جامعه وجود دارد كه شعارهاي ديني، فرهنگي، سياسي و اجتماعي براساس آن شكل مي‌گيرد كه در صورت ابهام در اين ارزش‌ها، شعارها نيز مبهم مي‌شوند.

    وي ادامه داد: به عنوان مثال شعار «اصلاح» و «اصلاحات» كه شعار انبياء الهي نيز بوده است يكي از همين شعارهاي مبهم است كه در طول تاريخ و از صدر اسلام تاكنون از سوي كساني مطرح شده كه راهي متفاوت با انبياء داشته‌اند و بايد از ‌آن ابهام‌زدايي شود.

    علامه مصباح يزدي «وحدت» را يكي ديگر از اين ارزش‌ها دانست و با خاطرنشان ساختن اينكه وحدت و اتحاد امر قابل قبول همگان است، افزود: هر عاقلي مي‌داند كه تفرقه و اختلاف موجب هدر رفتن نيروها و فشل شدن جامعه مي‌شود. اما حقيقت چگونگي حصول اتحاد و محور وحدت از جمله مسائلي است كه بايد از آن ابهام‌زدايي شود.

    رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) با اشاره به اينكه در غالب كشورهاي دنيا دو يا چند حزب رقيب در جامعه وجود دارند گفت: روش معمول در كشورهاي جهان اين است كه حزبي كه در انتخابات بازنده مي‌شود هر چند به صورت ظاهري به حزب رقيب تبريك گفته و با تلاش براي رفع نقايص خود را براي انتخابات آينده آماده مي كند.

    استاد برجسته حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: اگر در كشوري برخلاف اين روش، حزب شكست خورده نه تنها تبريك نگفت، بلكه دست به اغتشاش و كارهاي غيرمعقول زد و بعد از رسوايي در جامعه شعار وحدت سر داد، اين حركت سوء استفاده از وحدت است، چرا كه در زمان قدرت هرگز وحدت را مطرح نمي‌كنند و سعي در تحميل قدرت خود دارند، اما بعد از شكست و رسوايي وحدت را مطرح مي‌كنند.

    آيت‌الله مصباح يزدي با اشاره به اهميت و تاكيدات قرآن و روايات بر وحدت، به ذكر نمونه‌هايي از سوء استفاده از عنوان وحدت در طول تاريخ پرداخت و گفت: هرگونه وحدت با هر كسي مطلوب نيست، بلكه زماني وحدت ارزش دارد كه براساس حق، باعث پيشرفت حق و در جهت رسيدن به هدف مقدسي باشد.

    عضو مجلس خبرگان ضمن اشاره به ايستادگي انبياء براي ترويج عقيده حق و مخالفت با جمعيت كثير مشركان، ادامه داد: اگر منظور از وحدت، وحدت در فكر و عقيده باشد. نبايد براي دستيابي به وحدت از اعتقادات حق دست برداشت، چرا كه مطلوبيت وحدت به حق بودن محور آن است و حق نبايد فداي وحدت شود.

    علامه مصباح يزدي وحدت در عمل براساس اصول و عقايد مشترك را شكل ديگري از وحدت عنوان نموده و وحدت شيعه و سني را از اين نوع ذكر كرده و افزود: در اين نوع وحدت بايد با تكيه بر اشتراكات حق كه مقبول دو طرف است، در مقابل دشمن مشترك ايستاد و در راستاي تقويت اين اشتراكات كوشيد و از بيشتر شدن اختلافات در عقيده نيز جلوگيري كرد هر چند نبايد از عقيده حق دست برداشت.

    + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 20:2 توسط علی |

  • سه پرده از فاتح

    پرده اول: فاتح و دعوت ازمیرحسین برای حضور در شریف

    تا قبل از معرفی او از سوی ستاد موسوی به عنوان نماینده برای مناظره در دانشگاه شریف میان نمایندگان دو کاندیدای مطرح انتخابات، نامش را جسته و گریخته چندبار شنیده بودم، اما هیچ گاه به طور دقیق نشده بود تا از سمت اصلی او در ستاد موسوي و نقشی که در ستاد او دارد، آگاهی پیدا کنم. جدی ترین باری که میان این دفعات جسته و گریخته نام او را آن هم نه چندان پررنگ در ذهنم باقی گذاشته بود، باز می گردد به اوایل فروردین ماه امسال (1388) که به دعوت بسیج دانشجویی از میرحسین موسوی برای شرکت در دانشگاه شریف اقدام کردیم.

    از آنجایی که یکی از مسئولین بسیج دانشگاه، با حلقه اول اطراف موسوي نسبت فامیلی داشت، خیلی زود درخواستمان به موسوي رسیده بود و او هم گویا در پایین نامه امضایی را جهت اقدام کرده بود. اما هفته ها از پیگیری بسیج می گذشت و موسوي همچنان به دعوتنامه پاسخی نداده بود، با یکی از اعضای ارشد ستاد وي در دانشگاه شریف که شاید بیشترین ارتباط را با ستاد داشت، صحبت کردم و از او پرسیدم که مگر موسوي خود را یک بسیجی نمی داند؟ و مگر هم او نیست که از بسیج و بسیجیان به افتخار یاد می کند، پس چرا هنوز دعوت ما عملی نشده است؟ و او در پاسخ به من چنین گفت: "در ستاد، این ميرحسين نیست که تصمیم می گیرد بلکه ابوالفضل فاتح است که مسایل را تعیین می کند"، در نفوذ عضو ارشد ستاد موسوي در احزاب و ارگان های مختلف اصلاحات شکی نداشتم و صادق می پنداشتمش، بنابراين دلیلی نمی دیدم که بخواهد در یک گفت‌وگوی دوستانه به من خلاف واقع بگوید، اما هرچه که بود، ما را از پایان یک انتظار بیهوده بازداشت، به دلیل عدم اختیار موسوي در ستاد.

    پرده دوم: فاتح و مناظره با یک دوست قدیمی

    به تعطیلات قبل از امتحانات پایان ترم نزدیک می شدیم و از همین روی پرونده انتخابات در دانشگاه شریف رو به بسته شدن بود، قصد داشتیم تا آخرین برنامه مناظره را میان نمایندگان 2 کاندیدای مطرح برگزار كنيم.

    در پایبند بودن به قول حضور در دانشگاه، از اصلاحاتی‌ها که اصلاً خاطره خوبی نداشتیم و البته اصولگراها هم کارنامه درخشانی برای حضور در برنامه های دانشجویی ازخود برجای نگذاشته بودند، تا اینکه بالاخره یکی از اصولگرایان مطرح و شاخص که یک پای ثابت بیشتر مناظره ها شده بود، به ما برای حضور در یک مناظره قول مساعد داد وازهمان موقع تلاش دوستان برای هماهنگی طرف دیگر مناظره که قاعدتاً از میان اصلاح‌طلبان بود، شروع شد.

    اما در پیگیری‌های شخصیمان، هیچ اصلاح‌طلبی حاضر به مناظره با وی نمی شد تا اینکه از سوی ستاد موسوی "ابوالفضل فاتح" به‌عنوان نماینده برای مناظره معرفی شد. با نماینده احمدی نژاد تماس گرفتیم و در دل خوشحال بودیم که بالاخره قرار مناظره هماهنگ شد اما در کمال تعجب نماینده اصولگرا حاضر به مناظره با این وي نبود و عجیب‌تر استدلال او از این امتناع بود: "من و آقای فاتح از زمان جنگ رفاقت دیرینه ای با هم داشته ایم، بگذارید من با ایشان تماس بگیرم، خودم خبرتان می کنم که ایشان می آیند یا نه؟" از طرفی تعجب کردیم که رفاقت قدیمی چه ارتباطی به مناظره و بحث سیاسی دارد و از طرف دیگر خوشحال بودیم که در آن فضای تنش زا، فردی که نام او در تمام مناظره های مطرح برده می شود، در این گیر و دار به فکر رفاقت دوستان جبهه ای خود است. در همین افکار بودیم که تماس گرفت و گفت «"ابوالفضل فاتح" در مناظره شرکت نمی کند و من تنها حضور می یابم.»

    در روز موعد مناظره که آرمین، عطریانفر و محمدرضا خاتمی و بسیاری دیگر از حضور در آن دوری جسته بودند، به صراحت گفت "با اصرار خودم و به‌خاطر رفاقتمان آقای فاتح نیامده است."

    پرده سوم: فاتح و نامه به سردار جعفری

    موضع گیری‌ها و سخنان فاتح و آن جمله ای که عضو ارشد ستاد موسوي پیرامون نقش او در ستاد گفته بود، ذهنیت بدی را از فاتح در ذهنمان متصور کرده بود اما شاید حضورش در جبهه و روایت یک اصولگرا از او، کمی آن ذهنیت را تلطیف می کرد.

    اما بعد از انتخابات و حوادث پس از آن که معلول یک فتنه از قبل برنامه ریزی شده بود، ابوالفضل فاتح بیش از پیش سر از لاک خود در آورد و نمایان تر از گذشته در رسانه های جمعی حاضر شد.

    او همچون میرحسین موسوی توهم "تقلب" در انتخابات را مطرح کرد و در چند موضع گیری، نامه نگاری و نوشتن یادداشت های مختلف بر این ادعای واهی خود سفیهانه اصرار ورزید و شاید نوک پیکان همه این فرافکنی ها و افتراها به‌جای پاسخ گویی و عذرخواهی از مردم، نامه وی به فرمانده سپاه پاسداران بود که سراسر، اتهاماتی بود که با عوض کردن چند فاعل و مفعول بیشتر آن متوجه خود فاتح می گردید و گویی او شکوايیه ای را علیه خود نوشته بود.

    چندی پیش سردار جعفری در یک اقدام شجاعانه ای، به افشاگری علیه سران اغتشاش پرداخته بود و با توجه به اشراف امنیتی ارگانش در فتنه های بعد از انتخابات، خاتمی، خويینی‌ها، مهدی هاشمی، فاتح و... را به نوعی، از مسببان این اغتشاشات نامیده بود که صحبت های او علیه خاتمی و خويینی‌ها هرگز تکذیب نشد و سکوت آن دو حاکی از ترسشان در هر گونه مقابله نابخردانه با این افشاگری بود.

    فاتح در نامه خود خطاب به سردار جعفری آورده بود: "بهتانی تا این اندازه زشت و بی پایه در کدام دادگاه منصف به اثبات رسیده است که که اینک مستند ادعای خطیر و موهوم اخیر شده است؟... واحسرتا اگر مبنای همه‌ی ادعاها و تحلیل ها چنین بی اساس و سست باشد و وامصیبتا اگر چنین تحلیل هایی مبنای عمل نیز قرار گرفته باشد که متأسفانه در موارد بسیاری چنین شده است... در حیرتم که چقدر ناصواب بهتان می‌زنند."

    اگرچه بی گمان، سردار جعفری برای اثبات سخنان خود اطلاعات لازم دیگری را دارد و احتمالاً در صورت نبود برخی مصلحت ها به نکات تکان دهنده دیگری اشاره می کردند، اما روی اصلی سخن در این نگاشته اینجاست که چگونه فاتح و یاران موسوی نیز بدون آنکه منتظر رأی مراجع منصف و مرتبط با صحت انتخابات باشند، بدون هیچ سند و مدرکی چنین بهتان زشت و بی پایه‌ای را علیه نظام مطرح کردند.

    واحسرتا که مبنای همه ادعاها و تحلیل‌های موسوی و فاتح بعد از انتخابات چنین بی‌اساس و سست بود و دروغ های مکررشان اعم از تقلب، لیست 72 شهید، داستان قتل ترانه موسوی، ندا آقاسلطان، سعیده پورآقایی و... دورویی آنهارا ثابت کرد و وامصیبتا که چنین تحلیل هاي نادرستی مبنای عمل نیز قرار گرفت و متأسفانه لطمه های فراوانی را به مردم و جمهوری اسلامی وارد کرد و همه از موسوي و فاتح و ستادشان در حیرت بودند که چقدر ناصواب بهتان می زنند.

    فاتح در ادامه نامه خود آورده است که: "به خوبی به یاد دارم که آخرین باری که خدمت حجت الاسلام والمسلمین خاتمی رسیدم، نگرانی‌اشان اساس نظام بود و غمگینانه می گفتند که این جریانات متعدی و متحجر روزی شخص رهبری را هم نشانه خواهند رفت."

    این قسمت از نامه فاتح نیز کاملاً در ابهام است، زیرا چنانکه سردار جعفری نیز در سخنان خود که ناشی از اشراف اطلاعاتی بر جلسات محرمانه ستادهای آشوب و اغتشاش علیه نظام و ملت بوده است، چنین گفتند:

    «آقاي خاتمي در بهمن 87 مي‌گويد: "اگر در اين انتخابات احمدي‌نژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف مي‌شود، اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي‌شود و با شكست اصولگرايان بايد قدرت رهبري را مهار كرد."»

    سخنانی که هیچ‌گاه از سوی خاتمی تکذیب نشد والبته این قسمت از سخنان سردار جعفری از قول ابطحی و دیگر متهمان نیز نمی باشد که فاتح بخواهد متهمان را که تا دیروز یاران صمیمی او بوده اند، مورد اهانت قرار داده و در وصفشان بگوید "حرجی به آنها نیست" و سخنانشان را انکار کند.

    با توجه به این موارد این نقل قول فاتح از 3 حال خارج نمی تواند باشد، یا فاتح مطالبی ناروا و دور از واقعیت را مطرح می نماید!، یا خاتمی می خواسته است فاتح را گمراه کند (که البته چندان منطقی بنظر نمی رسد؟) و یا اینکه حافظه وی دچار اختلال گردیده است.

    فاتح در نقل دیگری از موسوي، در اوخر نامه می نویسد: "آخرین روزها آقای مهندس موسوی به من می گفت: در زمان نخست وزیری اصرار داشتم که حتماً برخی افراد که شهره به علاقه مندی به آیت الله خامنه ای بودند در تیم همکارانم حضور داشته باشند. یکی از دلایل که شما را نیز در این منصب و حلقه ی اول خود قرار داده ام همین علاقه و اعتقاد شما به نظام و شخص آیت الله خامنه ای است".

    اگر بخواهیم به تحلیل این جمله نیز بپردازیم احیاناً باز هم به 3 حالت نتیجه گیری قبلی می رسیم، زیرا چنانکه تاریخ شهادت می دهد، موسوی نه تنها کسانی را که شهره به علاقه مندی به آیت الله خامنه ای بودند، در تیم همکاران خود قرار نداده است بلکه معدود افرادی را که در آن زمان بنظر قرابت فکری نسبی با آیت الله خامنه ای داشته اند را در دور دوم نخست وزیری از کابینه خود حذف می نماید افرادی همچون مرتضی نبوی، عسگراولادی و.... البته انتقادات صریح آیت الله خامنه ای در همان زمان از بعضی سیاست های نادرست برخی وزرا مثل محتشمی پور (وزیر کشور دور دوم نخست وزیری موسوي) و دیگر قسمت های دولت فراموش نشدنی است.

    در انتخابات اخیر نیز بعد از دعوت رهبر انقلاب از وی برای پایبندی به قانون و تمکین به بررسی شورای نگهبان، مطرح ساختن مکرر تقلب و متهم کردن نظام، عمق تبعیت او از ولایت را آشکار ساخت.

    فاتح در ادامه عریضه خود چنین نگاشته است که: "به یاد می آورم و قسم می خورم که هرگز برای شب ها و روزهای پس از انتخابات برنامه ای نداشتیم."

    مساله حافظه فاتح را قبلاً یک‌بار بررسی کرده بودیم، لذا به عبارت "به یاد می آورم" چندان اهمیتی نمی دهیم، اما قسم خوردن فاتح آنگاه بسیار عجیب می نماید که موسوی شب انتخابات در مصاحبه با مجله تایم و ده ها مورد دیگر که در مقالات مختلف به تفصیل احصاء شده است، همگی خبر از اتفاقات بعد انتخابات می دهد.

    اما سوال اینجاست که فاتح بر چه اساسی اینگونه قسم می خورد حال آنکه نقش محوری او در ستاد موسوي و رابطه اش با وی چنانکه خودش نیز در نامه نگاشته است، زاید الوصف است و بی گمان او نیز از فهوای سخنان موسوي در شب انتخابات خبر داشته است، پس چگونه قسم می خورد برنامه ای نداشته اند؟

    وی در اواخر نامه چنین بیان می کند: "ایمان دارم که هیچ ستادی به اندازه ی ستاد مهندس موسوی متکی به مردم و با دست خالی به میدان نیامد، کمترین هزینه و بهترین استقبال را داشت. دستش از بیت المال کوتاه بود..."

    اگرچه قسم به ادعاهای کاملاً ناصحیح در پاراگراف های قبلی نامه او، لفظ "ایمان دارم" را خود به خود ملغی می کند و نیازی به تحلیل آن وجود ندارد، اما گویا فاتح برگزاری جشن ها و همایش های بزرگ و پر طمطراق همچون همایش برج میلاد و ورزشگاه آزادی، اعترافات صریح متهمان و اوباش در دادگاه به دریافت وجه از سوی ستاد موسوی، نقش ویژه مهدی هاشمی در ستاد که بی پروا مبالغ سنگینی را برای ایجاد رسانه های سیاه نمای مختلف و البته ایجاد اغتشاشات هزینه کرده بود و در اعترافات متهمان نیز، اقرار به برداشت این مخارج از بیت المال حتی در انتخابات سال 84 شده بود، فراموش کرده است؟!

    ای کاش فاتح، همان فاتح دوران جنگی که دوست اصولگرایش بخاطر آن دوران از مناظره با او سرباز زد، باقی می ماند.

    + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 19:58 توسط علی |

  • اعترافات سیاسی؛ ترمز قطار بی‌فرمان توهم سبز
    چندی است مقوله ای به نام "اعترافات" در فضای سیاسی کشور بحث برانگیز شده است؛ آن گونه که هر سوی میدان تحلیل یا توجیهی بر آن بار می کند. سوالی که وجود دارد این است که آیا متهمان وقایع اخیر به یکباره در زندان متنبه شده اند؟ آیا آنچه اینان بیان می کنند از سر ندامت است یا از سر واهمه یا چیز دیگر؟ چرا چهره ای چون سعید حجاریان که روزی از او با عنوان تئوریسین جریان اصلاحات یاد می شد نیز در صف اعتراف کنندگان قرار گرفته است؟ تئوریسین برجسته اصلاحات در این میان چه می کند؟ سوال دیگری که وجود دارد نتیجه و برآیند آن چیزی است که این روزها بر سر اصلاحات می رود. با این تفاصیل آینده اصلاحات چگونه خواهد بود؟ آیا اصولا کسی در جبهه اصلاحات به آینده هم فکر می کند؟ به نظر پاسخ این دو سوال جوابگوی بسیاری از اما و اگرها خواهد بود. البته این دو پاسخ دو وجه یک جواب واحدند و بدون درنظر گرفتن یک سیر تاریخی و مرور حوادث اخیر غیر قابل حصول. بعد از انتخابات نهم زمینه برای به حاشیه رفتن اصلاحات هر روز بیش از پیش مهیا شد. گفتمانی که مدتها تلاش می شد تا در بین مردم ترویج شود، در دولت نهم به راحتی به سخره گرفته می شد. آن گونه که واژه هایی نظیر دموکراسی خواهی نیز در تریبون های رسمی ملال آور و تهوع آور لقب می گرفت. در عین حال برخی دستاوردهای دولت نهم مثل دستاورد هسته ای و مقایسه تطبیقی شرایط کشور با زمان اصلاحات، عرصه را بر داعیان این جبهه تنگ و تنگ تر می کرد. در این شرایط بود که انتخابات برای اصلاح طلبان به قصه مرگ و زندگی بدل شد و این معنا را هم اصلاح طلبان خوب می فهمیدند. در عین حال تجربه تاریخ ایران نشان می داد که مردم علی القاعده رییس جمهور را برای دور دوم نیز برخواهند گزید. در این شرایط و با توجه به فضای به وجود آمده در سطح کشور سخن گفتن از کلیدواژه های اصلاحات، کاری از پیش نمی برد. دقیقا به همین دلیل بود که خاتمی از عرصه انتخابات کنار رفت. اصلاحات ناگزیر زمین گفتمانی اصولگرایان را برای رقابت برگزید و ترجیح داد تا با چنگ زدن به دامن نخست وزیر دهه شصت که همچنان برخی رویکردهای چپ را با خود به یادگار دارد، وارد میدان شود. در این میان هدفی بالاتر از پیروزی در انتخابات اهمیت داشت و آن اعاده حیات اصلاحات بود. در عین حال باید یک جریان رادیکال هم شکل می گرفت تا میرحسین وجهه ای معتدل در افکار عمومی پیدا کند. سادگی کروبی فرصت مناسبی بود تا او برای همیشه هزینه شود و شد. جایگاه کروبی بعد از انتخابات با قبل از آن تفاوت بسیاری کرد و از او خصوصا بعد از مناظره های تلویزیونی تصویر شخصیتی ساده لوح در افکار عمومی شکل گرفت و این از چندین زاویه به نفع اصلاحات بود. اول اینکه یک چهره همیشه مخالف و غیرقابل کنترل از صحنه خارج می شد، دوم اینکه بقای شعارها و آرمان های اصلاحات در وجه رادیکال خود تضمین می شد، سوم وجهه روحانیت که نماد سنت در مقابل مدرنیته بوده و هست تخریب می شد، و دست آخر اینکه موسوی جایگاهی میانی و معتدل پیدا می کرد. دقیقا به همین دلایل مخالفت اولیه اصلاح طلبان با حضور کروبی در عرصه انتخابات و نگرای اولیه آنان از این حضور به استقبال بدل شد. هدف اصلی چنانچه گفته شد، تضمین بقای اصلاحات و احیای دوباره آن بود و برای این بقا می بایست اصلاح طلبان در ظاهر هم که شده خط خود را از جریان افراطی جدا نشان می دادند و از افتادن در دام رادیکالیسم نیز اجتناب می کردند. به این ترتیب دو سناریو برای انتخابات نوشته شد. یک سناریو برای پیروزی و سناریوی دیگری هم برای شکست. و اتفاقا شکست موضوعیت بیشتری داشت. چرا که نظرسنجی ها ضرورت سرمایه گذاری بر این احتمال را دو چندان می کرد. راه حل در تردید افکنی بود و ایجاد آتشی که در زیر خاکستر باقی بماند و بعدها بتوان از آن استفاده لازم را کرد. به این ترتیب هم اصلاحات خود را شکست خورده انتخابات نمی دید، هم با مدعی شدن، وحدت خود را بیش از پیش باز می یافت و هم زمینه را برای انتخابات ها و گام های آتی با ایجاد یک شبکه اجتماعی حداقلی فراهم می کرد. این برنامه ریزی که البته با تحلیل ها و مواضع ارائه شده توسط اصلاح طلبان در همان ایام قابل تطبیق است، تا اینجا تقریبا به درستی محقق شد؛ اما بعد از انتخابات کمی شرایط تغییر کرد. در سایه هیجان ایجاد شده و توهمی که اطرافیان برخی از شخصیت ها تشدید می کردند، خواه ناخواه اصلاحات به دام رادیکالیسم غلتید و این زنگ مرگ اصلاحات بود که نواخته شد. به این ترتیب اصلاحات رفته رفته خود را در جایگاه اپوزیسیون نظام نهاد و به جای نقد جست و گریخته‌ی وضع موجود به چالش ساختاری با نظام شتافت و این فاصله اصلاحات با مردم را دوباره زیاد کرد. در واقع در فضای بعد از انتخابات تحت تاثیر ماجراجویی نخست وزیر دهه شصت و هیجان حاکم بر جریان سبز، بسیاری از آنچه رشته شده بود، پنبه شد. مردم مرزها را با دشمنان برون مرزی به خوبی می شناختند و رادیکالیسم اصلاحات این مرزها را نمی شناخت. مردم مقابله رو در رو با نظام را تشخیص می دادند و رادیکالیسم اصلاحات چشم خود را بر این واقعیت بسته بود. در واقع برنامه اصلاح طلبان تا انتخابات تقریبا مطلوب پیش رفت، اما در روزهای بعد از آن با افراط داعیه داران جریان سبز و نیز برخورد قاطع مسئولان چونان تابعی درجه دو، بعد از نقطه ماکزیمم، مسیری نزولی را پیمود. در واقع اصلاحات در 22 خرداد شکست نخورد، بلکه در تندروی های بعد از 22 خرداد شکست خورد. در سویی دیگر با توجه به شرایط ایجاد شده، نظام می بایست ترمز تشنج های خیابانی و هیاهوهای بی منطق را می کشید و از دستاورد انتخابات دهم حفاظت می کرد. اگر چه در آغاز بنای بر این جنس برخورد نبود، اما روند افراطی جریان سبز این برخورد را ضرورت بخشید؛ البته باید پذیرفت در این میان آسیب هایی متوجه انقلاب شد اما گریزی از آنها نبود. دستگیری گسترده اصلاح طلبان بیش از پیش در افکار عمومی و بین اقشار پایین تر مردم، چهره ای ناخوشایند یا لااقل تردید آمیز از اصلاح طلبان برجای گذاشت. در واقع آنچه اصلاحات از آن می گریخت عاقبت بر سرش آمده بود. چاره کار چیزی نبود جز بازگشت از راه رفته شده. اما چرا بازگشت؟ پاسخ روشن است. انقلاب تا کنون طی سال های متمادی بارها و بارها جریانات ناهمگون را به کنار نهاده است. در واقع از آغاز انقلاب تا کنون گروه ها و مجموعه های زیادی بودند که بعضا بخشی از قدرت را هم در دست گرفته بودند، اما با عیان شدن مرزبندی هایشان با انقلاب توسط خود مردم کنار زده شدند. اصلاحات نمی خواست در جایگاه اپوزیسیون بنشیند. نمی خواست کنار نهاده شود و نمی خواست برای همیشه حذف شود. سخن گفتن از احتمال تغییر جناح بندی های موسوم در کشور ترس و واهمه اصلاح طلبان را دو چندان می کرد؛ حتی بارها و بارها مصاحبه های روزنامه های اصلاحات حول این موضوع شکل گرفت. اکنون به نظر علت اعترافات این چنینی امثال حجاریان روشن است. حجاریان ممکن است از برخی تصمیمات خود پشیمان باشد، اما لااقل از باورهای اصلی خود بازنگشته است، بلکه اکنون لاجرم به کشیدن ترمز قطار بی فرمان اصلاحات روی آورده. و این قطار باید به صورتی آبرومندانه کم کم سرعت خود را کم کند و بایستد تا بلکه بتواند در فرصتی مناسب راه چاره ای جدید برای خود دست و پا کند. این که حجاریان، شریعتی و عطریانفر به یک تحلیل مشترک می رسند، از همین روست. اما آینده اصلاحات چگونه خواهد بود؟ این سوالی است که پاسخ به آن مثل سوال قبل آسان نیست چون به پیش بینی آینده اختصاص دارد. باید پذیرفت نظام قائل به دفع حداقلی است و از این رو بازگشت جریانات به دامان انقلاب را می پذیرد. اما یک مسئله دیگر هم وجود دارد و آن روند کنونی دادگاه است. اصلاحات اگر می خواهد از برزخ کنونی رهایی پیدا کند ناگذیر از پذیرش جریمه خطای رفته خواهد بود؛ حتی اگر این جریمه گران باشد. در خصوص آینده هم باید گفت مسلم آن است که در این میان اصلاحات ضربه سختی را بر بدنه خود احساس کرده است. طبعا در گام اول باید چاره ای برای رهبر افراطی خود بیاندیشد. به نظر در آینده ای نزدیک باب انتقاد از رهبر معصوم جنبش سبز باز خواهد شد. کروبی هم طبعا به حاشیه رانده می شود. از اینجا به بعد این هنر اصلاحات است که چگونه افتضاح بعد از انتخابات دهم را رفع و رجوع کند و جایگاه قبلی خود را بازیابد. نگاه تیزبین جریان انقلابی باید مراقب جریان نفاق جدید باشد.
    + نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 1:59 توسط علی |

  • شعر سبز آبجی خانوم
     

    کم بد اخلاقی بکن آبجی خانوم

    کم شلوغ بازی بکن آبجی خانوم

     

     

    مملکت مال من و مال توئه

    ریشه و خاکمونه آبجی خانوم

     

    تو زرنگی میدونم؛ خوب میدونی

    نباید گول بخوری آبجی خانوم

     

    یادته کلی دروغ گفته بودن؟

    که تقلب شده بود آبجی خانوم؟

     

    آخرش مردیم و مدرک ندیدم

    واسه اون ادعاشون آبجی خانوم

     

    وقتی مدرک ندارن پس چی میگن؟

    واسه چی جِر میزنن آبجی خانوم؟

     

    خب اگر جائی تقلب شده بود

    چرا شاکی نمیشن آبجی خانوم؟

     

    موسوی گفته تقلب شده و

    حق اون ضایع شده آبجی خانوم

     

    طرفداران موسوی

    این آقاهه داره با انگشتش به موسوی اشاره میکنه و میگه:

    بیبین پسرم، عاقبت هر کی که بی دلیل ادعای تقلب کنه همینه. مردم میریزن دور و برت حسابی بهت عرض ارادت میکنن. فهمیدی گلم؟

     

    پس چرا قصد شکایت نداره؟

    چون دلیلی نداره آبجی خانوم

     

    اما از نشریه ها روزنامه ها

    اون شکایت میکنه آبجی خانوم

     

    چرا بیخود شلوغش کردی شما؟

    اعتراضت به چیه آبجی خانوم؟

     

    وقتی منطق باشه تو صحبت ما

    میشینیم حرف میزنیم آبجی خانوم

     

    جای توهین و تمسخر میتونی

    گوش کنی حرف ما رو آبجی خانوم

     

    دو کلام حرف حساب تو دلمه

    یه کمی حوصله کن آبجی خانوم

     

    ما با هم دعوا نداریم داداشی

    گیس ما رو نکشی آبجی خانوم!

     

     

    دو کلامم تو بگو حرف حساب

    چرا دعوا میکنی آبجی خانوم؟

     

    میدونم حتی نمیدونی چرا

    داد و فریاد میکنی آبجی خانوم

     

    اگه ما هموطنیم؛ خواهر من

    دشمنیت پس با کیه آبجی خانوم؟

     

    موسوی وقتی بیانیه میده

    فکرای شومی داره آبجی خانوم

     

    از فلسطین کی دلش خون نمیشه؟

    لج و لجبازی نکن آبجی خانوم

     

     

    اگه این بچه وسط چمعیت از مامانش سوال کنه که: ماما ا ا ا ان توپ تانک تجاوز یعنی چی؟ مادرش چطوری روش میشه براش توضیح بده که این همه آدم گنده چطوری با اونهمه وقاحت داد میزنن و چنین شعاری میدن؟ فکر کنم اگه این کوچولوی ناز از مامانش چنین سوالی کنه، مادر بنده خدا از خجالت سرخ بشه. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟ چرا بر اساس توهمات کروبی . . . اصلاً بی خیال این آبجی گرامی ما می داند و بچه و . . .

     

    انگلیس روسیه آمریکا و چین

    دنبال نفعشونن آبجی خانوم

     

    بی بی سی دشمن هر جفتمونه

    چرا گوشش میکنی آبجی خانوم؟

     

    انگلیس کف میزنه وقتی برات

    شک به کارت نداری آبجی خانوم؟

     

    رجوی مردک آدمکش پست

    داره بشکن میزنه آبجی خانوم

     

    همه روبه صفتان منتظرن

    تا که گولت بزنن آبجی خانوم

     

    یادته کشته هاشون زنده شدن؟

    دیگه جوسازی نکن آبجی خانوم

     

    آگهی ترحیم یکی از شهدای زنده ی!!! جنبش چیز ببخشید سبز که بعدْ لو رفت که بنده خدا با مادرش دعوا داشته و از خونه ف . . .

     

     

    فاتحه خوندن سر قبر خالی و شرکت در مراسم ختم مرحوم خیالی!!!

     

    مملکت البته آزادی میخواد

    که الان هم داریمش آبجی خانوم

     

    میهنم خشم و عداوت نمیخواد

    این وطن شادی میخواد آبجی خانوم

     

    نتیجه راهپیمائی سکوت معترضین به تقلب!!! در روز ۲۵ خرداد ماه. نه اینکه مدرک دارن واسه همین اینجوری با سکوت حرف میزنن! بنابر گزارش بی بی سی همه حمله کنندگان در حین ارتکاب این اعمال کاملاْ سکوت کرده بودند!!! پس زنده باد بی بی سی.

     

    روز 25 خرداد حاشیه راهپیمائی سکوت!!!
    این هم یک پایگاه بسیج در حوالی خیابان جناح تهران است و نکته قابل تأمل تر اینکه موقع حمه به این پایگاه هنوز نمایش قتل ندا اجرا نشده بود. حالا پیدا کنید پرتقال فروش را!!!
     

    موسوی خیلی دروغ گفته به ما

    خودتم خوب میدونی آبجی خانوم

     

    تا میپرسم که چرا گفته دروغ

    موسوی طفره میره آبجی خانوم

     

     

    میدونم کَر اگه نیس گوش دلت

    حرفامو گوش میکنی آبجی خانوم

    شعر از علی میرزائی مهرماه 1388

    + نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 20:45 توسط علی |

  • انتقاد مجدد قرائتی از شعارهای برخی افراد در روز قدس:
    شعار "نه غزه، نه لبنان" مخالف نماز، روزه، زکات و قرآن است

    رئیس ستاد اقامه نماز کشور که پیش از این از حامیان برخی کاندیداها به‌دلیل شعارهای آنان در جریان راهپیمایی روز قدس انتقاد کرده بود، بار دیگر تصريح کرد: سردادن شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران" توسط برخي افراد در راهپيمايي روز قدس با هيچ يک از موارد دين اسلام سازگاري نداشت.

    به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتي چهارشنبه شب در مراسم مراسم آغاز سال تحصيلي جديد مرکز تخصصي مهدويت در قم افزود: طراحي اين شعار نه با نماز، نه با روزه و همچنين نه با زکات و کلام الله مجيد موافق و هم جهت نيست.

    وي افزود: دفاع از مظلوم و ستمديدگان از جمله موارد مهمي است که دين اسلام به آن همواره سفارش و تأکيد کرده و حتي حمايت از مخالفان خود را هنگامي که تحت ظلم و ستم قرار گرفته اند، به همه مسلمانان توصيه نموده است.

    رييس ستاد اقامه نماز کشور با اشاره به سفارش هاي قرآن مجيد پيرامون اين مسئله خاطر نشان کرد: خداوند متعال در قرآن رفتار مشرکان را به خاطر زنده به گور کردن دخترانشان نکوهش کرده و اين در حالي است که اين دختران از فرزندان دشمنان دين اسلام بوده اند.

    قرائتي در بخش ديگري از سخنان خود با تاکيد بر ضرورت داشتن اخلاص در انجام همه امور زندگي اظهار داشت: امروزه در بحث مديريت مباحث برنامه ريزي، کنترل ونظارت براي انجام هرچه بهتر کارها بسيار زياد از سوي کارشناسان مطرح مي شود اما توجه به خداوند واستعانت جستن از وي باعث کسب موفقيت است.

    وی پیش از این نیز در یک برنامه تلویزیونی به‌مناسبت عید فطر گفته بود: يك عده‌اي شعار داده‌اند كه "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران"، اگر اينطور است پس نمازتان را هم تغيير بدهيد و بگوييد "السلام علينا و علي ايرانيان" ؛ "نه غزه نه لبنان" مي‌داني يعني چه؟ يعني "نه قرآن".

    قرائتي پس از اشاره به اهميت قرآن و تأثيرات روزه‌داري و تعبد، در بخشي از سخنان خود به ثواب زيارت امام رضا(ع) اشاره كرده و گفته بود: عده‌اي امامت امام رضا(ع) را در زمان ايشان قبول نكردند كه نامشان "واقفيه " شد. چرا كه امام هفتم نمايندگان در برخي شهرها داشت كه خمس و زكات و سهم امام را جمع كرده بودند و چون پس از شهادت امام هفتم بايد اين‌ها را تحويل امام هشتم مي‌دادند مدعي شدند كه امام هشتم وجود ندارد تا پول‌ها را براي خود نگه دارند.

    وي افزوده بود: مواظب باشيم در جمهوري اسلامي، ما "واقفيه" نباشيم كه امام خميني را قبول داشته باشيم اما بعد از امام خميني نسبت به ولي فقيه كمرنگ بشويم؛ آنهايي كه امام خميني را قبول دارند و بعد از آن رهبر مجتهد عادل را قبول ندارند، اگر تجديدنظر نكنند، نگرانم كه سر از "واقفيه" در بياورند.

