تبليغاتX
سبز لجنی ها
  • Daily Links

    .::عضویت رایگان = پول ::.

    آرشيو پيوندهاي روزانه


  • Links

    .:: رشیدا ::.

    22خرداد1388


  • In Yahoo

    روی این لینک کلیک کنید وشکلک مورد علاقه خود را در وبلاگ قرار دهید

  • Authors



  • Good Link




    .:: معرفی سه سیستم کسب درآمد با عضویت رایگان ودر آمد واقعا بالاااااا.... حتما کلیک کن ::.

    .::جدید ترین سی دی های حوادث واقعی در جهان ::.

    .::سيدی مستند های کامل از بزرگ ترين جادوگر جهان ::.

    .::سيدی مستدهایی واقعی از سرگذشت ارواح پس از مرگ ! ::.

    .::زبان را در حالت خواب بياموزيد (100٪ علمي و تضميني) ::.

    .::سيدی مستدهایی از ابتذال در سينمای ايران ! ::.

    .::آموزش زبان انگليسی در خواب ! کاملا علمی و تضمينی و اثبات شده در ايران ! ::.

    .::ژورنال لباس 2007 واسه خانم هاي ايراني ! ::.

    .::موبايل بازا بيان جديد ترين سيدی های موبايل رو ببينن ! ::.

    .::مستندات صوتی تصويری از مشاهده اوراح و جن ها . بسيار ترسناک کليک نکن ! ::.

    .::شرکت و شغل خود را در بزرگترين سايت نيازمنديها رايگان معرفی کنيد. ::.

    .::با روزي 2 ساعت كار ماهيانه مبلغ 900 هزار تومان دربياريد ::.

    .::پسورد آی دی طرفتو تو ۱ دقيقه پيدا کن کاملا تضمينی ! ::.

    .::کسب در آمد از اينترنت به همين آسونی ماهی چندين مليون تومان !‌ ::.

    .:: آچهار فیلم در یک سیدی اون هم 3000 تومن‌ ::.

    .:: در این سایت عضو بشین وبه ازای هر کلیک 30 تومن بگیرین ::.

  • چند توصيه به جنبش سبز
     

    نظر به اینکه طرفداران جنبش سبز در جدیدترین حرکت خود، پشت‌شان را به طرف سخنران می‌کنند، اشاره به نکاتی خالی از لطف نیست:

    1- پشت کردن به سخنران فی‌نفسه اشکالی ندارد اما مراقب باشید که آدم نمی‌تواند پشتش را طرف هر کسی بکند. قبل از پشت کردن به سخنران، نیم‌نگاهی به اصل و نسب وی بیندازید بد نیست.

    2- خوب است هنگامی که پشت‌تان به سخنران است، از جای خود بلند شوید و دستان‌تان را جلو بیاورید و پاهای‌تان را یکی در میان روی زمین بکوبید. نخستین‌بار این کار را طرفداران «چلسی» در «استنفورد بریج» باب کردند که «آبراهاموویچ» خیلی خوشش آمد. البته مهاجرانی برای تماشای بازی‌های چلسی به لندن نرفت بلکه موضوع امر خیر بود!!

    3- برای آزار دادن سخنران لازم نیست که کفش‌تان را بر سر وی بکوبید؛ همین که کفش‌تان را در بیاورید، دفعتا بوی گندی از جوراب‌تان به فضا می‌رود که عن‌قریب سخنران را خفه کند!

    4- با استفاده از همین استراتژی«حرکت از پشت» توصیه می‌شود در روز 13 آبان پشت‌تان را به ملت کنید و از امت همیشه در صحنه اردنگی بخورید.

    5- در روز 13 آبان خوب است پشت‌تان را به سفارت روسیه کرده و به جای بالا رفتن از دیوار سفارت روسیه، ساختمان جلویی را اشغال کنید!

    6- برعکس خاتمی، به صورت دنده‌عقب از میرحسین عبور کنید!!

    7- برای نشان دادن اعتراض خود پشت به قبله نماز بخوانید! البته پشت به قبله، با کفش و ...

    8- برای تشویش اذهان عمومی و مشوه کردن فضا، شلوار خود را پشت و رو بپوشید!

    9- در حالی که پشت‌تان به سخنران است،‌ به جای اینکه کفش‌تان را مستقیم بر سر سخنران بکوبید، آن را محکم به دیوار بکوبید تا برگردد بخورد به سر طرف!