    قرائتي ادامه داده بود:‌ بعضي‌وقت‌ها مي‌گويند اين فتواي مرجع را قبول ندارم، آن يكي را قبول ندارم، يا مي‌گويند نماز را قبول دارم و خمس را قبول ندارم، يا روزه را قبول دارم اما حجاب را قبول ندارم؛ در حالي كه بايد مجموعه قرآن را يكجا پذيرفت و اگر امامت هست، بايد 12 امامي باشيم نه اينكه "واقفيه" باشيم.

    وي با بيان اينكه ممكن است انسان‌ها خيلي زود از خط اصلي دور شوند، اضافه کرده بود: به من گفتند يك عده‌اي شعار داده‌اند كه "نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران"، اگر اينطور است پس نمازتان را هم تغيير بدهيد و بگوييد "السلام علينا و علي ايرانيان " درحالي كه بايد بگوييم "و علي عباد‌الله صالحين " يعني هرجا بنده صالحي هست بايد كمك كنيم.

    اين استاد قرآن تصريح كرده بود: قرآن مي‌گويد كه يك هشتم زكات براي "مؤلفة قلوبهم" است و مي‌گويد اين را حتي به كافر هم بدهيد، تا به شما علاقمند شود، چه برسد به مسلمان.

    وي با بيان اينكه من براي كار سياسي اين حرف‌ها را نمي‌گويم بلكه به عنوان معلم قرآن حرف مي‌زنم، گفته بود: ما بايد از مظلوم دفاع كنيم حتي اگر مشرك باشد؛ قرآن مي‌فرمايد زمان قيامت مي‌پرسند به چه گناهي اين دختر را زنده بگور كرديد؟ به اين نكته توجه كنيد كه مسلمانان دختر را زنده بگور نمي‌كردند بلكه مشركان در صدر اسلام دختر را ننگ مي‌دانستند و زنده‌ بگور مي‌كردند.

    قرائتي تصريح كرده بود:‌ قرآن حتي براي دختر مشرك هم غصه مي‌خورد و حالا ما مسلمان هستيم، "نه غزه نه لبنان" مي‌داني يعني چه؟ يعني "نه قرآن "؛ ما بايد حركتي بكنيم كه به غيرت عرب‌ها بر بخورد و مدعيان حقوق بشر رسوا شوند كه هيچ كاري براي مسلمانان غزه نكردند.

    وي با طرح اين سئوال كه با آن شعارها چه كساني دلخوش شده‌اند، ادامه داده بود: ما ايران را دوست داريم اما ايران پرست نيستيم. حب وطن خوب است اما پرستش وطن شرك است؛ ما نه پدر مي‌پرستيم، نه آيت‌الله، نه حزب، نه سياست، نه عمامه، نه لباس و نه كت و شلواري، ما فقط خداپرست هستيم و وطنمان را هم دوست داريم.

    اين استاد قرآن تصريح كرده بود: ما به ايران عشق مي‌ورزيم و به ايراني بودن خود افتخار مي‌كنيم و از كشورمان هم دفاع مي‌كنيم اما نه اينكه حالا چون ايراني هستيم شعارهايي بدهيم كه ضد قرآن باشد؛ مگر ما در ماه رمضان دعا نخوانديم كه "اللهم اغن كل فقير"؟ و بعد در جمعه آخر ماه رمضان 5 نفر يا 100 نفر يا هزار نفر و يا 20 هزار نفر يا هرچقدر ديگر بيايند و بگويند فقط ايران؟ پس دعاهايي كه خوانديم دروغ بود؟

    قرائتي خطاب به كساني كه اينگونه شعارها را سر داده‌اند، اظهار داشت: شعارهايتان را از يك اسلام شناس بپرسيد و حواستان باشد دنبال موجي نرويم كه بعدا در قيامت جوابي براي آن نداشته باشيم؛ مراقب باشيم آب به آسياب دشمن نريزيم.

    + نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 16:43 توسط علی |

  • کروبی همچنان تبلیغ می كند!

    فضای ناآرام بعد از انتخابات اگر چه بر جسارت مدعیان گفتگو افزود تا آنجا که آیت الله نوری همدانی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله جنتی را هم از تیغ اهانت کسی چون صانعی در امان نگاه نداشت و در عین حال نظام و ولایت فقیه را هم هدف گرفت، اما بالواقع این همه چندان هم بی سابقه نیست. عبور از خط قرمزهای این چنینی و شکستن حرمت مرجعیت و روحانیت شیعی سابقه ای طولانی دارد و بارها و بارها در راستای یک سناریوی از پیش طراحی شده هر بار به گونه ای در دستور کار قرار گرفته است.

    اگر امروز روحانیت ریاست طلب و حکومتی لقب داده می شود، پیش تر نیز جماعتی ساده دل و فریب خورده و بدون تحلیل سیاسی خوانده می شد.(1) آن روزها تقلید از مراجع حرکتی میمون وار بود.(2) محسن کدیور به صراحت تاکید می کرد که:«تبعیت از بزرگان خصیصه جوامع عقب افتاده است.»(3) روحانیت، قشری گرا و انحصارطلب لقب می گرفت و گفته می شد:«آنها عوام پرور و مقلدپرورند، نه عاقل پرور.»(4)

    توهین ها و جسارت ها البته به روحانیت و مرجعیت ختم نمی شد. همه دینمداران، عامل خشونت و قشری نگر تلقی می شدند. می گفتند:«عوامل خشونت در ایران سه دسته اند: 1- رزمندگان جبهه ها 2- گروهی از روحانیون 3- بعضی مسئولین مملکتی.»(5) زیارت عاشورا هم نماد خشونت بود!

    اما دعوا نه بر سر مسائل خرد و سطحی که در واقع بر سر اسلام ناب شکل گرفت. صاحب نظران غربگرای اصلاحات، آن روز که فرح پیروزی وجودشان را گرفته بود، می گفتند:«فقه متداول حوزه ها مستمسک خشونت طلبان است.»(6) و کار البته به خط امام هم می رسید؛ یعنی سیره همان کسی که می خواستند در برلین به موزه های تاریخ بسپارندش. روزنامه نشاط می نوشت:«جریان کسروی و حکیم زاده قمی اصلاح طلب بودند و امام و نواب صفوی خشونت گرا و در مقابل جریان اصلاح طلب قرار می گیرند.»(7)

    در واقع این ها همه یک خط سیر را دنبال می کنند و نمی توان منفک از هم درخصوصشان قضاوت کرد یا تحلیلشان نمود. امروز صانعی ضمن اشاره به مخالفتش در ماجرای منتظری با افتخار می گوید:«خیلی خوشحال هستم که تنها آخوندی بودم که مردم گفتند که ضد دستگاه و ضد نظام است!» افتخار می کند که مقابل امام ایستاده است. چه کسی؟ همان کسی که برخی حامیانش امروز مدعی پیروی از خط امامند و به نخست وزیری زمان امام مباهات می کنند!! حال چه کسی باید به خط امام برگردد؟!

    امروز برخی انقلاب اسلامی را استبدادی می نامند و دیروز نیز. می گفتند:«انقلاب اسلامی ایران شبیه استبداد قجری است.»(8) دبیرکل نهضت آزادی به صراحت تصریح می کرد:«بعد از انقلاب، شاه مستبد رفت ولی استبداد همچنان باقی است، تازه رنگ شرعی هم به خود گرفته است.»(9) این حرفها برای انقلابیون تازه نیست. رونمایی از همان یاوه گویی های سابق است با رنگ و بویی جدید. می نوشتند:«جمهوری اسلامی، حکومت لمپنیسم و فشار است و با قانونگرایی نمی سازد.»(10) چه زمانی؟ همان وقت که رهبر انقلاب هشدار می داد که برخی مطبوعات تبدیل به پایگاه دشمن شده اند. و امروز نیز پایگاه های دشمن به سخن آمده اند. خط مشی همان خط مشی است. بهانه عوض شده است.

    آن روزها البته پا را از این فراتر گذاشتند و ساحت معصومین را نیز مورد هجمه قرار دادند:«در مسائل حکومت و سیاست، فعل و قول معصوم، حجت نیست. زیرا این قبیل احکام تاریخی و زمانی اند... ممکن نیست پایه های اصلی زندگی سیاسی و اجتماعی انسان بر استنباط از متون دینی مبتنی شود.»(11)

    دیگر تکلیف ولایت فقیه مشخص بود:«ولایت فقیه یعنی حکومت توتالیتر و ضدمردمی، یعنی مردم را به زور به بهشت بردن.»(12) و راه چاره هم مشخص:«حکومت دینی جلوی رشد علمی مردم را می گیرد. در نظام لائیک ترکیه، روحیه علم جویی و حقیقت طلبی، بهتر رشد کرده است، زیرا آنجا ارزش های دینی را با علم مخلوط نکرده اند.»(13)

    عباس عبدی هم به پیش بینی و تعبیر آینده نشسته بود:«ستاره انقلاب اسلامی متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها هم یکسان خواهد بود.»(14)

    و بدین ترتیب با صراحت گفته می شد:«حکومت دینی قدرت اداره دنیای مردم را ندارد و ناگذیر به دین دولتی خواهد انجامید و این به وضوح در دیدگاه های امام در قبل و بعد از انقلاب یافت می شود و دین دولتی هم قهراً به حکومت سکولار منجر خواد شد، یعنی به قوانین زاییده عقل بشری و این همان حاکمیت مردم بر مردم است.»(15)

    و این تمام ماجرا بود. داعیه داران این خط سیر، پروتسنانتیزم اسلامی را هجی می کردند و سکولاریسم را انتظار می کشیدند و امروز نیز در عمل چنینند. دعوا بر سر هویت دینی در مقابل تجدد است؛ دعوا بر سر حکومت ولایی است؛ دعوا بر سر انقلاب است؛ بر سر خط امام.

    مرجعیتی که مقابل انقلاب بایستد یا گونه ای عمل کند که به هر حال از آن نوعی تعارض استنباط شود، مورد تایید و حمایت مدعیان اصلاح طلبی است و مرجعی که بر راه انقلاب پای بفشارد، مستحق توهین و تکفیر. مرجعیتی ممدوح است که دین کلیسایی را بپذیرد و عرفی شدن دین را و نیز مبانی حقوق بشر و مدرنیته را و یا لااقل سکوت را. اگر نپذیرفت، سطحی، خشونت طلب و بی منطق است.

    اصلاح طلبان مرجعیتی را می خواهند که وقتی نظام و انقلاب با تشنج آفرینی جمعی خودخواه مواجه شد، لب فروبندد. مرجعیتی که در خط بندی تجدد و سنت جانب تجدد را بگیرد که اگر نگرفت مستبد است. چنانکه شیخ فضل الله نوری هم از نگاه آنان مستبد بود.(16) اصالت دادن به جامعه مدنی و مدرنیته البته مشخص است که به کجا می انجامد:«اباحه گری جزو لاینفک جامعه مدنی است. جامعه ما با مشکل کمبود قطار شادی، آوازخوانی و دست افشانی و نواختن موسیقی روبرو است.»(17)

    پی‌نوشت‌ها:
    1-نقیب زاده هفته نامه توانا مرداد 78
    2-اشاره به سخنان آقاجری
    3-محسن کدیور روزنامه صبح امروز فروردین 78
    4-مقصور فراستخواه روزنامه ایران شهریور 77
    5-حبیب الله پیمان - هفته نامه مبین - 10/7/78 – شماره 341 - ص2-7
    6-مصطفی ملکیان - روزنامه خرداد - مهر 78
    7-سهراب بهداد - روزنامه نشاط - اسفند 77
    8-مرتضی کاظمیان - روزنامه توس - مرداد77
    9-ابراهیم یزدی - هفته نامه آبان - فروردین 78
    10-مجید شریف - هفته نامه آبان - شهریور 77
    11-محمد مجتهد شبستری - ماهنامه کیان - بهمن 77
    12-امیر خرم - روزنامه همشهری - شهریور 77
    13-عبدالکریم سروش - روزنامه نشاط - خرداد78
    14-عباس عبدی - هفته نامه راه نو - شهریور 77
    15-اکبر گنجی - ماهنامه کیان - فروردین 77
    16-یوسفی اشکوری - هفته نامه مبین - مرداد77
    17-محمد رضا نیکفر - فصلنامه نگاه نو - بهار 77

    + نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 20:15 توسط علی |

  • نظر تاج‏زاده درباره آزادي بهزاد نبوي

    مصطفي تاج‏زاده گفت: بهزاد نبوي را اگر زودتر آزاد كنيد فضا آرامتر خواهد شد.

    ايران نوشت؛ مصطفي تاج‏زاده در ديدار خانواده و يكي از مقامات با وي تأكيد كرده است: بهزاد نبوي را اگر زودتر آزاد كنيد فضا آرام‌تر خواهد شد.

    وي افزوده است: بحث انقلاب مخملي را هم بايد پايان دهند.

    تاج‌زاده تحليل كرده است كه "انقلاب مخملي دو پيش شرط دارد يكي ضعف حكومت مركزي و اين‌كه نتواند در برابر حركت خياباني رقيب دست به اقدام مقابل بزند؛ دوم سازمان‌يابي خوب احزاب اپوزيسيون.

    عضو افراطي حزب مشاركت و سازمان نامشروع مجاهدين با اشاره به نتايج انتخابات خاطرنشان ساخته است: من هم مثل برادر بهزاد قبول دارم كه تقلب نشده است.

    + نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 20:9 توسط علی |

  • واکنش يک نماينده به اهانت صانعي به مراجع

    نماينده اردبيل، نير و نمين در مجلس شوراي اسلامي در واکنش به اهانت صانعي به مراجع گفت: اهانت به مراجع حرام است.

    سيد کاظم موسوي در گفتگو با ايرنا درخصوص اهانت صانعي به مراجع اعظام تصريح کرد:اهانت به مراجع حرام است البته مراجع خود اهل نظر هستند و دفاع خواهند کرد.

    وي با بيان اينکه راهکارهايي براي حل اين مشکل وجود دارد، اظهار داشت: دراين زمينه افراد مي توانند با استفاده از فرامين حکيمانه ورهنمودهاي مقام معظم رهبري راهي براي حل اين مشکل پيدا کنند.

    + نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 15:56 توسط علی |

  • جملات طلايي متهمان كودتاي مخملي در دادگاه چه بود؟

      

    بر اساس ماده 1259 قانون مدني، اقرار در اصطلاح عبارت از اخبار به حقي است براي غير بر ضرر خود و در كتب فقهي تحت عناوين مختلفي همچون «كتاب الاقرار» يا «قاعده اقرار» به تفصيل درخصوص آن بحث و بررسي شده است. اقرار كه از جمله دلايل اثبات دعوي بر اساس ماده ۱۲۵۸ قانون مدنى به شمار مي‌آيد، از اصول اوليه حقوقى ايران اسلامى است كه اثراتي را بر اقراركننده ايجاد كرده و او را ملزم به اقرار خويش مي‌‌كند.

    در فقه شيعه براى حجيت و اعتبار اقرار به ادله اربعه يعني قرآن، سنت، اجماع و عقل استدلال شده است اما مهم‌ترين دليل بر اعتبار اقرار حديث معروف پيامبر اكرم(ص) است كه همه فـقها آن را ذكر كرده‌اند: «اقرار العقلا على انفسهم جائز»

    رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه‌هاي عيد فطر امسال در دانشگاه تهران با اشاره به دادگاه‌هاي اخير متهمان كودتاي مخملي تصريح كردند: متهم هرچه درباره خود در دادگاه بگوید، این حجت است. این که بگویند در دادگاه درباره‏ خودش اگر اعترافى کرد، حجت نیست، این حرف مهملى است، حرف بى‏ارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در یک دادگاه در مقابل دوربین، در مقابل بینندگان میلیونى که متهم علیه خود بکند، این اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است.

    تأکید حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به مسموع و مقبول بودن اقرار متهمان در دادگاه‌ها كه از مسلمات قضايي محكم و مستدل در اسلام است، در حالي بود كه اعترافات انجام شده در دادگاه‌هاي اخير به مذاق عده‌اي از گروه‌ها و احزاب سياسي كشور كه كم هم نبودند، خوش نيامد و به اشكال مختلف درصدد تخطئه آن برآمدند. فرمايشات مقام معظم رهبري كه علاوه بر زعامت مسلمين، محل رجوع ميليون‌ها انساني است كه ايشان را اعلم دانسته و به عنوان مرجع تقليد خود برگزيده‌اند، در حقيقت آب سردي بود بر تلاش‌هاي كساني كه حيات سياسي خود را در غبارآلود بودن فضا مي‌بينند و از همين رو هرگونه روشنگري و تنوير افكار عمومي را بر نمي‌تابند.

    به باور تحليلگران، اقدامات و فعاليت‌هاي اساسي دولت نهم در رشد و شكوفايي كشور كه به اعتلاي جمهوري اسلامي ايران در جهان امروز منجر شد و تقويت جمهوريت و اسلاميت نظام را به دنبال داشت كه انتخابات اخير گواه اصلي بر آن است، سبب شد تا مخالفان نيز به طور جدي براي نيل به اهداف براندازانه خود دست به كار شوند. اعترافات مطرح شده عليه متهمان كودتاي مخملي در ايران، نشان دهنده تلاش‌هاي آنها بود.

    محمدعلی ابطحی، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز
    انتخابات واقعاً فوق‌العاده بود 40 میلیون نفر مسئله‌اي نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.
    اصلاح‌طلبان پس از شکست در سه انتخابات برای به نوعی محدود کردن مقام معظم رهبری و اعتقادات مردم حرکت کردند.
    تقلب یک اسم رمز آشوب شده است که در آن لشكرسازی برای تقلب وجود داشت.بحث تقلب در انتخابات در ايران از سال 76 اولين بار مطرح شد كه اصلاح طلبان از آن زمان به بعد از اين صحبت خيلي استفاده كردند و در اين انتخابات اخير هم اين بحث را [...] مطرح كرد و در ستاد خاتمي به عنوان مسئول كميته صيانت از آرا مشغول به كار شد.
    تمرین نگه داشتن گسترده مردم در خیابان‌ها در چارچوب تقلب بود که می‌توانست معنا پیدا کند.
    ظرفیت انقلاب مخملی در کشور وجود داشت. تقلب واقعاً در ایران وجود نداشت.
    بنده تعجب می‌کنم که در این انتخابات با وجود اختلاف11 میلیونی چگونه بحث تقلب پذیرفته می شود.
    همان‌هایی که 500 هزار اختلاف را تقلب نمی‌خواندند،‌ امروز 11 میلیون فاصله را تقلب می‌خوانند.
    واقعاً ما اصلاح‌طلبان در بسیاری از موارد صداهایی را که باید می‌شنیدیم، نمی‌شنیدیم. در واقع صدا‌‌هاي جامعه متوسط به بالا را می‌شنیدیم و این توهم، ‌توهم بزرگی بود که موسوی پیدا کرده و احساس می‌کرد که تقلب 11 میلیونی امکانپذیر است.
    آقاي [...] در جلسه‌اي با حضور ديگر دوستان اصلاح‌طلب اعلام كرد؛ ما نبايد بر روي بحث تقلب در انتخابات پافشاري كنيم چون با اين كار اطمينان مردم سلب خواهد شد و ديگر در انتخابات شركت نخواهند كرد. در همان جلسه [...] اعلام كرد در انتخابات رياست جمهوري تقلب قطعي است.
    بنده وقتی از موسوی به عنوان هندوانه سربسته یاد کردم به خاطر همین توهمات بود که در موسوی وجود داشت.
    مجمع روحانیون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل باید این انتساب را نگه می‌داشت.
    من اعتقادم اين است كه [...] ضربه بزرگي به مهندس موسوي وارد كرد، او در جلسه 23 خرداد مجمع اعلام نمود‌؛ من به مهندس موسوي گفته‌ام كه نگران نباش ما آنقدر سند در مورد تقلب داريم كه مي‌توانيم مسير انتخابات را تغيير دهيم. آقاي مهندس موسوي به دليل بي‌تجربگي و دور بودن از صحنه سياسي زود تحت تأثير قرار مي‌گيرد.
    اگر به جای پیام به موسوی به احمدی‌نژاد تبریک می‌گفتیم بهترین وضعیت را امروز در تاریخ ایران دارا بودیم.
    کار بدی کردم که در راهپیمایی‌ها شرکت کردم ولی [...] به بنده گفت برویم تا به نوعی اعتراضمان را نشان بدهیم.
    موسوی در بسیاری از موارد می‌گفت من طرفدار مردم مسلمان هستم درحالی که این آشوب‌ها دلبستگی‌‌هاي مردمان مسلمان را نسبت به ایران قطع کرد.
    اگر مقام معظم رهبری نبودند و یا اگر ایشان یک قدم به عقب می‌نشستند امروز هلال ناامنی ایران، افغانستان و پاکستان شکل می‌گرفت.
    موضوع تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شکل بگیرد.
    از رهبری به علت مدیریت چنین شرایطی قدردانی می‌کنم.
    اگر به جای موسوی بودم 13 میلیون آرای خود را برای زنده شدن امید در جامعه به ویژه جوانان مصرف و پس از اعلام اختلاف 11 میلیونی پیام تبریکی در این زمینه صادر می کردم.
    معتقدم اين جريان داراي سه ضلع است: 1- رأس 2- بدنه محرك 3- شبكه اجتماعي كه در حقيقت جسم كار هستند. در بدنه محرك يكسري نقش فعالتري داشتند مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جبهه مشاركت، گروه‌‌هاي لشكرساخته خاتمي مانند گروه 88، ياري نيوز، پويش و... حوزه‌‌هاي مجازي كه لحظه به لحظه مردم را دعوت به حضور در خيابان مي‌كرد و شبكه‌هاي خارجي كه توسط خبرنگاران خود تمام اخبار را پوشش مي‌دادند. نكته مهم اين است كه خبرنگاران خارجي به اين آقايان خيلي نزديك شده بودند حتي از لشكرهاي ساخته شده نيز نزديكتر بودند. مهمترين نقش اين عناصر نگه داشتن مردم در خيابانها بود تا اگر زماني آقاي موسوي اعلام كرد در فلان نقطه شهر هستم بتوانند همه را در آن نقطه جمع كنند. اين سازماندهي توسط لشكر‌هاي ساخته شده صورت مي‌گرفت.
    محمد عطریانفر عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران
    چرا نگران این موضوع باشیم که در بیرون چه می‌گویند، هرچه می‌خواهند بگویند؛ اگر این موضوع، این مفهوم را متبادر کند که در مقابل ظلم به نظام و رهبری سخن می‌گویم به شکست خود افتخار می‌کنم.
    اگر در گذشته خود با دیگرانی همسو بودم که در پی زاویه گرفتن با نظام یا براندازی بودند و اکنون فاصله می‌گیرم افتخار می‌کنم.
    مهم آن است که نفاق و رفتار‌هاي دوگانه گروه‌‌هاي سیاسی را نقد می‌کنیم و این نفاق مورد خدشه باشد زیرا باید ظاهر و باطن مان یکی باشد.
    شرایط زندان به ما در صراحت لهجه کمک کرده است و در این شرایط آدم خود را در مقابل خدا عریان احساس می‌کند.

    سعید حجاریان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و مشاور ارشد سیدمحمد خاتمی
    انزجار و تنفر خود را از کلیه تحرکات که امنیت کشور را به خطر انداخته ابراز می‌کنم.
    با ارائه تحلیل‌‌هاي ناصواب مرتکب خطا‌هاي سهمگین شده‌ام.
    نظام ولایت فقیه مشروعیت خود را از ناحیه مقدسه امام زمان ‌(عج) می‌گیرد و بدین لحاظ حکم ولی فقیه شعبه‌اي از ولایت رسول اکرم(ص) می‌باشد.
    بسیاری از حربه‌‌هاي ایدئولوژیک در پوشش علوم انسانی عرضه می‌شوند.
    عده‌ای از فعالان سیاسی عامداً با توجه به پیامد‌هاي یک نظریه آن را در سطح دانشگاه احزاب و جامعه اشاعه می‌دهند.
    حضرت امام (ره) به ما آموختند که روی پای خود بایستیم و مقهور شرق و غرب نشویم.
    از مراجع فکری و نظریه پردازان حزب مشارکت به شمار می‌روم.
    استعفای خود را از حزب مشارکت اعلام می‌نمایم.
    حمزه کرمی عضو حزب کارگزاران، مدیر سایت جمهوریت، از کارمندان دانشگاه آزاد
    اين جانب مدير اسمي سايت جمهوريت بودم و در واقع مدير رسمي اين سايت مهدي هاشمي بود.
    پرسنل سايت با چاپ شبنامه در ستادهاي ميرحسين موسوي و توزيع آنها، به تضعيف دولت و نظام مي‌پرداختند.
    جاسبي به بنده گفت كه بايد هر كاري انجام دهيم تا هر كسي به غير از احمدي نژاد رئيس جمهور شود.
    2 ميليارد تومان از بيت‌المال صرف هزينه هاي انتخاباتي سال 84 شد.
    بنده خود را مصداق اتهامات وارده نمي دانم چرا كه سايت جمهوريت مدير مسئول داشته و طبق قانون هم بايد مدير مسئول اين سايت پاسخگوي تخلفات آن باشد و شبنامه را هم مجموعه سايت دنبال مي‌كرد و بنده در توزيع اين شبنامه ها نيز اقدامي انجام ندادم.
    اظهارات بنده نه به دلیل فشار و نه به دلیل اعمال نظر کسی است، چنانچه همین شبهه را درخصوص اظهارات جلسات اخیر برخی متهمان نیز وارد کردند.
    یک شرکت 500 میلیون تومان برای چاپ یک میلیون جلد کتاب پول دریافت کرده بود در حالی که تنها 25 هزار جلد کتاب چاپ شد و مابقی پول صرف تبلیغات مورد نظر «م.ه» شد.
    سایت جمهوريت تبدیل به سایت تضعیف کننده سازمان‌هاي نظامی از جمله بسیج و سپاه و سازمان‌‌هاي دولتی شد و حتی این سایت خدمات دولت را نیز پول پاشی معرفی می‌کرد و کار به جایی کشید که این سایت بر خلاف واقعیت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقین کرد.
    مسعود باستانی روزنامه‌نگار و خبرنگار فعال سایت جمهوریت
    حمله به عملكرد 4 ساله دولت و تضعيف نهادهاي قانوني كشور همچون شوراي نگهبان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيروي مقاومت بسيج و نيز نيروي انتظامي، تضعيف شخص احمدي‌نژاد، ايجاد شبهه در انتخابات، ارائه اخبار ضد و نقيض مبني بر سوء استفاده از اموال دولتي، القاي تقلب در انتخابات جزو محورهايي بود كه در راستاي وحدت شكني و ايجاد التهاب در جامعه ما آن را در دستور كار داشتيم.

    شبنامه‌اي توسط من و گردانندگان سايت جمهوريت عليه رئيس جمهور که مصداق توهين و افترا بود منتشر شد و مقرر شد تا هزينه مالي اين ويژه‌‌نامه از سوي كرمي و هاشمي رفسنجاني تأمين شود و سپس پس از تهيه به اعضاي ستاد 88 تحويل داده شد تا آنان اين شبنامه را توزيع كنند.
    من تحت تأثير القائات برخي از آقايان دچار توهم شدم و در سايت جمهوريت مطالبي را همسو با روزنامه‌هاي بيگانه منتشر كردم، از اين رو از عملكرد خود پشيمانم.
    با توجه به اميال سياسي نادرستي كه داشتم وسيله‌اي براي پيشبرد اغراض سياسي برخي افراد قرار گرفتم.
    با رادیو فردا، سایت ضد انقلابی روز آنلاین، هفته‌نامه شهرگان و نیز رادیو چکاوک ارتباط داشته‌ام که در خصوص وضعیت کشور سیاه‌نمايی علیه نظام و نیز اخباری از وضعیت زندان‌ها و برجسته‌سازی مسائل سیاسی گزارشاتی به این رسانه‌ها ارائه کردم.
    از سوی رادیو ضد انقلابی چکاوک به صورت ماهانه بین 300 تا350 دلار طی 2 تا 3 سال دستمزد دریافت می‌کردم.
    دفتر سایت جمهوریت كه توسط مهدي هاشمي رفسنجاني اداره مي‌شد در یکی از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغی که به ما ارائه می‌شد از طریق چکی از سوی دانشگاه آزاد بود.
    در سایت جمهوريت با درج اخباری نادرست و نمایش ناکارآمدی دولت نهم اقدام می‌کردیم.

    هدایت‌ا‌لله آقایی عضو شوراي مركزي حزب کارگزاران
    این بازداشت فرصتی بود برای بازبینی و نگرش به عملکرد خود که باید از آن استفاده کنیم تا چراغ راهی برای آینده باشد.
    زمینه‌اي به وجود آمد که نظام را در مقابل دموکراسی قرار دادند.
    انتخابات دهم ریاست ‌جمهوری دقیقاً از صبح روز بعد از انتخابات نهم کلید خورد.
    در حزب کارگزاران نظرسنجی‌هایی که صورت گرفت مربوط به تنها 4 یا 5 منطقه از تهران بود که به وسیله آن نمی‌شد حتی در مورد خود شهر تهران نیز قضاوت کرد. این نظرسنجی‌ها در اختیار موسوی قرار می‌گرفت.
    ضد انقلاب در خارج از کشور با قصد و نیت، موضوع تقلب را مطرح می‌کرد.
    در بیش از 40 هزار شعبه اخذ رأی صدها هزار نفر عامل اجرایی و ده‌ها هزار نفر ناظر وجود داشت و اگر تشکیلاتی می‌توانست چنین تقلبی با سازماندهی انجام دهد وضع ما امروز در کشور بهتر از این حرف‌ها بود.
    اگر نتایج حوزه‌ها به صورت تفکیکی اعلام نمی‌شد شاید امکان خوانده شدن آرا به نحو دیگر بود.
    آقای موسوی در جریان انتخابات گفت که بنده برخی قوانین را قبول ندارم اما به آنها عمل می‌کنم ولی به سمت اصلاح آنها حرکت خواهم کرد...اما دیدیم که خود او اول این حرف را شکست و با بیانیه‌اي که قبل از پایان انتخابات صادر کرد و خود را رئیس جمهور خواند و آقای خاتمی نیز به وی تبریک گفت این حرف را نقض کرد.
    ما به عنوان حماله الحطب آتش افروز این معرکه بودیم.
    محسن ميردامادي، دبيركل حزب مشاركت
    قرار بود انقلاب مخملي را در ايران بومي كنيم.

    سعید شریعتی، عضو حزب مشاركت
    در ایام بازداشت جز محبت و احترام مشاهده نکردم.
    هر خبری درباره رفتار و گفتار من منتشر شود کذب محض است.
    مجموعه مستندات و استدلال‌‌هاي ارائه شده از سوی نامزد مورد حمایت ما به هیچ عنوان کفایت از ابطال سراسری انتخابات نمی‌کند و حداکثر در صورت وارد بودن اعتراضات منجر به ابطال 100، 200 یا حداکثر 500 صندوق می‌شود که با خروج آراي همه کاندیداها از این صندوق‌ها از مجموع نتایج تغییر محسوسی در نتیجه انتخابات حاصل نمی‌شود.
    عدم تعادل و عدم برخورداری موسوی و ماشین انتخاباتی‌اش از یک شیب و شتاب قابل تحمل در فرایند رفتار تبلیغاتی و انتخاباتی مشکل و اشتباه دیگر ایشان بود.
    موسوی ظرف کمتر از سه ماه با چنان سرعت و شتابی پیش رفت که حتی تندروترین مخالفان نظام به جرگه حامیان ایشان پیوستند.
    ادعای فوق‌العاده بزرگ تحریک کننده و خطرناک موسوی صرفاً مبتنی بر برخی گزارش‌‌هاي ناکافی و ناموثق تک روانه و اسباب تحمیل پیروی ناگزیر گروه‌ها و شخصیت‌‌هاي سیاسی حامی از ایشان بود.
    کشاندن مردم در خیابان و خیابانی کردن سیاست یعنی به حداکثر رساندن هزینه زندگی سیاسی مردم و این به دور از تدبیر و خارج از رسالت سیاستمدار متعهد است.
    مشکل استراتژیک ما از دست دادن «هرم اعتماد» یعنی اعتماد به نفس، اعتماد متقابل میان ما و مردم و اعتماد متقابل میان ما و نظام است.
    حزب ما تنها ساعاتی پس از انتشار بیانیه آقای موسوی و صرفاً با تکیه بر ادعاهایشان مردم را دعوت به اعتراض کرد.
    هنگامی که اطلاعیه شجاعانه حجاریان در بیان خطا‌هاي فردی و جمعی و استعفای ایشان را از حزب دیدم تردیدی برایم باقی نماند که اولین قدم و کمترین کاری که باید انجام دهم استعفا از مقام حزبی خود در جهت جبران بخشی از آسیب‌ها است.
    در ایام انتخابات، سرود سازمانی یکی از فرقه‌‌هاي ضد انقلاب توسط بخش‌هایی از ستاد آقای موسوی برگزیده شده و بر روی آن نماهنگ انتخاباتی ساخته شد.

    مصطفی تاج زاده عضو توأمان حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب
    تقلب در انتخابات وجهي نداشت اما به محض اينكه انتخابات تمام شد و من از بچه‌‌هاي استان‌ها سؤال كردم احساس كردم كه انتخابات را باخته‌ايم ولي فاصله را 3 به1 نمي دانستيم.
    از ساعت 12 كه آرا اعلام شد هيچ كس از من نشنيد كه تقلب شده است. لذا چيزهايي كه مي‌گويند به من برنمي‌گردد و من دخيل نبوده‌ام، البته حزبم بيانيه‌اي داده و بنده را هم مثل آنها مجازات كنيد.
    اين انتخابات به لحاظ كمي جزو كم نظيرترين وبه لحاظ كيفي جزو بي‌نظيرترين انتخابات‌ها بود. معتقدم اين سرمايه 40 ميليوني سرجايش محفوظ است.
    همچنين در اظهارات يكي از متهمين آمده است: «... در جلسه روز شنبه مورخ 23/3/88 با آقاي تاج زاده و تعدادي از دوستان ديگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد آقاي تاج زاده با حالتي بهت زده و خاص حضور داشتند.» از ايشان دو سؤال مطرح كردم سؤال اول: اوضاع رأي آقاي موسوي چطور است؟ ايشان گفتند: «رأي آقاي موسوي خوب نيست و آقاي احمدي نژاد قطعاً در دور اول پيروز انتخابات خواهد بود. سؤال دوم:‌ به نظر شما تقلب شده؟ كه ايشان پاسخ دادند: من با همه استانها جز استان اردبيل تماس گرفته ام نتايج اعلام شده با نتايجي كه ما داشتيم هيچ تفاوتي نمي كند و تقلبي صورت نگرفته است.»

    بهزاد نبوی، عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين، مشاور رئيس جمهور سابق
    ما هيچ سندي دال بر وجود تقلب نداشته ايم وبايد به رأي شوراي نگهبان التزام داشته باشيم.

    عبدالله رمضان‌زاده، قائم مقام حزب مشاركت
    من همیشه گفته ام ودوستان هم حزبی بنده هم می دانند که تقلب در ایران امکان ندارد.
    اعتقاد من این است و خواهد بود که در ایران اگر خیلی تقلب صورت بگیرد از 500 هزار الی یک میلیون رأی تجاوز نخواهد کرد.
    این اشتباهات خودمان است که در تحلیل‌هایمان آراي شهر‌هاي کوچک و روستا‌ها را که به سمت احمدی‌نژاد بود جدی نگرفتیم.
    ما به دنبال واقعیت‌هایی می‌گشتیم که تحلیل‌‌هاي خودمان را درست از آب در بیاورد و خوراک را برای تحلیل ذهنی خودمان فراهم می‌کردیم.

    محسن صفايي فراهاني، عضو شوراي مركزي و رئيس هيأت اجرايي مشاركت
    به هيچ وجه نمي‌توان پذيرفت كه در اين انتخابات تقلب شده است حتي اگر فرض را هم بر تقلب بدانيم يك ميليون، دو ميليون.
    براي خود من نيز سؤال است فردي مانند مهندس موسوي كه عملكردش در انقلاب اسلامي روشن است در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز عضو مي‌باشد و افرادي همچون آقايان [...] و [...] كه در دوره‌‌هاي گوناگون وزير كشور بودند چنين ادعايي در مورد تقلب در انتخابات را دارند.
    من در هيچ راهپيمايي شركت نكرده‌ام و اين راهپيمايي‌‌هاي پس از انتخابات را نيز تأييد نكردم. چرا كه به اين دست راهپيمايي‌ها اعتقاد ندارم، انتهاي آنها به اغتشاش وصل مي‌شود.
    دولت نهم اقداماتي از قبيل پرداخت انواع و اقسام وام‌ها به روستا‌ها و كمك به حاشيه شهرها داشته و براي مثال به يك ميليون خانوار زمين‌‌هاي 99 ساله و به 20 ميليون نفر سهام عدالت داده است. بنابر اين از قبل هم محرز بود كه دولت موجود با يك اختلاف بالايي برنده خواهد شد و نيازي به تقلب نبود و من اين موضوعات را در دفاعيه خود نيز آورده‌ام.
    من معتقدم اگر استحاله فرهنگي ادامه يابد با توجه به اينكه سن و سال بنده نيز بالا رفته است ديگر فعاليت سياسي نمي‌كنم.