    10- می‌توانید در هنگام پرت کردن کفش خود به سمت دیوار و در فاصله‌ زمانی بازگشت کفش و اصابت به سرتان، اصوات مختلفی روانه طرف مقابل سازید. به عنوان مثال شعار «مرگ بر روسیه» در این فاصله زمانی مناسب است اما پس از احساس درد ناشی از اصابت کفش خودتان به سر خودتان می‌توانید شعارهای دیگری بدهید؛ شعارهایی که توطئه اصابت کفش بر سرتان را برای مردم فاش کند.

    11- خواهشمند است بر اساس عمل به ضرب‌المثل معروف «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»
    هر کاری را بموقع و در مکان خود انجام دهید.

    + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:54 توسط علی |

  • نطق مهم و جنجالي رسايي در مجلس يک روز قبل از 13 آبان

    نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در آستانه سيزدهم آبان در نطق ميان دستور خود در مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به تسخير لانه جاسوسي امريكا در سال 59 تصريح كرد، لانه جاسوسي فكري امريكا در انتخابات دهم و با حضور چهل ميليوني مردم تسخير شد.

    به گزارش رجانیوز، وي در ادامه با اشاره به تدارك امريكا براي جنگ عليه ايران در جريان تسخير لانه جاسوسي تصريح كرد امريكا پس از شكست در انتخابات دهم نيز به دنبال انتقام از ملت ايران و البته اين‌بار با هزينه هاي گزاف در اينترنت است و حوزه جنگ نرم است.

    متن کامل این نطق مهم که با احسنت تعداد زیادی از نمایندگان و اعتراض برخی اعضای فراکسیون اقلیت همراه شد، در ادامه آمده است:

    فردا روز سیزده آبان، سالروز سه واقعه تاریخ ساز کشتار خونین دانش آموزان،‌ تبعید امام راحل و تسخیر و تعطیلی سفارت امریکاست. اما آیا واقعا فعالیت سفارت امریکا در کشور ما تعطیل شده است.

    روز قدس و 13 آبان را باید از جمله مناسبت هایی دانست که شخصیت ها، احزاب و جریانات سیاسی در سایه نحوه برخورد با آن، نمایی از چهره حقیقی شان را به نمایش می گذارند. سوگمندانه باید گفت که نحوه برخورد سران یک جریان سیاسی در روز قدس امسال تا حدودی بیانگر بیماری فکری آنها بود و اکنون در آستانه 13 آبان، با حذف نام امریکا و اکراه از ذکر دخالت ها و جنایت های آن و در مقابل تاختن به نیروهای انقلاب و یاران ولایت، نیمه دیگرچهره نفاق جدید در حال نمایان شدن است.

    13 آبان را سالروز تسخیرلانه جاسوسی امریکا می دانیم. روزی که در پرتو آن اسناد جاسوسی امریکایی ها و همسویی تعدادی از فعالان واداده سیاسی با سیاست های امریکا نمایان شد. لانه جاسوسی تسخیر شد اما آیا سفارت امریکا در ایران هم تعطیل شد؟! بررسی حوادث دهه دوم و سوم انقلاب که پس از ارتحال امام امت رقم خورد، نشان می دهد که متاسفانه برخی اندک اندک، دانسته و نادانسته تبدیل شدند به کارکنان همان سفارتخانه ای که روزگاری تسخیرش کرده بودند.

    واقعیت ها را نمی توان انکار کرد، آیا سفیران در سفارتخانه ها مأموریتی جز این دارند که منافع اربابان خود را در حوادث و رخدادهای سیاسی و اجتماعی کشور میزبان تامین کنند؟ با این حساب آیا موضع گیری ها، بیانیه ها و سخنان برخی شخصیت ها و احزاب سیاسی در سال های اخیر و به‌ویژه در روزهای اخیر را چیزی جز انجام ماموریت یک سفیر کارآزموده می توان دانست؟ آیا بازتاب این مواضع ذلیلانه در قالب تیترها و تحلیل برخی وب سایت های اینترنتی، شبکه های ماهواره ای و روزنامه های داخلی را چیزی جز بندهای ماموریتی یک سفارتخانه مجهز می توان دانست؟

    اکنون با مرور مواضع و جهت گیری برخی از این شخصیت ها به این نتیجه تلخ می رسیم که آنچه در 13 آبان 1358 تسخیر و دستگیر شد، ساختمان ها و برخی عوامل جاسوس امریکا بود. این اتفاق هر چند ضربه سختی به امریکا زد اما سال ها بعد این امریکایی ها بودند که توانستند از دیوار فکری جماعتی بالا بروند که برخی از آنها روزگاری خود را پیروان خط امام می دانستند.

    اشغال جاسوس‌خانه امریکا و کنار زدن پرده از چهره کریه آن به حق انقلاب دوم نام گرفت، با این حساب قطعا کنار زدن پرده از چهره نفاق جدید در انتخابات دهم را باید انقلاب سوم نامید. آن روز وقتی ساختمان سفارت امریکا تسخیر شد، امریکایی ها با حمله نظامی مستقیم در طبس، جنگ سخت را کلید زدند و امروز وقتی سفارت فکری امریکا در انتخابات دهم با حضور چهل میلیونی مردم و رای 85 درصدی به قانون اساسی و مدیریت ولایت فقیه فرو پاشید، امریکایی ها با تزریق میلیاردها دلار در صفحات وب و سایت های خبری و روزنامه های زنجیره ای، جنگ نرم را کلید می زنند.

    به دنبال اشغال ساختمان سفارت امریکا بود که شعار مرگ بر شوروی بزرگ‌نمایی شد که امام امت این اقدام را ترفندی از سوی ایادی داخلی امریکا برای فراموشی جنایات نظام سلطه در داخل کشور دانستند و امروز نیز با تسخیر سفارت فکری امریکا در انتخابات دهم ریاست جمهوری، شعار مرگ برروسیه مد می شود تا شکست مفتضحانه عناصر واداده سیاسی در برابر امریکا و دخالت های استکبار در حوادث پس از انتخابات دهم فراموش شود، ‌در حالی که شعار اصلی ما نه شرقی،‌ نه غربی، ‌جمهوری اسلامی بود و خواهد بود،‌ بنابراین از نظر ما تفاوتی بین امریکا روسیه و انگلیس نمی بینیم اما امریکا سمبل نظام سلطه است و با مرگ او همه نظام سلطه فرو خواهد پاشید.

    اما چه شد که طراحان دیروز اشغال ساختمان سفارت امریکا، امروزخود تبدیل به سفیران فکری امریکا شده اند تا جایی که برای فروپاشی نظام اسلامی همه امید جریان سلطه به عطسه آنهاست؟ راز این دگردیسی تلخ را جز در ریشه دواندن فساد اقتصادی بزرگ مردان این جریان سیاسی نباید جست. وقتی فساد اقتصادی و مدیریت اشرافی درمیان مدیران و شخصیت های سیاسی لانه کرد، به دنبالش فساد اعتقادی، فساد سیاسی و فساد اخلاقی نیز جوانه خواهد زد.

    به همین دلیل است که همه، به‌ویژه ما مدعیان اصولگرایی و از جمله دولت عدالت محور و رییس‌جمهور محترم برای یک لحظه هم نباید در مبارزه با فساد اقتصادی تردید کنیم و حتی برای یک روز هم نباید افرادی با پیشینه فساد اقتصادی را در کنار خود تحمل کنیم که خداوند سبحان عاشق چشم و ابروی ما نیست و مردم حزب الله، این یاوران حقیقی امام و رهبری با هیچ یک از ما -حتی اگر واژه هایی چون اصولگرایی وعدالت محوری را آویزان خود کنیم-، عقد اخوت نبسته اند.

    اکنون نیز عده ای که خط امام را ملک طلق خود می دانند، تبدیل شده اند به سفیرانی که قدم به قدمشان تامین کننده منافع امریکاست و بدون آن که خود بدانند یا بخواهند، برخی از احزاب و گروه ها و نشریاتشان اندک اندک تبدیل شده اند به سفارت امریکا.

    البته این برای بسیاری از شاگردان مکتب امام قابل پیش بینی بود، می دانید از کی؟ از همان روز که چشمانتان را در برابر فساد دوستان حزبی تان بستید، همان روز که برای رسیدن به قدرت و به دست آوردن یک مشت رای، حاضر شدید دست در دستان نهضت آزادی بفشارید و چشم بر نامه هشدارآمیز امام در باره سیلی این گروهک به اسلام و انقلاب ببندید، همان روز که برای ضربه زدن به رهبری معظم انقلاب، حاضر شدید به رهبری دینی و سیاسی شیخ ساده لوح و مطرود امام تن دهید، همان روز که به بهانه آزادی، تمام ارزش های دینی را زیر سئوال بردید و دم از محاکمه خداوند زدید، همان روز که افکار خمینی كبير را پایان یافته دانستید و آدرسش را در موزه های تاریخ دادید، همان روز که مرگ بر امریکا را افراطی برشمردید و از آتش کشیدن پرچم نظام سلطه استغفار کردید و مراسم 13 آبان تان را از مراسم ملت ایران جدا کردید، همان روز که شهادت را خشونت نامیدید و عاشورا را نتیجه خشونت پیامبر در جنگ بدر دانستید و غیرت دینی را خشونت طلبی ترجمه کردید و در برابر شعار توپ تانک بسیجی دیگراثر ندارد، نه تنها لب نگزیدید که سکوت کردید و لبخند زدید، همان روز که ساز جامعه مدنی را با الگوی دمکراسی غربی کوک کردید و در برابر شعار انحرافی جمهوری ایرانی فقط لبخند زدید، همان روز که به جای نهج البلاغه از مارکس سخن گفتید و بر طبل قرائت های مختلف از دین و تساهل و تسامح نواختید، همان روز که به دلیل ساده لوحی خودتان، هشدار دلسوزان انقلاب را بیماری توهم توطئه دانستید و برای خوش خدمتی به امریکایی ها با نظرسازی، آمار اشتیاق مردم به رابطه با امریکا را جعل کردید و با استناد به همان نظرسازی در نامه ای وقیحانه از رهبری انقلاب خواستید تا جام زهر رابطه با امریکا را سر بکشد، همان روز که در برابر شعار نه غزه نه لبنان در روز قدس سکوت کردید و خلاصه همان روز که با تردید و اجبار در جاده همراهی با ولایت فقیه گام نهادید.