    شهاب‌الدین طباطبایی، رئیس ستاد 88 موسوی، از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت
    ای کاش که همانطور که بنده اشتباهات خود را پذیرفتم دوستانی که با اطلاعیه‌ها و مواضع خود سبب مسائل پس از انتخابات شده‌اند عواقب کار خود را می‌پذیرفتند.
    با حضور موسوی در عرصه انتخابات، خاتمی کنار کشید که این امر اکثر گروه‌‌هاي اصلاح‌طلب را ناخرسند‌ کرد.
    از همان ابتدای ورود موسوی وی و مجموعه نزدیکش دچار عارضه توهم پیروزی بودند.
    اعضای کمیته صیانت از آرا دائم به موسوی می‌گفتند که جزو ابطال انتخابات مطالبه‌اي نداشته باشد.
    شنیدم که یکی از نزدیکان موسوی به نقل از وی گفته است: «من 68 سال سن دارم و 7 تیر را دیده‌ام و چیزی برای از دست دادن ندارم از این رو معتقدم که موسوی با طرح بحث تقلب رودرویی با چارچوب نظام را ایجاد کرد.»
    هر چه درباره مردم روستاها گفتم به آن بی توجهی شد و همه دوستان می‌گفتند پیروزی موسوی در دور اول غیر قابل اجتناب است. این در حالی بود که در روستاها مشکل رأي داشتيم.
    آنچه بايد محفوظ بماند اصل نظام، قانون اساسي و ارکان آن است و بايد از به دام افتادن در دامن بيگانگان پرهيز کرد.
    مصاحبه‌ام با بي.بي.سي درباره تجمعات را قبول دارم.

    عبدالله مؤمني، دبير سابق تشكيلات غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت
    ما در آستانه انتخابات بحث‌هايي همچون تقلب در انتخابات و وجود مناسبات ناسالم بر پيكره نظام را به طور گسترده در سطح رسانه‌‌هاي خود مطرح كرديم و به همين دليل خود را در اتفاقات بعد از انتخابات سهيم مي‌دانيم.
    تمام اتهامات خود را مي‌پذيرم و كارنامه خود را غير قابل دفاع مي‌دانم.
    عدول از اصول و فقدان مرزبندي شفاف و اصولي ميان دفتر تحكيم وحدت با گروه‌‌هاي التقاطي و تأثيرپذيري از گروهك‌هايي چون منافقين و ماركسيسم‌ها و جريانات اپوزيسيون داخلي موجب استحاله دفتر تحكيم وحدت شد.
    نقش‌آفريني گروه‌‌هاي اصلاح طلب در فعاليت‌‌هاي دفتر تحكيم وحدت استقلال اين دفتر را مورد خدشه قرار داد و اين تشكيلات به مناسب‌ترين محمل براي مخالفين و معاندين با نظام تبديل شد و تغيير آرم دفتر كه مزين به تصوير بنيانگذار جمهوري اسلامي بود آغازي براي انحراف مجموعه و رفتن به سوي مقابله با نظام شد.
    دفتر تحكيم وحدت هر ساله در سالگرد 18 تير با برگزاري تجمعات غيرقانوني سعي در بحران سازي و تنش‌ آفريني داشت.
    ارسال نامه براي خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در آستانه انتخابات مجلس هفتم به منظور حمايت از اصلاح‌طلبان از اقدامات غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت بود كه قبح دخالت بيگانگان در امور داخلي كشورمان را شكست. همچنين همكاري با جريانات ماركسيستي در برگزاري مراسم پاسداشت دانشجو در روز 16 آذر و طرح ساختارشكنانه فراخوان رفراندوم به منظور تغيير در اصل نظام از ديگر اقدامات غيرقانوني اين تشكل بود.
    موضع‌گيري‌‌هاي ما در مخالفت با سياست‌‌هاي كلان نظام منطبق با سياست‌‌هاي دشمنان جمهوري اسلامي بود و به عنوان نمونه در زمينه مسأله هسته‌اي برخلاف خواست عمومي جامعه كه اين فناوري را حق مسلم ايرانيان مي‌دانست، حركت كرديم.

    نتيجه عدول از اصول و فقدان مرزبندي شفاف با گروه‌‌هاي التقاطي و استفاده ابزاري اصلاح طلبان از دفتر تحكيم وحدت منجر به آن شد كه اين تشكل جايگاه ويژ‌ه‌اي در ميان جريانات ضد انقلاب پيدا كرده و براي آن كاركرد اپوزيسيوني يابد.
    در سايت ادوار نيوز با هدف ايجاد بي‌اعتمادي در مردم نسبت به متوليان امور اخبار مختلفي منتشر مي‌شد كه از جمله آنها اعلام خبر جعلي واجدين شرايط شركت در انتخابات برخلاف آمار رسمي و انتشار اخبار غيرواقعي در باره نرخ تورم و بيكاري و تخريب دولت به ويژه در عرصه سياست خارجي بود.
    پايبندي به قانون از شعار‌هاي هميشگي ما بود اما در عمل از پايبندي به قانون عدول كرديم و حاكميت و دولت را متهم به بي‌قانوني مي‌كرديم.
    ما حاكميت را مخالف دموكراسي وحقوق بشر و قانون معرفي مي‌كرديم اما خودمان تجمعات و ميتينگ‌هايي را برگزار كرديم كه هم از نظر شكلي و هم از نظر محتوايي در تضاد با قانون اساسي بود ولي از اين ابزار براي پيشبرد و مقاصد خود استفاده مي‌كرديم.
    ما از هر وسيله‌اي براي تخريب نظام بهره‌ مي‌جستيم و به عنوان نمونه هر كس كه به دلايل امنيتي يا سياسي دستگير مي‌شد، دستگيري وي را خودسرانه مي‌خوانديم و با حمايت از متهمان و محكومان دادگاه به دنبال اعمال فشار بر دستگاه قضايي بوديم.
    جلسه‌اي را با عنوان نقد طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در محل سازمان ادوار تحكيم وحدت برگزار كرديم كه سخنران آن آقاي آغاجري بود و نه تنها در اين جلسه از اراذل و اوباش حمايت شد بلكه يكي از سخنرانان به دفاع از اعضاي سازمان منافقين پرداخت.
    با تعدادي از اعضاي شوراي مركزي ادوار تحكيم با هدف شركت در كلاس‌‌هاي آموزشي به مدت يك هفته به آلمان رفتيم كه همه هزينه آن توسط امريكا و تحت پوشش يك نهاد حقوق بشري تأمين شده بود.
    سازمان ادوار تحكيم وحدت با سران گروهك‌هايي چون نهضت آزادي، جبهه ملي - شوراي موسوم به ملي مذهبي‌ها و فعالان حقوق زنان و كمپين جلساتي داشت كه در قالب اين جلسات مطالبي ساختارشكنانه به منظور ايجاد چالش براي حاكميت مطرح مي‌شد.
    در گام نخست در انتخابات به طرح كانديداتوري عبدالله نوري وزير كشور دوره اصلاحات كه محكوميت قضايي داشت پرداختيم و اين كار با علم به رد صلاحيت وي از سوي شوراي نگهبان صورت گرفت. هدف ما ايجاد جنبش اجتماعي در راستاي چالش‌آفريني براي نظام جهت تغيير ساختار بود و مقرر گرديد اگر نوري
    رد صلاحيت شد نيرو‌هاي اجتماعي را به حمايت وي سامان دهيم و اگر تأييد صلاحيت شد به طرح مطالبات ساختارشكنانه خود بپردازيم.
    در ستاد انتخاب كروبي ستاد شهروند آزاد را تشكيل داديم و با صدور بيانيه و منشوري از مطالبات ساختارشكنانه و راديكال خود در همه حوزه‌ها فعاليت انتخاباتي خود را آغاز كرديم.
    تجمع غيرقانوني و راهپيمايي بدون مجوز از ميدان ونك تا ميدان تجريش به عنوان نمونه‌اي از فعاليت‌‌هاي ساختارشكنانه ستاد شهروند آزاد بود كه در اين تجمعات و راهپيمايي شعار‌هاي توهين‌آميزي عليه اركان و مسئولان نظام و همچنين مسائلي همچون حجاب سر داده شد كه اين شعارها ربطي به تبليغات انتخاباتي نداشت.
    تجمعات تنش‌زا و افراطي و تحريك‌كننده ما در آستانه انتخابات، بسترساز آشوب‌‌هاي فرداي انتخابات بود و ما قطعاً در اين زمينه مقصريم.
    ما به عصيانگري عليه نظام پرداختيم و مسائل بعد از انتخابات نشان داد كه نشانه گرفتن انتخابات بهانه‌اي براي نشانه گرفتن كانون نظام يعني جايگاه رهبري بوده است.
    دفاعي از خود ندارم و آنچه كه بيان كردم براي تنوير افكار عمومي بود و در نهايت از خطاها و اشتباهات بزرگ و رفتارهايي كه موجب انحراف و ايجاد بدبيني و بي‌اعتمادي نسبت به نظام در مجموعه دانشجويي شده بود طلب بخشش مي‌كنم.

    يحيي کيان تاجبخش، مشاور سابق بنياد سوروس
    من مشاور سابق بنياد سوروس در ايران بودم.
    خاتمي از سال 85 با سوروس ديدار و ارتباط مستمر داشته است.
    اغتشاشات اخير اتفاقي نبوده بلکه نتيجه برنامه‌ريزي درازمدت است.
    هدف از برنامه‌ريزي براي اين اغتشاشات حمله و تضعيف نظام مقدس جمهوري اسلامي با استفاده از انتخابات دهم بود.
    در دوره دولت سازندگي شاهد شروع برنامه استحاله فرهنگي بوده‌ايم و زماني كه كرباسچي در شهرداري بود، از طريق شهرداري شيوه جديد استحاله فرهنگي در كل شهر تهران و بعد هم به بقيه شهرها اشاعه مي‌شد.
    عوامل مستقيم فعال در پروژه رديف 2 آقايان ناصر هاديان و هادي سمتي از اساتيد دانشگاه بودند كه به سوئد و سوئيس مي‌رفتند و جريانات ديگر يعني احزاب سياسي اصلاح طلب مانند حزب مشاركت نيز از طريق اين افراد با نهادهاي امريكايي ارتباط برقرار مي‌كردند و اشخاصي چون مصطفي تاج‌زاده و سعيد حجاريان از طريق عوامل پروژه مذكور در قالب پروژه‌هاي تحقيقاتي و عملياتي با بنياد سوروس و ديگر مؤسسات فعال در عرصه انقلاب‌هاي رنگين ارتباط برقرار مي‌كردند.
    ارتباط ويلسون و سوروس نزديك است و آقاي سمتي 3 سال بورسيه ويلسون بود و آقاي هاديان هم 2 سال بورسيه گري سيك در دانشگاه نيويورك بود و اين برنامه از مدت ها قبل شكل گرفته بود.
    ورود سوروس و جريانات مشابه به ايران عملاً از دو بستر احزاب اصلاح طلب و NGOهاي همسو با تفكر و ارزش‌هاي غربي صورت گرفته و در يك مورد سهراب رزاقي از دوستان آقاي حجاريان از سوروس بيش از 300 ميليون تومان براي عملياتي كردن يك برنامه 5 ساله دريافت كرده كه اين رقم از طريق يكي از مؤسسات پوششي هلندي پرداخت شده بود.
    افتادن در دام نهادهاي امريكايي ناشي از عدم درك اصلاح‌طلبان از اختلاف ميان دموكراسي ليبرال غربي و مردم سالاري ديني است.
    تاج‌زاده، حجاريان، هاديان، سمتي، حقيقت جو و عطريانفر با بنيادهاي انقلاب رنگي ارتباط برقرار كرده بودند و برخي نيز بورسيه اين مؤسسات شده بودند.
    زماني كه وارد ايران شدم از طريق همكاران تاج‌زاده به وزارت كشور دعوت شدم و به من گفتند آيا علاقه به شنيدن سخنراني در خصوص توسعه شهري داريد كه من هم قبول كردم و وارد جلسه شدم و بعد از چند دقيقه تاج‌زاده كه معاون سياسي وقت وزارت كشور بود، مرا به سخنراني دعوت كرد و من هم گفتم كه حاضر نيستم و تسلط به زبان فارسي ندارم ولي تاج‌زاده گفت اشكال ندارد براي ما سخنراني كن و من هم آخرين موضوعي كه در دانشگاه بررسي كرده بودم ارائه دادم و ديدم كه همه همراهان تاج زاده حرفهاي من را يادداشت مي‌كنند و تعجب كردم زيرا حرف‌هاي من ارزش يادداشت كردن نداشت ولي تاج زاده با نگاه گفت من حرفهاي شما را پس‌فردا به شكل زيباتر در جايي مي‌گويم.
    اگر ما يکي از اولين نمونه‌‌هاي براندازي را ارتباط سفر عطريانفر به بنياد سوروس قبل از 1376 بدانيم مي‌توانيم نهايت آن را ملاقات مستقيم خاتمي همراه ظريف با سوروس در نيويورک در سال 1385 بدانيم.
    با همکاري مستقيم دولت اصلاحات بنياد سوروس موفق شد که با وزارت بهداشت در ايران يک پروژه همکاري منعقد کند و با ارسال بيش از 100 ميليون تومان به وزارت بهداشت از طرف بنياد سوروس اين ارتباط حاصل شد.
    هيروس با حمايت از گروه رسانه‌اي گويا با اعتبار بيش از 100 هزار يورو اقدام به راه‌اندازي شبکه تلويزيوني و سايت‌‌هاي ضد نظام اقدام کرده‌اند.
    با حساس شدن نظام نسبت به فعاليت بنياد سوروس در ايران اين بنياد از بنياد سوروس به عنوان يک پوشش استفاده کرد تا کار‌هاي سوروس به هيروس منتقل شود.
    اينجانب نه تنها خود را قرباني و فريب خورده برنامه‌‌هاي امريكايي مي‌دانم بلکه ساير متهمين هم قرباني نقشه‌‌هاي دشمنان قسم خورده نظام هستند.
    ريشه‌‌هاي اصلي اين اغتشاشات در خارج از مرزها پيدا مي‌شود.

    كلوتيد ريس، تبعه فرانسوي
    نبايد در تظاهرات‌ غيرقانوني حضور پيدا كرده و نبايد عكس‌ها را ارسال مي‌كردم پشيمان هستم. لذا از مردم و دادگاه ايران عذرخواهي مي‌كنم و اميدوارم مردم و دادگاه مرا ببخشند.
    بنده يك گزارش در خصوص دانشگاه، برخورد پليس و تظاهرات‌ به رابط بخش فرهنگي سفارت فرانسه دادم. اين فرد ديپلمات نيست.
    براي بنده حضور در زندان سخت بود و در زندان خبر از آينده نداشتم اما در خصوص رفتار نگهبانان و بازجويان بايد بگويم كه اين بازجويي‌ها بد نبود و بنده در اين زمينه مشكلي نداشته‌ام.

    حسين رسام، تحليلگر ارشد سفارت انگليس
    در طول 5 سال اخير 130 مرتبط با سفارت انگليس و طي يکسال اخير 50 نفر ديگر را جذب کرده ام.
    شوراي فرهنگي بريتانيا از طريق ايجاد بانک اطلاعاتي براي پذيرش دوره IELTS، برگزاري دوره‌هاي مشترک با نهاد‌هاي دولتي و حکومتي، شناسايي و جذب نخبگان از طريق اعطاي بورسيه و نيز جاسوسي علمي و صنعتي در دانشگاه‌ها اقدام به جمع‌آوري اطلاعات مورد نياز مي‌کرد.
    از حدود 4 ماه قبل از انتخابات جلسات مختلفي در اين خصوص تشکيل شد و اطلاعات لازم از طريق مرتبطين و فعالان سياسي به ويژه اصلاح طلبان جمع آوري شده بود.
    دبير اول سياسي سفارت انگليس در تهران به ستاد آقاي موسوي رفته و با مسئولان تبليغاتي و مشاورين وي جلسه داشت.
    بعد از سخنان رهبر انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد ماه، سفير دستور داد کارکنان سفارت از حضور در تجمعات خياباني خودداري کنند، اما کارکنان سفارت قبل از آن روز اتفاقات و مشاهدات خود را گزارش مي‌‌کردند.
    مازيار بهاري، نماينده رسمي نيوزويك در تهران
    نخستين مرتبه در بوسني و در خصوص قتل عام مسلمانان در سربرنيتسا با رسانه‌‌هاي انگليسي كار كردم و چون 10 سال ايران نبودم و سال 1376 به كشور برگشتم، از همان زمان با آشنايي كه داشتم پيشنهاد كاري به BBC و شبكه 4 انگليس دادم و آنها هم با پذيرش اين پيشنهاد، مواردي را براي همكاري طرح كردند و رابطه متقابلي بين ما به وجود آمد.
    رسانه‌‌هاي غربي از چند ماه پيش از برگزاري انتخابات خط تقلب در انتخابات را در كانون توجهات خود قرار دادند و به گونه‌اي زمينه چيني كردند كه اگر كانديداي مورد نظر آنان در انتخابات پيروز نشد اين حركت را يك كودتا در آراي مردم تلقي كنند. چندي قبل با يكي از مشاوران كانديداي مورد قبول غرب گفت‌وگويي داشتيم كه ايشان هم اين نكته را مطرح كردند كه در كشور كودتا شده است. در همين راستا آقاي موسوي قبل از اينكه نتايج انتخابات مشخص بشود طبق يك الگوي كلاسيك انقلاب رنگي گفتند: «من پيروز انتخابات هستم و هر نتيجه‌اي غير از اين اعلام شود تقلب شده است.»

    نازک افشار، کارمند بخش فرهنگي سفارت فرانسه
    اگر چنانچه درگيري و اغتشاشي مقابل در بخش فرهنگي انجام مي‌شد، بايد در را روي زخمي‌ها باز کرده و به آنها پناه بدهيم.
    تصميماتي که در ارتباطات با حوادث پس از انتخابات در سفارت فرانسه گرفته مي‌شد، به ايراني‌ها ابلاغ مي‌شد.
    بازجويان و زندانبانان هميشه با بنده مهربان بودند بخصوص نيرو‌هاي وزارت اطلاعات که بنده را متوجه اشتباهات خود کردند و بايد بگويم برخورد آنها با من بسيار مناسب بود.