    حوادث روزهای آینده و نحوه برخورد برخی از دوستان اصلاح طلب بویژه نمایندگان اصلاح طلب مجلس، ملاک خوبی برای عدم اعتقاد آنها به اصلاحات امریکایی خواهد بود. توصیه ما این است که با صراحت تمام در برابر انحرافات ایجاد شده در مناسبت هایی چون روز قدس و 13 آبان واکنش نشان دهند. از یاد نبریم که امریکایی ها به یکباره از دیوار هویت امثال خاتمی، موسوی و کروبی وهواداران کور حزبی آنها بالا نرفتند، بلکه قدم به قدم مواضع و رفتارهای آنها تامین کننده منافع امریکا در داخل ایران اسلامی شد تا جایی که امروز مرغان تخم طلای آنها نام گرفته اند. البته توصیه ما به این سه نفر این است که تا دیر نشده، خود را عاقبت به خیر کنند و نظام سلطه را به خودش واگذارند و به جاده ولایت و مردم برگردند و الا سیلی ملت ایران زمین گیرشان خواهد کرد، همانطور که منافقین قدیم را زمین گیر کرد.

    + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:38 توسط علی |

  • و اما تظاهرات فردا (يادداشت روز)

     



    1- آقايان موسوي و خاتمي مي دانند وقتي در مقابل شعاري كه هواداران اندك و كم شمار آنان در روز قدس به حمايت از اسرائيل سر داده اند، ساكت مي مانند و كمترين سخني در ملامت آنان و يا عليه اسرائيل بر زبان نمي آورند و بر قلم نمي رانند، به طورطبيعي، احتمال نرم شدن آنها در مقابل رژيم صهيونيستي- و نه الزاماً وابستگي آنها- قوت مي گيرد...نمي گيرد؟! مخصوصاً آن كه شناسنامه روزقدس به نام مبارزه با اسرائيل صادر شده است.
    2- وقتي همين آقايان موسوي و خاتمي به مناسبت روز 13آبان بيانيه صادر كرده و سخنراني مي كنند و در اين بيانيه و سخنراني نه فقط به جنايات آمريكا كمترين اشاره اي نمي كنند، بلكه نامي از آمريكا نيز به ميان نمي آورند و در همان حال به گونه اي آشكار از هواداران خود مي خواهند با حضور در تظاهرات اين روز، مخالفت خويش با نظام اسلامي و همصدايي با آمريكا را فرياد بزنند، به خوبي مي دانند كه از اين رهگذر، وابستگي خود به آمريكا را اعلام كرده اند... نكرده اند؟! و حال آن كه روز 13آبان با هويت اعتراض به جنايات آمريكا به دنيا آمده است.
    3- اوباما رئيس جمهور آمريكا، نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي، گوردن براون نخست وزير انگليس، ساركوزي رئيس جمهور فرانسه و برلسكوني نخست وزير ايتاليا از موسوي و خاتمي با عنوان «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» ياد مي كنند و سازمان منافقين، بيت العدل بهايي ها، گروههاي ماركسيست، سلطنت طلب ها و از جمله رضا پهلوي، و مهره هاي بدنام بين المللي نظير جرج سوروس، مايكل لدين و... موسوي و خاتمي را «فرصت طلايي»! براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره) مي دانند و تمامي سرمايه و توان خود را براي حمايت از آنها به ميدان آورده و هزاران - بله تعجب نكنيد، هزاران- سايت اينترنتي و ايستگاههاي راديويي و تلويزيوني و صدها شبكه ماهواره اي و... در آمريكا، اروپا و اسرائيل، بيشترين- اگر نگوئيم تمامي- برنامه هاي خود را به حمايت از سران فتنه و لجن پراكني عليه اسلام و امام و انقلاب اختصاص مي دهند و موسوي و خاتمي نه تنها در اعتراض به آنها موضعي نمي گيرند، بلكه به حمايت گسترده مالي و تبليغاتي و سياسي آنها افتخار نيز مي كنند، بديهي است در اين حالت، موسوي و خاتمي به وضوح مي دانند و درك مي كنند كه مردم مسلمان و پاكباخته ايران اسلامي در ذهن و نگاه خود نام اين دو را از ليست افراد وفادار به انقلاب، امام و مردم دوست كشورشان خط زده و در ليست «عاملان بيگانه»! مي نويسند... نمي نويسند؟!
    4- آيا هيچيك از موارد فوق كه فقط اندكي از بسيارها و مشتي از خروارهاست، قابل انكار است؟ معلوم است كه نيست، اينها، همه واقعياتي است- اگرچه تلخ- ولي خالي از ابهام و عاري از ترديد. اكنون جاي اين سوال است وقتي موسوي و خاتمي مي دانند كه نتيجه طبيعي و منطقي عملكرد چندماه اخير آنها، اعلام صريح بي اعتقادي آنان به اسلام ناب محمدي(ص) - و نه اسلام آمريكايي- و انقلاب و امام است و با اين مواضع و عملكرد به يقين در ليست دشمنان مردم قرار مي گيرند، چرا حداقل براي حفظ ظاهر هم كه شده، عليه آمريكا و اسرائيل و اروپا و منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و... موضعي نمي گيرند؟ و مثلاً به گونه اي حتي كمرنگ به هواداران خود نهيب نمي زنند كه چرا در روز قدس كه روز مرگ بر اسرائيل است، به نفع اسرائيل شعار داده ايد؟! و يا، زبان به ملامت آمريكا و اسرائيل نمي گردانند كه چرا ما دو نفر را «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» معرفي مي كنيد؟ و يا، عليه منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و ماركسيست ها و... فرياد- كه نه، لااقل غرولندي هم- نمي كنند كه چرا ما دو تن را «فرصت طلايي براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره)» مي دانيد؟! و ... راستي چرا؟! اين پرسش كاملاً طبيعي و منطقي است و آقايان موسوي و خاتمي مي توانند با اعلام موضع عليه آمريكا و اسرائيل و گروههاي ضدانقلاب، ولو براي حفظ ظاهر هم كه شده، تلقي وابستگي به اجانب و مامور بودن از سوي آمريكا و اسرائيل را در ذهن اين و آن خنثي كنند. ولي چرا نكرده اند و نمي كنند؟!...
    5- پاسخ اين سوال، اگرچه تلخ و ناگوار است ولي متاسفانه به پذيرش نزديك است كه موسوي و خاتمي براي جلب نظر و كسب حمايت مردم مسلمان و انقلابي و ميهن دوست ايران اسلامي به ميدان نيامده اند. نه اين كه خواستار حمايت آنها نباشند، بلكه، حضور آنان در جمع خود را بعد از دست كشيدن آنها از اسلام و انقلاب و امام(ره) مي خواهند؛ چرا كه شواهد و قرائن موجود اين تلقي را پديد مي آورد كه مقصود اين دو، ايجاد يك اپوزيسيون و تشكيل يك طبقه با هويت «ضدامام و جمهوري اسلامي» است و براي اين منظور، بايستي از مخالفان امام(ره) و نظام براي حضور در اين اپوزيسيون دعوت كنند، كه كرده اند و مي كنند. بنابراين شعارها، مواضع و عملكرد آنها بايد به گونه اي باشد كه جلب اعتماد مخالفان امام و نظام را در پي داشته باشد و بديهي است كه كمترين و كمرنگ ترين موضع موسوي و خاتمي عليه آمريكا و اسرائيل نتيجه اي غير از نااميد شدن مخالفان نظام از آنها و دور شدن و جدايي آنان از جريان ياد شده به دنبال نخواهد داشت، بي آن كه در جذب و جلب وفاداران اسلام و انقلاب و امام به سوي اين جريان تاثيري داشته باشد.
    6- اكنون به آساني مي توان احتمال داد كه چرا موسوي و خاتمي با وجود اطلاع از باورهاي ضدآمريكايي و ضد اسرائيلي توده هاي مردم مسلمان، در بيانيه ها و سخنراني هايي كه به مناسبت روز قدس صادر مي كنند، عليه اسرائيل- كه هويت روز قدس مخالفت با اين رژيم غاصب و صهيونيستي است- كمترين موضعي نمي گيرند و در بيانيه اخير خود به مناسبت روز 13 آبان، هيچ اشاره اي به آمريكا كه اين روز با هدف مقابله با آن شكل گرفته است، ديده نمي شود چه رسد به مخالفت با آن.
    7- موسوي و خاتمي مي دانستند و مي دانند 13 ميليون راي آنها در انتخابات اخير، راي مردمي است كه به نظام، اسلام و انقلاب وفادارند و البته در اداره كشور سليقه اي متفاوت با يك جريان سياسي ديگر دارند و رقابت انتخاباتي جز ارائه ديدگاههاي متفاوت از سوي نامزدها و گزينش يكي از آنها با راي اكثريت، مفهوم ديگري ندارد. اما، سخن آن است كه موسوي و خاتمي با وجود اين كه مي دانستند اكثريت نزديك به تمام 13 ميليون نفري كه به آنها رأي داده اند به اسلام و انقلاب و نظام وفادارند چرا براي حفظ آنها در حلقه خود نه فقط تلاشي نكردند، بلكه با اتخاذ مواضع ضدنظام و عملكردهاي آمريكا و اسرائيل پسند، اين توده انبوه-اگرچه اقليت، نسبت به 25 ميليون ديگر- را از خود راندند و نهايتاً با جمعي از مخالفان مردم و نظام اسلامي تنها ماندند هرچند هنوز هم شماري از زودباوران به هويت واقعي اين جريان پي نبرده و بي آن كه مخالف مردم و نظام و اسلام باشند، در حلقه ياد شده باقي مانده اند.