    رضا رفيعي‌فروشاني، از عناصر فعال در ستاد 88
    ‌مسئوليت بنده شرکت در کنفرانس‌‌هاي مطبوعاتي رياست جمهوري و پرسش سؤال‌‌هاي خاص و همچنين برقراري ارتباط با مسئولان نظام بود.
    ‌در ايران تصميم گرفتم که NGO تشکيل داده که با همکاري همفکران اصلاح‌طلب خود تشکيل دادم.
    بنده در راهپيمايي‌ها شرکت مي‌کردم و با موبايل فيلمبرداري کرده و آن فيلم‌ها را روي صفحه فيس بوک قرار مي‌دادم.
    خانم نورا براي بنده ايميلي فرستاد که در آن ايميل گفته بود CIA قصد ارتباط با شما را دارد.
    پس از ايجاد کانال تلويزيوني براي کروبي و اينکه اين کانال هيچ وقت بالا نرفت نيرو‌هاي اطلاعاتي امارات بنده را احضار کرده و گفتند که بايد با ما همکاري کنيد يا از کشور اخراجتان مي‌کنيم.
    دو سال براي سرويس اطلاعاتي امارات جاسوسي کرده و براي اين کار ماهانه 5 هزار درهم دريافت کرده و اطلاعات مدنظر را نيز از طريق تماس موبايلي ارسال مي‌کردم.

    آرش رحماني‌پور از چهره‌‌هاي سياسي فعال در زمينه براندازي نرم
    سال 85 به وسيله شبکه ماهواره از طريق يکي از دوستانم به نام و تفکرات انجمن پادشاهي ايران آشنا شدم و حس کنجکاوي سبب شد تا در يک فرآيند کوتاه مدت با اين انجمن رابطه برقرار کنم.
    اميد (عضوي از انجمن پادشاهي ايران) ضمن آموزش يارگيري به ما آموزش مي‌داد که چگونه از تظاهرات و اعتصابات سوء استفاده کرده و با وارد کردن خسارات مالي و جاني يک صحنه جنگ شهري ايجاد کرده و در واقع از اين طريق پايه‌‌هاي نظام جمهوري اسلامي را سست کنيم.
    سران انجمن پادشاهي ايران تأكيد داشتند در صورت ناامن کردن اماکن مذهبي و کاهش حضور مردم در اين گونه اماکن مي‌توان به حکومت فشار وارد کرده و پايه‌‌هاي نظام را تضعيف کرد.
    يکي از مأموريت‌‌هاي من انفجار در شعب اخذ رأي در دو نقطه مهم و حساس يکي مسجدالنبي نارمک و ديگري حسينيه ارشاد بود.

    محمدرضا علي زماني از اعضاي گروهک انجمن پادشاهي
    اصلي‌ترين کارمان ياد دادن و آگاهي از راه‌‌هاي مختلف براي ايجاد نوعي دين گريزي و دين ستيزي بود تا بتوانيم پشتوانه نظام را از بين ببريم.
    با توجه به ارتباطي که با نيرو‌هاي امريكايي مستقر در عراق داشتيم آنها نيز از ما اطلاعاتي در خصوص مسائل داخلي ايران از جمله مسائل دولتي و مسائل مربوط به دانشجويان مي‌خواستند.
    گروهک تروريستي انجمن پادشاهي فرمول‌‌هاي ضعيف و قوي توليد بمب‌ها را براي ما ارسال مي‌کرد.
    در مرحله اول فرمول بطري‌‌هاي انفجاري و پس از آن نيز فرمول بمب‌‌هاي قوي را در اختيار ما قرار دادند که نهايت هدف آنها کشتار بيشتر هرچه بيشتر مردم و مسئولان نظام بود.
    از طرف امريكايي‌ها و دفتر انجمن پادشاهي ايران بودجه‌هايي را براي ادامه کار و تأمين معاش دريافت مي‌کرديم.
    بمبگذاري و عمليات تروريستي که کشته‌‌هاي زيادي از مردم و مسئولان به جاي بگذارد از جمله اقداماتي بود که قرار بود به همراهي و کمک نيرو‌هاي امريكايي انجام شود.
    نفوذ رابطين خود در احزاب، دانشگاه‌ها و مراکز دولتي بايد صورت مي‌گرفت چرا که ما نياز به اطلاعات به روز داشتيم.
    از جمله اقدامات ديگري که براي مديريت آن بنده به ايران سفر کرده بودم، تشويش اذهان عمومي و ايجاد شک و شبهه براي ابطال انتخابات و رأي‌گيري مجدد بود.
    رستم فرد تهراني، مسئول سايت سحام نيوز
    مسأله‌اي كه ما در جريان انتخابات اخير دنبال مي‌كرديم اين بود كه با برگزاري اين تجمعات بگوييم كه در انتخابات تقلب صورت گرفته است.
    ما از سه طريق سايت، تلفن و ايميل زمان و مكان تجمعات را به اطلاع اعضاي شبكه رأي خود مي‌رسانديم.

    علی عاشوری، مسئول كميته آي. تي ستاد موسوي
    با راهنمايي [...] بر قطاري سوار شدم كه سكان‌داران آن ياران نخست‌وزير دوران دفاع مقدس‌ بوده‌اند و هدف آن در ابتدا اعتلاي نظام در سايه رهبري بوده است اما پس از انتخابات و در ميانه راه برخي از اين قطار پياده و برخي آن را سكان‌داري كردند كه دستاورد‌هاي 30 ساله نظام زير سؤال رفت.
    توسط فردي به نام [...] از تجمع غيرقانوني ميدان بهارستان جهت اغتشاش اطلاع پيدا كردم كه من اين خبر را در اختيار [...] قرار دادم كه در كمال ناباوري اين خبر را بر روي سايت كلمه مشاهده كردم كه البته اين رويداد باعث اطلاع‌رساني غيرقانوني شد.
    ناخواسته وارد سناريوسازي مخدوش‌بودن انتخابات شدم كه معتقدم اين ادعا و شايعه در راستاي زير سؤال بردن نظام بود و ما تنها طعمه‌‌هاي كوچك براي شكارچيان بزرگ بوديم.
    ابطال انتخابات طرحي بود كه توسط راهبران اين قطار براي مسافران معرفي شده بود و از طريق اخبار سايت‌‌هاي فيس‌بوك و يوتويوب به آن دامن زده مي‌شد.
    من خود را بي‌گناه مي‌دانم چرا كه ما از اين قطار در حال حركت به پائین آمديم اما معتقدم هنوز اين قطار در حال حركت است و امروز راهبران اين قطار طعمه‌ را براي خود انتخاب مي‌كنند تا جايي كه حتي روز قدس كه از سوي بنيانگذار انقلاب اسلامي به يادگار مانده است را وارد مسير اين قطار كردند.

    محمدرضا نوربخش عضو شوراي سردبيري سايت جمهوريت
    از سال 84 به عنوان پيمانكاري در بخش پژوهش و آموزش با دانشگاه آزاد اسلامي همكاري دارم و از سال 88 همكاري خود را در حوزه رسانه با آقاي كرمي آغاز كردم، پائيز سال گذشته آقاي كرمي به من گفت كه آقاي [...] به دليل چالش‌‌هايي كه با دولت احمدي‌نژاد دارد مي‌خواهد فعاليت‌‌هاي انتخاباتي خود را آغاز كند تا از اين طريق مانع از رياست‌جمهوري مجدد وي شود كه البته بخشي از اين فعاليت‌‌هاي انتخاباتي فعاليت‌‌هاي رسانه‌اي بود.
    در ابتداي همكاري با سايت جمهوريت اين ذهنيت وجود داشت كه اين سايت انتخاباتي است ولي رفته رفته متوجه شديم استراتژي و سوژه‌هاي مهدي هاشمي وسيع‌تر از خط تخريب دولت است و سيبل ما از دولت به نظام تغيير يافت و بين اين سايت و رسانه‌هاي ضد انقلاب همسويي ايجاد شد.
    مسعود باستاني بلافاصله شبنامه موج را تهيه كرد و با نظر آقايان مقيسه و كرمي قرار شد يك ميليون نسخه از آن منتشر شود اما در نهايت دويست‌هزار نسخه آن با هزينه سه ونيم ميليون توماني كه يكي از مديران دانشگاه آزاد تقبل كرد منتشر و توسط بچه‌هاي ستاد 88 توزيع شد.
    براي تأمين هزينه‌‌هاي سايت جمهوريت قرارداد‌هايي با 12 پيمانكار كه من هم جزو آنها بودم بسته شد و از اين طريق دانشگاه آزاد اسلامي بر خلاف وظايف ذاتي خود وارد كار سياسي و انتخاباتي شد ولي بعد از گذشت 15روز گفته شد كه بين مديران سايت و مسئولان دانشگاه اختلاف نظر به وجود آمد.
    القای تقلب در انتخابات از اين طريق صورت مي‌گرفت كه يا موسوي برنده انتخابات است و يا در انتخابات تقلب شده و اگر اين فرايند با سلامت برگزار شود اصلاح‌طلبان پيروز هستند.
    اينكه آقاي كرمي گفته‌ اعضاي شوراي سردبيري جمهوريت از ابتدا خواستار راديكال شدن سايت بودند مضحك است و موارد متعددي وجود دارد كه نمي‌خواستيم كاري را انجام دهيم.
    در هفته‌‌هاي منتهي به انتخابات جلساتي بين فعالان رسانه‌اي دوم خردادي برگزار شد و پيشنهاد شد به دليل عدم پايگاه مناسب سايت‌ها در افكار عمومي، مطالب سايت‌ها در قالب شب‌نامه منتشر شود. مسعود باستاني بلافاصله شب‌نامه موج را تهيه كرد و با نظر آقايان [...] و كرمي قرار شد يك ميليون نسخه از آن منتشر شود اما در نهايت 200 ‌هزار نسخه آن با هزينه سه ونيم ميليون توماني كه يكي از مديران دانشگاه آزاد تقبل كرد منتشر و توسط بچه‌‌هاي ستاد 88 توزيع شد.
    در حوادث بعد از انتخابات 22 خرداد خسارات سنگيني به انقلاب و نظام وارد شد كه سردمداران جريانات سياسي كه پشت پرده اين حوادث را مديريت كردند بايد پاسخگو باشند.
    به اندازه نقشي كه در حوادث اخير داشته و مرتكب اشتباهات بزرگي شده از ملت عذرخواهي مي‌كنم.

    امید لواسانی، فعال كميته اطلاع رساني موسوي
    خبري مبني بر تجمع آرام در مقابل مجلس براي اعتراض به نتيجه انتخابات براي تمامي اعضاي شبكه اجتماعي سايت ارسال شد كه ارسال اين خبر توسط بنده مورد قبول واقع شد زيرا مدير سايت توانايي ارسال اين مطلب را نداشت اما پس از ارسال اين مطلب در سايت قلم نيوز نوشته شد كه موسوي در اين تجمع شركت نخواهد كرد؛ پس از مشاهده اين مطلب سرور سايت را روز اول تير خاموش كرديم زيرا علي‌رغم تعهدات خود براي پشتيباني سايت ديگر قصد ادامه همكاري نداشتيم چرا كه تصور مي‌كرديم اهداف ناصوابي توسط آنان پيگيري مي‌شد.
    ما اگر از ابتدا به اهداف طراحان اصلي اغتشاشات واقف بوديم وارد اين بازي نمي‌شديم و من از اين بابت متأسفم اما اميد دارم كه عنصر مفيدي براي وطنم باشم.
    زندان براي من بسيار سازنده بود چرا كه توانستم بار ديگر خداي خود را بازشناسم و اين مكاشفه با حسن رفتار اسلامي توسط بازپرس، قاضي و غيره انجام شده است.
    بنده در هيچ تجمعي شركت نكردم و درخصوص ارسال ايميل‌ها بايد بگويم اگر كاري در مورد ارسال ايميل‌ها انجام دادم كه مجرمانه بوده از آن اطلاعي نداشته‌ام، متأسفم و درخواست رأفت اسلامي دارم.

    طراح اخلال در برق كشور
    من هيچگاه تحليلگر سياسي نبودم و از مسائل كشور اطلاعي نداشتم از اين رو با حضور در كشور پس از انتخابات در فضاي به وجود آمده دچار احساسات شدم.
    در سايت بالاترين طرحي را مبني بر اينكه 10 ميليون لوازم برقي بايد به برق زده شود تا در سيستم برق كشور اخلال به وجود آيد را ديدم و با توجه به اينكه من كارشناس سيستم برق هستم اين طرح را مسخره يافتم از اين رو 200 ايميل به نام 30 تير زدم، گرچه مي‌دانستم اين طرح تنها تئوري است و در صحنه اجرا، قابل عملياتي شدن نيست. از اين رو به خاطر اقدام خود احساس گناه كردم چرا كه با توجه به اينكه مراكز كنترل و مديريت برق وجود دارد از اين رو مطمئن بودم اين طرح شكست مي‌خورد.
    در طرح اخلال در برق كشور از مردم خواسته مي‌شد ساعت 9 شب برق‌هاي خود را خاموش كرده و مجدداً در ساعت
    15/9 دقيقه برق‌‌هاي خود را روشن كنند تا با اين كار وزارت نيرو تحت تأثير اين شوك قرار گيرد.
    هدف از طرح‌‌هاي اخلالگري در برق، فشار براي استيضاح احمدي‌نژاد يا عدم رأي اعتماد به وزراي پيشنهادي‌اش از سوي مجلس بود.
    انسان در زندان به خود مي‌آيد همان طور كه من در اين محيط به برخي از مسائل دروغ در بيرون پي بردم و اين فرصت براي من بسيار خوب بود.
    زماني كه در 17 تير ماه دستگير شدم اين گونه تصور مي‌كردم كه به زندان اوين رفته و انواع شكنجه بر روي من صورت مي‌گيرد از اين رو در همين جا شهادت مي‌دهم كه در طول بازداشت هيچ رفتار بدي با من نشد و من تحت فشار قرار نگرفته‌ام.
    از ملت ايران و رهبر معظم انقلاب به دليل آنكه از دانش فني خود براي ضربه زدن به نظام استفاده كردم عذرخواهي مي‌كنم.

    علي بهزاديان‌نژاد، عضو روابط عمومي ستاد موسوي
    سايت ارتباطات مردمي زير نظر سايت ستاد موسوي بوده و خبر راه‌اندازي آن را سايت قلم نيوز درج كرده است. از اين رو بايد جرايم اين سايت را سايت اصلي موسوي بپذيرد.
    به ازاي كارهايش از سايت موسوي يك ميليون و 750 هزار تومان وجه نقد دريافت كرده است.
    از برخي كار‌هاي خود در انتخابات ابراز شرمساري مي‌كنم.
    پس از انتخابات در اين وب سايت تغييراتي داديم كه مهمترين كار اين سايت پس از انتخابات براي شايعه پراكني و ايجاد فضاي مسموم به كار گرفته شد.
    اولين محرك بحث تقلب در انتخابات بود كه از سوي موسوي و كروبي اعلام شد و با سخناني نظير عمليات‌ مهندسي آرا و شعبده‌بازي آرا اين نوع ادبيات قشر جوان را احساساتي كرد.
    افراد در ستاد موسوي به اطرافيان خود نگاه كرده و برنده شدن وي را در انتخابات قطعي مي‌دانستند از اين رو اين نگاه را به كل كشور تعميم دادند كه اين امر موجب اقدامات آنان در حوادث پس از انتخابات شد.
    شخصاً از كروبي و موسوي مي‌خواهم به دروغ‌هاي خود پايان دهند و در راستاي بازسازي وجهه مخدوش شده نظام كه از سوي آنان صورت گرفته بكوشند.

     

    + نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 22:14 توسط علی |

  • مرتضی نبوی در واکنش به اظهارات صانعی
    باطل را یاد نکنی می‌میرد/ از نیت هاشمی در طرح مورد نظرش بي‌خبرم

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اظهارات توهین آمیز صانعی علیه مراجع، رئیس‌جمهور و بزرگان انقلاب، این سخنان و بیان کننده آن را باطل خواند و تاکید کرد: زمانی که باطل را یاد نکنی خواهد مرد.

    سید مرتضی نبوی در گفت‌وگو با رجانیوز در پاسخ به این سؤال که جزئيات طرح هاشمی رفسنجانی که در مجلس خبرگان رهبری به‌منظور برون‌رفت از وضعيت فعلي به آن اشاره كرد، چیست، اظهار داشت: در حال حاضر راجع به این مسئله اظهارنظر نمی کنم، البته خود آقای هاشمی یک سری اطلاعاتی را جسته و گریخته منتشر کرده است.

    وی ادامه داد: آقای هاشمی در مجلس خبرگان این بحث را مطرح کرد و برخی تصور کردند که این طرح به خبرگان رهبری مربوط است لذا بعضی از اعضای مجلس خبرگان حساس شدند که البته آقای هاشمی توضیح داد که این ربطی به خبرگان ندارد.

    نبوی تصریح کرد: آقای هاشمی گفتند که بعضی از اعضای مجمع تشخیص نزد وی رفته و ملاقاتی داشتند و در همان ملاقات، طرحی را برای برون رفت از شرایط موجود ارائه کرده اند.

    مسئول واحد سياسي جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه هاشمی در جلسه ای با شورای مرکزی خانه احزاب، از افرادي که این طرح را ارائه كرده‌اند، نام برده است، گفت: یقیناً هر طرحی که هست، باید حول محور سخنان رهبری باشد، یعنی اگر از ما هم کاری برمی‌آید، باید کمک کنیم که همان رهنمودهای رهبری نقشه راه قرار گیرد.

    وي در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه رهبری کشور را بحران زده نمی دانند ولی هاشمی اوضاع را بحرانی توصیف می کند، با تأييد اين مطلب تصریح کرد: البته رهبر انقلاب هم معتقدند که فتنه ای به وجود آمده که می توان از آن با عنوان جنگ نرم یاد کرد، بنابراين، ایشان در دیدار با خبرگان هم فرمودند که نخبگان به هوش باشند که یک جنگ نرمی وجود دارد.

    نبوی حضور عده ای اغتشاشگر در روز قدس و سر دادن شعارهای ضد اسلامی را نمونه ای از این فتنه عنوان کرد و افزود: البته به نیت افراد در خصوص طرح‌های مختلف کاری ندارم و نمی دانم نیت افراد چیست ولی برداشتم این است که نیت بدی نباشد و در جهت تقویت نظام باشد.