    پاسخ اين سوال نيز با پاسخ سوال قبلي همسان است و آن، اين كه، در حلقه اپوزيسيون مورد نظر موسوي و خاتمي جايي براي وفاداران به نظام و انقلاب نيست. در برخي از شعارهاي موسوي و خاتمي قبل از انتخابات و بعد از آن دقت كرده و آنها را با هم مقايسه كنيد. قبل از انتخابات شعارهايي نظير «ولايت فقيه همواره جامعه ما را از كودتاها و ديكتاتوري ها حفظ كرده و اين قطعاً عقيده سياسي بنده است... بدون ولايت فقيه به فرصت هاي امروزي نمي رسيديم... من با قبول ولايت فقيه وارد انتخابات شده ام ... ما با دشمنان جمهوري اسلامي ايران سر سازش نداريم... پايبندي به قانون هويت ماست... نبايد قانون را فقط هنگامي كه به نفع ماست قبول داشته باشيم... قانون اساسي ميثاق ملي است و...» بديهي است كه اكثر قريب به اتفاق 13 ميليون راي ياد شده را فقط به فقط مي توان نتيجه اعتقاد رأي دهندگان به اين شعارها دانست. آيا موسوي و خاتمي مي توانند انكار كنند كه با اين شعارها از 13 ميليون نفر رأي گرفته اند؟ بديهي است كه نه، بنابراين، مواضع و عملكرد آنها بعد از انتخابات كه در مواردي يكصد و هشتاد درجه با مواضع آنها در دوران انتخابات مغايرت داشته است چه مفهومي دارد؟ و آيا براي اين تغيير يكصدوهشتاد درجه اي غير از خيانت به آراء 13 ميليوني ياد شده مي توان نام ديگري پيدا كرد؟
    8- از يك ماه قبل تاكنون، مقامات و رسانه هاي آمريكايي، اسرائيلي و اروپايي همراه با ساير رسانه هاي ريز و درشت ضد انقلاب براي تظاهرات فردا، نقشه كشيده و رجز خوانده و دستورالعمل صادر كرده اند، كه چي؟! همه دستورالعمل ها در يك جمله خلاصه مي شود، «به جاي شعار مرگ بر آمريكا، عليه جمهوري اسلامي شعار بدهيد»! اما، از چه كساني خواسته شده است كه چنين كنند؟ از ملت؟! معلوم است كه نه، از همان جماعت اندك كه بعد از ريزش چند ميليوني رأي دهندگان در غربال موسوي و خاتمي باقي مانده اند. همان ها كه روز قدس به نفع اسرائيل شعار دادند، همان ها كه... براي آمريكا و اسرائيل مهم نيست كه چند نفرند! جنگ نرم است و توپخانه ها جاي خود را به رسانه ها داده اند. اين جماعت اندك به فريب يا به ماموريت وظيفه برهم زدن دارند و بقيه كارها برعهده رسانه هاي دشمن است كه از «كاه»، «كوه» بسازند، اگر چه به مجاز!!
    9- اخبار موثق- حتي از رسانه هاي دشمن- حكايت از آن دارد كه قرار است شماري از اين فريب خوردگان يا مأموريت يافتگان از شهرستان ها نيز به تهران بيايند. ابتدا قرار بود مقابل لانه جاسوسي جمع شوند ولي در هراس از خشم جمعيت كه ديگر تاب تحمل پياده نظام آمريكا و اسرائيل را از دست داده اند، در اين تصميم تغييراتي پديد آمده است. شماري نيز قرار بود- و هست- كه براي منحرف كردن اذهان از آمريكا به سفارت روسيه حمله كنند. همين جا گفتني است، امام راحل ما(ره) كه خود پرچمدار واقعي سياست نه شرقي نه غربي بود در موارد مشابه مي فرمود؛ «ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم... هريك از اينها را شناسايي و به دادگاه معرفي كنيد. ننشينيد، باز جايي را آتش بزنند... يك دسته مرگ بر شوروي را مطرح مي كنند تا آمريكا منسي(فراموش) شود» صحيفه امام(ره)، ج 15، ص .29
    حضور در خيابان هاي كم تردد و آتش زدن و تخريب نيز يكي از برنامه هاي اعلام شده آنهاست. گفته مي شود كه آدرس اين خيابان ها از قبل به رسانه هاي خارجي اطلاع داده شده است و...
    10- و بالاخره بايد توجه داشت كه مقصود نهايي جماعت ياد شده، مقابله با اساس اسلام و انقلاب و امام است و نه دولت نهم و دهم... كه به يقين خالي از برخي انتقادهاي جدي نيست. باطل السحر اين ترفند آمريكايي- اسرائيلي، حضور گسترده و فرياد مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل است. خدا بر درجات امام راحل(ره) بيفزايد كه مي فرمود فريادهاي مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل شما، مرگ آمريكا و اسرائيل را درپي خواهد داشت...
    حسين شريعتمداري

    + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:12 توسط علی |

  • جلسه دوم خردادی‌ها
     

    همین را کم داشتیم که شیخ اصلاحات از گسترش فساد اقتصادی در میان مدیران گلایه کند و میرحسین هم نگران امتیاز دادن به غربی‌ها در جریان مذاکرات هسته‌ای باشد! ظاهرا سران اغتشاش که خودشان را در آستانه محاکمه و بازداشت می‌بینند، قصد کرده‌اند با این حرف‌های خنده‌دار و ضد و نقیض چهره خود را نزد افکار عمومی اصلاح کنند. در همین راستا تعدادی از دوم‌خردادی‌ها هفت شنبه گذشته در منزل موسوی‌خوئینی‌ها جمع شدند که متن جلسه مورد اشاره در زیر می‌آید.

    موسوی خوئینی‌ها: آنطور که بویش می‌آید، تعدادی از ما را می‌خواهند محاکمه کنند.

    عبدالله نوری: من که نبودم.

    خاتمی: تقصیر ما است که اصلاحات را درست تعریف نکردیم.

    شیخ اصلاحات: حالا باید چیکار کرد؟

    مهندس: انتخابات باید ابطال شود، من باید بشوم رئیس‌جمهور!

    موسوی‌خوئینی‌ها: تو هم که هنوز فکر می‌کنی شنبه بعد از انتخابات است!

    عباس عبدی: اگر همان اول به جای سفارت آمریکا، از دیوار سفارت روسیه بالا رفته بودیم، همچین نمی‌شد.

    آغاجری: خاتمی اینقدر در دوران اصلاحات بد عمل کرد که ما حالا به این روز افتادیم.

    خاتمی: من مقصرم؟... تقصیر تندروی‌های خود شما بود.

    عباس عبدی: من حاضرم در خانه ناطق‌نوری چمباتمه بزنم اما از این ممد خالی‌بند دفاع نکنم.

    عبدالله نوری: حالا که همه چمباتمه زده‌ایم در خانه خوئینی‌ها.

    موسوی‌خوئینی‌ها: باید ظرف این مدت در دیدارهایمان حرف‌های اصولگرایانه بزنیم.

    خاتمی: یعنی به جای جورج سوروس من باید بروم با نوام چامسکی دیدار کنم؟!

    مهندس: لابد من هم به جای خبرنگار تایم، باید بروم ور دل «حسنین هیکل» بنشینم!