    وي در بخش دیگری از سخنانش در رابطه با اظهارات اهانت‌آمیز صانعی علیه رئیس‌جمهور و مراجع و بزرگان انقلاب، با ابراز تاسف شدید از این رفتار تأکید کرد: ما باید کمک کنیم که از این فضا فاصله بگیریم چون این جریان انتها ندارد، متأسفانه یک عده ای مثل موسوی می روند امثال آقای منتظری را به‌عنوان سر جريان خود برجسته می کنند بدون اینکه هیچ منطقی با آن سازگار باشد و یک عده ای هم صانعی را علم می کنند.

    وی با بیان اینکه هیچ توجیهی برای به صحنه آمدن دوباره امثال منتظری ها وجود ندارد خاطر نشان کرد: کسی را که امام مشروعیتش را خط زده بود، دوباره به صحنه سیاسی می آورند، بعد هم می گویند پیرو خط امام هستیم.

    نبوی سخنان صانعی را در راستای مشروعیت‌بخشی به اغتشاشگران و در تقابل و تخاصم با انقلاب و مراجع تقليد عنوان کرد و گفت: بعضی وقت‌ها برخی سخنان جوابش خاموشی و سکوت است یک وقتی هست که باید باطل را رها کرد تا بمیرد و فرصت عرض اندام پیدا نکند.

    وی در پایان با اشاره به حدیث "الباطل یموت بترک ذکره" اضافه کرد: وقتی باطل را یاد نکنی و به آن نپردازی خود به خود می میرد.

    + نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 22:10 توسط علی |

  • تیغ اهانت‌های جدید صانعی این بار به صورت مراجع و بزرگان انقلاب

    در ادامه هتاکی های یوسف صانعی و سکوت دستگاه‌های مسئول، وی در اقدامی ناشایست ودور از شأن یک مسلمان، ضمن اهانت به حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی از مراجع عظام تقلید و آیت‌الله امامی کاشانیامام جمعه تهران،خواستار مرگ آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان شد.

    به گزارش رجانیوز، در جلسه‌ای که در تاریخ 29 مردادماه سال جاری در دفتر صانعی با حضور جمعی از عناصر شاخص اصلاح طلب برگزار شد، وی در قسمتی از سخنان خود با ادامه ضمن افتخار به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی گفت: قضیه آقای منتظری که اتفاق افتاد، روحانیت یا سکوت کردند و یا تأیید و تنها من بودم که در این وسط ایستادم. خیلی خوشحال هستم که تنها آخوندی بودم که مردم گفتند ضد دستگاه وضد نظام است.

    وی در ادامه سخنان خود مرجع مردم برای دریافت اخبار را رسانه های بیگانه خواند و اظهار داشت: کسی که به رادیو و تلویزیون ایران توجه کند، هیچ چیزی از مسائل خبر ندارد. رسانه‌های غربی را نگاه کنید، ببینید اینها چه می کنند. ببینید آقای سازگارا (ضد انقلاب فراری) چه می گوید؟ من ایشان را آدم متدینی می دانم!

    صانعی ضمن اهانت به آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان و از بزرگان انقلاب اسلامی گفت: باید از ظالم و ستمگر ابراز برائت و تنفر و لعن کرد. چه زنده و چه مرده. این را دهن به دهن باید بین مردم پخش کرد که جوری شود روزی که جنتی انشاء الله می میرد، سراسر ایران چراغانی شود و مردم شادی کنند و این خیلی اثر دارد و دیگران حساب دستشان بیاید.

    وی ضمن طرح ادعای پشیمان شدن آیت‌الله نوری‌همدانی از تبریک گفتن به رئیس‌جمهور ادامه داد: من باور ندارم. او دست خودش نیست. می گویند شک بین یک و دو باطل است.هر چه حکومت می گوید، هر چه به او می گویند، او هم همان را می گوید.

    صانعی در بخش دیگری از اهانت‌های خود، جملات سخیفی در مورد آیت‌الله مکارم شیرازی به‌کار برد که به دلیل ضرورت حفظ شأن مرجعیت از بازنشر آن معذوریم.

    وی همچنین آیت‌الله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران را انسانی ساده لوحی خواند.

    صانعی در بخش پایانی اظهاراتش ضمن تکرار ادعاهای رسانه های غربی علیه نظام و انقلاب گفت: شنیده ام که مساجد الحمد لله خلوت شده است. شما هم در خانه نماز بخوانید، (یک)مرد مسلم عدالتش بیشتر از کسانی است که اضلال می کنند. یا زن اگر بایستد و مرد به او اقتدا کند، بهتر است. به مردم بگویید که مسجد نروند و در خانه عبادت کنند.

    صانعی همچنین چندی قبل و در جمع تعدادی از روحانیون همفکرش در گرگان ضمن اهانت‌های متعدد و انتسابات کذب به رئیس‌جمهور، لقب حرامزادگی را درخصوص وی به‌کار برد که این هتاکی با واکنش گسترده روحانیت، نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی مواجه شد و این اقشار ضمن تأکید بر خروج صانعی از عدالت و عدم صلاحیت وی، درخواست محاکمه وی را مطرح کرده بودند.

    با این حال، مشخص نیست مدعی‌العموم چه زمانی می‌خواهد مانع از ادامه هتاکی و اتهام‌زنی‌های صانعی علیه منتخب ملت و مراجع عظام شود؟

    + نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 22:21 توسط علی |

  • ادبيات بيانيه‌‌هاي موسوي با مسعود رجوي هيچ فرقي ندارد/ جريان نفاق در بيت منتظري به وحدت تاكتيكي رسيد

    دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه با اشاره به حوادث پس از انتخابات،‌ ميرحسين موسوي را رهبر اين جريان نفاق ليبرالي دانست و اظهار داشت: ادبيات بيانيه هاي موسوي هيچ فرقي با ادبيات رجوي ندارد، و موسوي در انتخابات به جوانان همان ظلمي را كرد كه رجوي آنرا در گذشته انجام داده بود.

    به گزارش رجانيوز، محمد جواد لاريجاني دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه امروز يكشنبه در حاشيه بازديد از نمايشگاه نجوم در مجلس شوراي اسلامي در جمع خبرنگاران با اشاره به وحدت در نظام جمهوري اسلامي ايران گفت: وحدت بايد حول دفاع از نظام باشد و مير حسين موسوي يكي از خطاهاي بسيار بزرگ را در تاريخ انقلاب مرتكب شد.

    دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه بر همين اساس ادامه داد: جناح اصلاح طلب با حمايت از مير حسين موسوي او را به حركت در راه معارض با نظام هدايت كرد.

    وي اضافه كرد مير حسين موسوي بايد فكر كند كه به راستي چه كرده كه منافقان ، آمريكا، اسرائيل و برخي از كشورهاي غربي از او حمايت مي‌كنند و براي وي كف مي‌زنند.

    محمد جواد لاريجاني با بيان اينكه وحدت حول نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بايد باشد، تصريح كرد: اين آقايان بايد سر عقل بيايند دست از معارضه با نظام بردارند و قواعد رقابت دموكراتيك را ياد بگيرند.

    وي همچنين گفت: مير حسين موسوي آينده بسيار خوب سياسي را از دست داد و ادبيات بيانيه ‌هاي وي با ادبيات مسعود رجوي هيچ فرقي ندارد و و خط نفاق جديد ليبرال است و اين افراد در بيت آيت الله منتظري به وحدت تاكتيكي رسيدن و اين مسئله يكي از اشتباهات بسيار بزرگ جبهه اصلاحات بود.

    وي افزود: موسوي حتي از تشابه ادبياتي با رجوي نيز فراتر رفته و به بيت منتظري رسيده است.

    دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه ادامه داد: مير حسين موسوي در جريان انتخابات به خود نظام، و جوانان كشور همان ظلمي را كرد كه مسعود رجوي به آنان كرد.

    دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه افزود: هيچ كس حق ندارد مقابل نظام بايستد و اين كار يك گناه بسيار بزرگ و غير قابل بخشش است.

    محمد جواد لاريجاني همچنين گفت: گروهي در جريان انتخابات عليه نظام و به بهانه تخلف در انتخابات قيام كردند و مقابل نظام ايستادند.

    وي افزود: اگر اعتراض گروهي به مجريان باشد كه درگير اجراي امنيت در جريان انتخابات بودند اين تخلف نيست اما غير از اين اگر درگيري با نظام و ايستادن مقابل انقلاب باشد آن هم به اسم امام و پيروي از رهنمودهاي ايشان اين گناه بسيار بزرگ و نابخشودني است.

    محمد جواد لاريجاني با بيان اينكه مير حسين موسوي خبط بزرگي مرتكب شد، تصريح كرد: خبط بزرگ موسوي مقابل نظام ايستادن بود و به اين شكل مير حسين موسوي خيانت بزرگي به نظام كرد و خيانت وي در حد رهبري اين جريان بود.

    وي با اشاره به حمايت سيد حسن خميني از مير حسين موسوي در جريانات انتخابات، عنوان كرد: حسن خميني نوه حضرت امام (ره) در جريان انتخابات به طور وسيع از مير حسين موسوي حمايت كرد و زماني كه رئيس جمهور ما براي تجديد ميثاق با بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي به مرقد امام خميني (ره) رفته بود حضور نداشت كه اين مسئله خارج از اصول است.

    دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه با اشاره به بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در خصوص سكوت برخي از سياسيون، تصريح كرد: ما نبايد در مقابل جرياني كه نسبت به اصل نظام موضع گيري مي‌كند ساكت باشيم و هر فردي كه با نظام درگير شود بايد مقابل وي بايستيم، نبايد به اسم امام از جرياناتي كه اصلا شباهتي با انديشه امام خميني (ره) ندارند حمايت شود.

    محمد جواد لاريجاني با اشاره به اظهارات اخير هاشمي رفسنجاني و آنچه وي طرح برون رفت از وضعيت فعلي كشور ناميده است، تصريح كرد: ارائه طرح هاي اين چنيني خوب است حداقل براي گروه هاي كه در بحران سياسي هستند اما معناي آن اين نيست كه ما مقابل افرادي كه به روي نظام شمشير كشيدند نايستيم و براي آنها فضا ايجاد كنيم.

    لاريجاني در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به راه اندازي كارخانه دوم غني سازي اورانيوم و واكنش برخي از كشورهاي غربي نسبت به اين مسئله اظهار داشت: ما در اين مسئله خطايي مرتكب نشده‌ايم و بنده اصلا نمي‌فهم كه دليل اين گونه موضع گيري‌هاي كشورهاي غربي چيست و در واقع آنها اصلا دوست ندارند كه ما در اين زمينه حركتي كنيم.

    وي با اشاره به سخنراني رئيس جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل و ترك جلسه از سوي برخي از كشورهاي اروپايي گفت: زماني كه اروپايي‌ها جلسه را ترك مي‌كنند اين مسئله نشانه استيصال آنها است و اروپايي‌هاي كه خود را هميشه پيرو دموكراسي مي‌دانند بايد زماني كه جنايتكاري مانند نتانياهو سخنراني مي‌كرد به خاطر بشريت جلسه را ترك مي‌كردند، برش سخنان رئيس جمهور ما تابع حضور اين كشورهاي غربي نيست

    + نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 0:47 توسط علی |

  • زیبا کلام: احمدی نژاد حقیقتا انقلابی است

    این استاد دانشگاه تهران با رد برخی اظهارات مبنی بر تغییر گفتمان احمدی‌نژاد درباره مساله فلسطین و هولوکاست، گفت: به هیچ وجه این سخنان را قبول ندارم چون معتقدم احمدی‌نژاد از مواضع خود کوتاه نیامده است.

    دکتر صادق زیبا کلام در گفت‌وگو با شبکه ایران مهمترین هدف دکتر احمدی نژاد را در سخنرانی در شصت و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، پیگیری مساله فلسطین، لبنان و دیگر ملت‌های مظلوم دانست و تصریح کرد: آقای احمدی‌نژاد در این مسیر موفق بوده است.

    وی با بیان اینکه مردم فلسطین و ملت های مظلوم بیشترین نفع را از صحبت‌های احمدی‌نژاد بردند، اظهار داشت: احمدی‌نژاد به طرفداران خود نشان داد که خیلی انقلابی است و به اصول و موازین انقلاب و نیز تهاجم به قدرت‌ها پایبند است.

    این استاد دانشگاه تهران با رد برخی اظهارات مبنی بر تغییر گفتمان احمدی‌نژاد درباره مساله فلسطین و هولوکاست، گفت: به هیچ وجه این سخنان را قبول ندارم چون معتقدم احمدی‌نژاد از مواضع خود کوتاه نیامده است.

    زیبا کلام در ادامه گفت که اگر ما به دنبال تصویرسازی درست و متناسب با نرم‌های بین‌المللی باشیم، باید بگویم که رئیس جمهور نتوانست چنین هدفی را در سخنرانی‌های خود در نیویورک تحقق بخشد.

    + نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 0:45 توسط علی |

  • ماجرای چیز های موسوی.....

    مهران- یکی از دوستان جنبش وبلاگ نویسان- ابتکار جالبی  انجام داده او با بررسی مناظره دکتر احمدی نژاد و مهندس موسوی حرف دیروز ما را تایید کرد.موسوی فن بیان ندارد.

    موسوی که در این مناظره صدایش به لرزه در آمده بود در طول مناظره 49 بار از کلمه چیز استفاده کرد.

    اگر این تعداد را بر زمان 45 دقیقه ای صحبت موسوی در مناظره تقسیم کنیم او هر دقیقه یک بار از کلمه چیز استفاده کرد.

    این موضوع باعث شد بلافاصله پس از مناظره مخالفنش لقب آقای چیز را به او بدهند.

    1- ...يک مسافرتي رييس کشور ما به آمريکا، به چيز، عراق...

    2- ...همان آمريکايي ها بنزين هواپيماي دولت ما را در آنجا چيز کردند....

    3- ...همين مساله در ايتاليا هم چيز شد...

    4- ... اين سياست خارجي براي ما هزينه هاي گزافي را به اصطلاح چيز مي کند...

    5- ... به حساب کي ما اين کارها را مي کنيم، آيا اين اثرش کم است يا زياد است به نظر من اين چيز است...

    6- ... دوباره بعد از اينکه خسارتهايي ديديم از مجمع عمومي يکدانه چيزي ....

    7- ...از شوراي امنيت هم يه چيزي....

    8- ...من خاطره اي از امام خواهم گفت که چقدر به اين مسئله عزت ملت ايران چيز داشتند....

    9- ...همه مردم به اصطلاح چيز، اسرائيل اِ اِ فلسطين جمع شوند حتي....

    10- ...به خاطر اشتباه ما در آن چيز که ....

    11- ... مي گوييم بر اساس همين چيزي که مي گويم....

    12- ... مشکلي که بنده دارم سر يه چيزهاي دراز مدت....

    13- ...بنده يه بحثي کردمتو همين چيزاي انتخاباتي....

    14- ....مردم هم يه کم چيز دارند....

    15- ....بنده يه روشنفکر هستم، چيز هم هستم، فرهنگستان...

    16- ...پرونده سازي، دنبال يه واژه هايي رفتن، چيز کردن...

    17- ...پايان نامه ها و چيزهايي که دانشجوها...

    18- ...من خيلي سريع بر مي گردم به همين چيزي که...

    19- ...قوانين که مجلس مي گذراند، بر اساس هر چيزي...

    20- ...بعد از هشت سال يه چيزي بيايد....

    21- ...بنده اين جا چيز مي کنم...

    22- ...18 شورا که دولت منحل کرد به چيز ...

    23- ... و دولت هنوز هم که هنوز است چيز نکرده...

    24- ...تورم 25 درصد، هم دادشون بالاست، نتيجه همين چيز است...

    25- ... بنده در بازبيني قانون اساسي، چيز بودم، سخنگوي...

    26- ... مسئله استخدامي و برنامه و بودجه مخصوصا در چيز پيشنهاد من بود...

    27- ...تنها سازمانهايي است که در چيز آمده...

    28- ... در مراحل بعدي اينها را دونه دونه چيز مي کنم....

    29- ...تصدي بيش از دوشغل چيز...

    30- ...عوض اينکه پرونده سازي کنند و چيزهايي که...

    31- ... يکي از مشکلات در صحبت با آقاي احمدي نژاد چيزهايي است که ...

    32- ...غير عادي و غير چيز...

    33- ....ايشان مي گويد به ديوان عدالت اداري نامه بنويسيد که فلان چيز را لغو کند...

    34- ...به من مي گويد که يه چيزي بنويس به ديوان عدالت اداري....

    35- ...در يه چيزهايي که بين است ما طوري عمل بکنيم...

    36- ...اينجا مثلا چيز کرديم....

    37- ...راي مجلس هم چيز بدانيد...

    38- ...که ظاهرا چيزي از بنده نداشتيد...

    39- ...نمي توانيد افراد را همينطور نام ببيردو به اصطلاح چيزشان بکنيم...

    40- ...سندهايش هست، مدرکهايش هم چيز است....

    41- ...معاون اجرايي رييس جمهور دنبال اين است که يه چيزي بسازد...

    42- ...اون چيزي که در هشت ماده ايي حضرت امام هست....

    43- ...سياه کردن برنامه ها، سياه کردن دانشجوها و امثال اينها را چيز مي کنم...

    44- ... در سازمان برنامه و بودجه براي اين است که نگذارد شما چيز بکني...

    45- ... در نتيجه اين چيزي که ديوان محاسبات....

    46- ...همش بر مي گردد به اين چيزهايي که در ...

    47- ...آقاي احمدي نژاد مسائلي را مي گويد که من مجبور مي شوم چيزهايي را بگويم...

    48- ....سير چيني آمده،نمي توانيم بکاريم، اينطور چيزها...

    49- ...بگويم که براي ما واقعا چيزه که...

     

    حالا با توجه به این آمار مستند آیا موسوی قدرت بیان را دارد؟؟؟؟؟؟؟؟

    + نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 16:50 توسط علی |

  • رهبر انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس خبرگان
    مخالفان نظام تلاش دارند امتیاز انتخاب رئیس‌جمهور با رأی بی‌سابقه را به نقطه یأس تبدیل کنند

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری در سخنان مهمی ضمن برشمردن نقاط قوت و امیدآفرین نظام اسلامی و جایگاه مستحکم آن، به برنامه ریزی پیچیده و گسترده دشمن در شرایط کنونی اشاره کردند و با تبیین ابعاد گوناگون و خطوط اصلی طراحی مخالفان نظام جمهوری اسلامی در جنگ نرم، لزوم هوشیاری، بصیرت، و شجاعتِ خواص و نخبگان و حفظ وحدت را مورد تأکید قرار دادند.

    رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تغییر طراحی های مخالفان نظام به موازات استحکام و عمق بیشتر ریشه های نظام اسلامی افزودند: نظام اسلامی تجربه سی ساله مقابله با چالش های مختلف را دارد اما با توجه به پیشرفت‌های نظام و پیچیده‌تر شدن دستاوردهای آن، توطئه ها و طراحی های مخالفان نیز پیچیده تر شده است که باید ابعاد و جوانب مختلف آن شناخته شود تا بتوان بر آنها غلبه کرد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای احتمال جنگ نظامی را در شرایط کنونی بسیار ضعیف ارزیابی و خاطرنشان کردند: در مقطع فعلی دشمن با یک جنگ روانی که جنگ نرم نامیده می شود، به مقابله با نظام اسلامی آمده و در این جنگ هدف اصلی دشمن تبدیل نقاط قوت و فرصت های نظام به نقاط ضعف و تهدیدها است.

    ایشان تأکید کردند: مخالفان نظام در جنگ نرم با استفاده از ابزارهای فراوان تبلیغاتی و ارتباطاتی، ایمان‌ها، معرفت‌ها، عزم ها، و پایه ها و ارکان یک نظام و کشور را مورد تهاجم قرار می دهد که مقابله با آن نیازمند حضور هوشیارانه، آگاهانه، و همراه با تدبیر در وسط میدان است که البته چنین حضوری، کمک الهی را نیز درپی خواهد داشت.

    رهبر انقلاب اسلامی سپس به تبیین خطوط اصلی طراحی دشمن در جنگ نرم با نظام اسلامی پرداختند و افزودند: مخدوش کردن نشانه های امید و تبدیل آنها به نشانه های یأس و تردید، و القای بن بست و سیاه نمایی، و در نهایت گرفتن پویایی جامعه یکی از خطوط مخالفان است.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح این موضوع خاطرنشان کردند: حضور 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری و اعلام چنین پایبندی و دلبستگی به نظام اسلامی بعد از گذشت سی سال، و همچنین انتخاب رئیس جمهور با رأی بالا و بی سابقه، یک نقطه قوت بسیار مهم بشمار می آید که مخالفان نظام تلاش دارند این امتیاز را به نقطه تردید و یأس تبدیل کنند.

    ایشان زمینه های امید در کشور را فراوان دانستند و افزودند: زیرساخت‌های مستحکم و آمادگی کشور برای یک حرکت جهش وار، پیشرفتهای چشمگیر علمی، تجربه سی ساله نظام، نسل جوان پرانرژی، تحصیل کرده و دارای اعتماد به نفس، و سند چشم اندازی که حرکت پیشرفت کشور را تا سال 1404 مشخص کرده، همه قله های برجسته ای هستند که معارضان جمهوری اسلامی می خواهند با القای سیاه نمایی و بن بست، آنها را به نقاط ضعف و یأس تبدیل کنند.

    رهبر انقلاب اسلامی، تلاش برای ایجاد تفرقه در سطوح مختلف را یکی دیگر از خطوط اصلی دشمن در جنگ نرم برشمردند و تأکید کردند: امروز نشانه های وحدت عمومی و همدلی مردم قابل مشاهده است که مناظر بی نظیر آن، حضور مردم در نمازهای جمعه ماه مبارک رمضان، حضور گسترده در راهپیمایی روز قدس، و حضور با عظمت در نماز عید فطر در سراسر کشور است.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: همه باید در مقابل این وحدت سرتعظیم فرود آورند و در جهت تحکیم آن تلاش کنند.

    ایشان، اظهارات و اقدامات تفرقه افکنانه برخی افراد را ناشی از غفلت و جهالت دانستند و افزودند: باید هرآنچه که امکان پذیر است در جهت حفظ و تقویت وحدت مذهبی، و وحدت قومی، تلاش شود.

    رهبر انقلاب اسلامی از سرمایه گذاری مخالفان نظام به منظور منصرف کردن ذهن مردم و خواص از دشمنی خود، به عنوان یکی دیگر از خطوط اصلی مقابله با نظام اسلامی یاد کردند و افزودند: این موضوع به معنای نادیده گرفتن تقصیرهای شخصی و اجتماعی در نارسایی ها و مشکلات جامعه نیست اما نمی توان از طراحی ها و اقدامات واضح دشمن نیز غافل شد و آنرا نادیده گرفت.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: آیا می توان خوشحالی دشمن را از برخی مسائل و حوادث بعد از انتخابات ندید و خود را به غفلت زد دولت انگلیس با کارنامه دویست ساله سر تا پا سیاه خود در قبال ایران و همچنین دولت امریکا، و برخی دولتهای دیگر از اقدامات برخی افراد تمجید می کنند و می گویند ما طرفدار ملت ایران هستیم در حالیکه مردم جزو نظام اسلامی هستند، بنابراین نباید از دشمنی مخالفان برای توطئه و ایجاد تفرقه غافل شد.

    رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: همه و بخصوص خواص باید مراقب باشند تا با اقدامات و یا اظهارات خود تکمیل کننده طراحی و اهداف معارضان نظام نباشند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نخبگان، خواص و جریانات سیاسی را به تقویت بصیرت توصیه کردند و افزودند: وقتی دشمن آشکارا و بدون پرده پوشی در بلواهای بعد از انتخابات حضور داشت، چگونه می توان این حضور واضح را انکار کرد، بنابراین بصیرت بسیار مهم است زیرا وجود آن در افراد باعث تغییر خیلی از رفتارها خواهد شد.

    ایشان فهم و درک درست از جمهوری اسلامی را یکی از ضروریات برای حفظ نظام برشمردند و تأکید کردند: جمهوری اسلامی یک واحد دارای ابعاد است که این ابعاد و این درهم تنیدگی باید با یکدیگر مورد ملاحظه قرار گیرند.

    رهبر انقلاب اسلامی در تبیین این موضوع افزودند: جمهوری اسلامی دارای دو بعد مردمی و اسلامی است که مردمی و جمهور بودن آن نیز ناشی از اسلامی بودن نظام است، بنابراین تضعیف هریک از این دو بعد موجب تضعیف کل می شود.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای وظیفه ولایت در جامعه اسلامی را حفظ کل این مجموعه دانستند و خاطرنشان کردند: با این دیدگاه، فرد و جامعه، شریعت و عقلانیت، معنویت و عدالت، و عاطفه و قاطعیت، همه در کنار یکدیگر مورد استفاده قرار می گیرند و انحراف از این منظومه مستحکم، موجب انحراف از نظام اسلامی خواهد شد.

    ایشان، اسلام دارای این عناصر در هم تنیده را، همان اسلام ناب مورد نظر امام خمینی (ره) دانستند و افزودند: اسلام هایی که با عناوین اسلام سلطنتی، اسلام التقاطی، و اسلام سوسیالیستی و با شکل ها و رنگ های مختلف و بدون این عناصر اصلی عرضه می شوند، اسلام امریکایی هستند.

    رهبر انقلاب اسلامی، شجاعت در فهم در کنار شجاعت در عمل را یکی دیگر از نیازهای کنونی جامعه بویژه خواص برشمردند و تأکید کردند: ترس از مال و جان و آبرو، ترس از جو و فضا، و انفعال در مقابل مخالفان نظام موجب اختلال در فهم صحیح انسان از موضوعات می شود بنابراین در بیان موضع حق و صحیح نباید ملاحظه تهمت ها و مسائل دیگر را کرد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: علت اصلی فتوحات بزرگ علمی، سیاسی و اجتماعی امام بزرگوار (ره) و جذب دلهای مردم بسوی امام، شجاعت کم نظیر ایشان بود.

    ایشان با اشاره به تلاش اهل فتنه در دورانهای مختلف برای القای ترس و انفعال از آنها در میان مردم و بویژه خواص افزودند: نخبگان و خواص باید در فتنه، با بصیرت به روشنگری جامعه بپردازند و بسیار مراقب باشند زیرا برخی اوقات سکوت و کنار کشیدن آنان، کمک به فتنه است.

    رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه بلواهای بعد از انتخابات، کاملاً برنامه ریزی شده بود، افزودند: این توطئه بفضل الهی شکست خورد و تیر دشمن به سمت خودش کمانه کرد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی ایران بعد از گذشت 30 سال، اکنون بسیار قوی و مستحکم است و انسان دست قدرت الهی را نیز مشاهده می کند اما تفضل الهی تا زمانی است که همه خالصانه در خدمت انقلاب و اهداف آن باشیم و از هیچ تلاشی در این مسیر دریغ نکنیم.

    رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود یکی از ویژگیهای بی بدیل مجلس خبرگان، حضور چهره های برجسته روحانی و آشنا با علم دین برشمردند و تأکید کردند: دغدغه های نمایندگان این مجلس همواره دغدغه های عمومی و ملی در چارچوب انقلاب و اسلام و صحنه دفاع از اصول و ارزشها بوده و مسائل شخصی، و جناح بندیها و خط بازیهای سیاسی هیچگاه در مجلس خبرگان جایگاهی نداشته و نخواهد داشت.

    ایشان همچنین با تبریک و تسلیت شهادت ماموستا ملامحمد شیخ الاسلام نماینده مجلس خبرگان در استان کردستان تأکید کردند: فقدان این عالم منادی وحدت و معتقد به مبانی نظام یک خسارت بود اما کسانی که مرتکب این جنایت شدند باید بدانند این اقدام تروریستی و خشونت آمیز راه بجایی نخواهد برد و اهداف مخالفان نظام را تأمین نخواهد کرد.

    رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: سرنخ این جنایت قطعاً در بیرون مرزها و در سرویس های جاسوسی دشمنان است اما بدون شک طلاب سنی و مردم کرد راه این شهید بزرگوار را مشتاقانه تر ادامه خواهند داد.

    در ابتدای این دیدار آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری، ضمن تشکر صمیمانه از ایجاد فرصت دیدار نمایندگان مجلس خبرگان با مقام معظم رهبری، بیانات ایشان را همواره راهگشا دانست و گفت: اجلاس اخیر مجلس خبرگان، با وجود برخی مسائل اخیر، بسیار رضایتبخش بود و بحثهای خوبی انجام شد.

    پس از سخنان رئیس مجلس خبرگان، با توجه به کسالت آیت‌الله یزدی، آیت‌الله هاشمی شاهرودی گزارشی از ششمین اجلاس دوره چهارم خبرگان بیان کرد.

    آیت‌الله هاشمی شاهرودی با اشاره به برگزاری چهار جلسه در دو روز، به تشریح دستور کار نشست اخیر خبرگان پرداخت و گفت: اصلاح دو ماده از آیین نامه مجلس خبرگان بمنظور فعالیت بیشتر کمیسیونها، تهیه و تصویب بیانیه پایانی در ده محور، و دعوت از دبیر شورایعالی امنیت ملی، و دادستان کل کشور برای تشریح مسائل مرتبط با امنیت داخلی و بین المللی، سه دستور کار مجلس خبرگان بود.

    وی همچنین با اشاره به نطق های قبل از دستور 16 نفر از نمایندگان مجلس خبرگان خاطرنشان کرد: این نطق ها دارای محورهای مشترک فراوانی بود که قدردانی از حضور مردم در انتخابات اخیر و راهپیمایی روز قدس، و نماز عید فطر، تأکید بر جایگاه مهم ولایت فقیه در حفظ وحدت نظام و مردم، تأکید بر حفظ وحدت و همبستگی ملی، و طرح برخی مشکلات استانی، از جمله آنها بود.

    + نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:45 توسط علی |

  • واكنش مردم به حضور موسوي، كروبي و خاتمي و روزه خواري حاميانشان
    واكنش مردم به حضور موسوي، كروبي و خاتمي و روزه خواري حاميانشان

    مردم در راهپيمايي روز قدس در تهران با شعار "مرگ بر منافق " از خاتمي، موسوي و كروبي استقبال كرده و آنان را از صفوف به هم فشرده خود بيرون كردند.

    به گزارش فارس، راهپيمايي روز قدس با حضور گسترده مردم نوع‌دوست كشورمان برگزار شد.

    * ميرحسين موسوي يكي از كانديداهاي ناكام دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در حالي كه قصد حركت در خيابان انقلاب به سمت چهارراه وليعصر را داشت؛ با ممانت مردم و جمع كثيري از راهپيمايان روز قدس در تهران روبرو شد.
    راهپيمايان هنگام ديدن خودروي حامل موسوي با سر دادن «شعارهاي مرگ بر منافق» و «مرگ بر ضد ولايت فقيه» و شعار مرگ بر ... اعتراض خود را نسبت به عملكرد وي در حوادث اخير پس از انتخابات نشان داده و مانع از حضور وي در صفوف بهم فشرده خود شدند.

    * محمد خاتمي نيز كه قصد داشت در حوالي دانشگاه تهران با پائين‌آمدن از خودروي خود به جمع راهپيمايان بپيوندند، پس از پايين آمدن از خودرو با خشم مردم شركت‌كننده در اين راهپيمايي روبه شد كه شعارهاي "مرگ بر ضد ولايت فقيه "، "مرگ بر منافق "، "منافق برو بيرون " و مرگ بر ... را روانه وي مي‌كردند.

    * حاميان سيد محمد خاتمي، موسوي و كروبي با صدور بيانيه‌ها و سخنراني و همچنين رسانه‌هاي غربي از طريق حجم وسيع تبليغاتي در چند روز اخير قصد داشتند فلسفه وجودي روز قدس كه مبارزه با استكبار جهاني و آمريكا و اسرائيل و انگليس است را تغيير داده و از اين يوم‌الله در جهت ادامه اغتشاشات پس از انتخابات بهره‌گيري كنند كه اين اقدام آنها با پاسخ صريح و سريع مردم مواجه شد. اين بار نيز مردم چنان گذشته استكبار جهاني و اذناب آنها را بيش از پيش نااميد كردند. سرمايه گذاري دشمن بار ديگر ناكامي خود را به نمايش گذاشت و مردم حماسه اي ديگر در دفاع از نظام و انقلاب خلق كردند.

    * كروبي نيز كه سعي داشت از حوالي ساختمان متعلق به روزنامه اعتماد ملي واقع در خيابان كريم‌خان زند به راهپيمايان بپيوندد با شعارهايي از جنس همان شعارهاي مردم در واكنش به خاتمي و موسوي (مرگ بر منافق و مرگ بر ضدولايت فقيه و مرگ بر ...) مواجه و در اثر اعتراض مردم مجبور به ترك صحنه شد.

    * اعتراض‌هاي صريح و سريع مردم به خاتمي، كروبي و موسوي كه در پاسخ به اظهارات اخير اين افراد مبني بر استفاده ابزاري از روز قدس به منظور پيگيري مطالبات سياسي جريان متبوعشان صورت مي‌گرفت، موجب شد كه جملگي صحنه را ترك كرده و عطاي حضور را به لقاي حفظ تتمه آبرو ببخشند.

    * جمعي از طرفداران موسوي صورت خود را با پارچه‌هاي سبز پوشانده و با كف و سوت و هو كردن در حال پيمودن مسير خيابان انقلاب و در پاره‌اي از اوقات درگيري با راهپيمايان و نيروي انتظامي بودند كه سرانجام سيل خروشان شركت‌كنندگان در اين راهپيمايي با حلقه زدن دور اين افراد و سر دادن شعارهاي "مرگ بر منافق "، "مرگ بر جيره‌خوار " و ... آنها را مشايعت كرده و در نهايت در چهارراه كالج، خيابان قدس، خيابان فلسطين و ساير خيابان‌هاي منتهي به خيابان انقلاب و خيابان آزادي آنان را به بيرون از مسيرهاي راهپيمايي هدايت كردند.
    اين افراد كه در طول اين مسير با شعارهاي تحريك‌آميز و با استفاده از چوب پرچم قصد درگيري با مردم و اخلال در روند راهپيمايي داشتند، با تيزبيني مردم و بدون درگيري به بيرون از مسير راهپيمايي هدايت و در نهايت متفرق شدند.

    * تعدادي از آقايان سبزپوش طرفدار موسوي كه با كف و سوت قصد اخلال در راهپيمايي عظيم مردم را داشتند، در دست‌هاي خود بطري‌هاي آ‌ب آشاميدني نيز حمل و در مواردي آشكار روزه خواري مي كردند. احياناً اينان فراموش كرده‌ بودند كه حداقل براي ظاهرسازي، روزه خواري خود را پنهان كنند.

    * محمود احمدي‌نژاد ساعت 11:20 در جمع راهپيمايان حضور يافت و مردم با شعارهاي "خامنه‌اي زنده باد، احمدي پاينده باد "، "احمدي احمدي، حمايتت مي‌كنيم " و ... از وي استقبال كردند.

    شركت‌كنندگان در اين راهپيمايي با شكوه پرچم‌هاي ايران، فلسطين و حزب‌الله لبنان و عكس‌هاي امام خميني(ره)، مقام معظم رهبري و همچنين عكس‌هايي از جنايات رژيم‌ صهيونيستي در فلسطين اشغالي را در دست داشته و شعارهاي "مرگ بر اسرائيل "، "مرگ بر آمريكا "، "مرگ بر انگليس "، "فلسطين حمايتت مي‌كنيم،‌ آمريكا آمريكا در به درت مي‌كنيم " و ... سر مي‌دادند.

     راهپيمايان روز قدس هنگام نزديك شدن به خبرنگاران رسانه‌هاي خارجي، با فريادهاي بلند "مرگ بر اسرائيل " و "مرگ بر آمريكا " موضع راهپيمايان را به آنان گوشزد مي‌كردند

     سايت بي‌بي‌سي فارسي و ساير رسانه‌هاي بيگانه از صبح امروز به دنبال درو كردن كاشته‌هاي خود در جهت سوءاستفاده از روز قدس و اخلال در روند برگزاري اين راهپيمايي با استفاده از طرفداران موسوي بودند كه به واسطه حضور گسترده مردم و فريادهاي "مرگ بر آمريكا "، "مرگ بر انگليس "، "مرگ بر اسرائيل "، "مرگ بر منافق "،‌ "مرگ بر مزدور آمريكايي " به بن‌بست خوردند. البته فعاليت همسوي برخي رسانه‌هاي وابسته به جريان دوم خرداد داخل كشور در جهت سياست‌هاي اين رسانه‌هاي بيگانه به حدي بود كه بي‌بي‌سي فارسي علاوه بر نقل برخي اخبار به نقل از اين رسانه‌، لينك ثابت سايت مذكور را نيز در صفحه خود قرار داده بود.

    + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 21:53 توسط علی |

  • Blog About




  • Home
  • Email


  • Archive
    آبان 1388
    مهر 1388
    شهریور 1388


  • Subjectal Archive

    RSS


  • Help


    .:: رشیدا ::.

  • www.Rashida.blogfa.com