    موسوی‌خوئینی‌ها: منظور من این است که ما باید حرف‌هایی بزنیم که دقیقا 180 درجه برعکس مواضع اصلی‌مان باشد.

    عبدالله نوری: با این حساب من باید بگویم که از همان اول آقای منتظری را شیخ ساده‌لوح می‌دانستم.

    شیخ اصلاحات: من هم که خودتان مستحضرید تا به حال یک ریال از شهرام پول نگرفتم.

    خاتمی: من اگر این دفعه با جورج سوروس دیدار کنم، با همین دست‌های خودم خفه‌اش می‌کنم.

    عباس عبدی: اصلا شما مگر با این یارو دیدار کردی؟
    خاتمی: جان همین شیخ اصلاحات نه!

    شیخ اصلاحات: چرا جان مرا قسم می‌خوری؟

    آغاجری: من معتقدم تقلید از مراجع، نه که کار بدی است، کار خیلی خوبی هم هست!
    مهندس: ولی خون من همچنان سبز است.

    موسوی‌خوئینی‌ها: ولی مدیر مسؤول‌ کیهان در نمایشگاه گفته سبز بودن خون نشانه یک بیماری خطرناک است.

    خاتمی: برادرم رضا که می‌دانید اورولوژیست است، او می‌گوید اگر خون آدم سبز باشد، گلبول‌های سفید درست عمل نمی‌کنند.

    شیخ اصلاحات: مهم عملکرد دریچه‌های قلب است. مثلا شهرام که به من 300 میلیون داد این نشان می‌دهد قلب رئوف و مهربانی دارد.

    مهندس: سبز بودن خون نشان دهنده این است که گلبول قرمز ما اصل و نسبش برمی‌گردد به گلبول‌های قرمز صدر اسلام.

    موسوی‌خوئینی‌ها: گذشته از این حرف‌ها، پس قرارمان چه شد؟ تو بگو شیخ.

    شیخ اصلاحات: من باید از فساد اقتصادی گلایه کنم.

    مهندس: من هم می‌گویم که در مذاکرات هسته‌ای باید محکم‌تر پای اصول‌مان ایستادگی کنیم.

    عباس عبدی: صد رحمت به حجاریان که در زندان، مواضعش عوض شد.

    خاتمی: ادعا می‌کنیم که به ما قبل از زندان، از آن قرص‌ها داده‌اند.

    منبع:وطن امروز

    + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:49 توسط علی |

  • گفت‌وگوی غافلگیرانه با "محتشمی‌پور" درباره نه غزه، نه لبنان!
     

    پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامی که "علی اکبر محتشمی پور" رئیس کمیته صیانت آراء میر حسین موسوی و از سران آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری، جهت شرکت در کنفرانس سازمان های مردم نهاد حامی فلسطین که در سوریه برگزار می شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زینب (س) مورد سوال دو خبرنگار ایرانی قرار گرفت.

    حمید داودآبادی در ویلاگ شخصی خود نوشت :محتشمی‌پور که شدیدا تلاش داشت مردم او را نشناسند و به همین خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر می داشت، با روبه رو شدن با خبرنگاران ایرانی، عصبانی شد و از پاسخ دادن به سوالات آنان که در کمال تعجب می دیدند حامی شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان" حامیان موسوی، به عنوان رئیس جمعیت حامیان فلسطین به دمشق آمده است، طفره رفت.

    محتشمی‌پور در حالی که شدیدا عصبی شده بود، سعی داشت با متبسم نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که این شگرد با تلاش او برای قاپیدن ضبط خبرنگار، خنثی شد.

    خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع محتشمی در برابر فلسطین و لبنان بودند، از او خواستند که بگوید چرا تا چندی پیش فلسطین و لبنان در اولویت اعتقادی امثال او بود ولی امروز، همراه و همگام با همه ضدانقلابیون و از همه بدتر بلندگوهای رژیم صهیونیستی، به نفی همه آرمان های امام خمینی (ره) پرداخته است.

    این برخورد محتشمی‌پور نشان گر این مسئله است که برخی افراد، برای دست یابی به منافع و مصالح شخصی خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتی را که زمان برای آن تا پای جان مایه گذاشتند، امروز به سادگی قربانی کنند.

    لازم به ذکر است که علی اکبر محتشمی‌پور سفیر اسبق ایران در دمشق، مدعی است که "حزب الله لبنان" را او پایه گذاری کرده و از فعالان عرصه فلسطین نیز می باشد. وی که هنوز رئیس جمعیت حامیان فلسطین است، هنگامی که در دهه 60 از مدافعین سرسخت آرمان های لبنان و فلسیطن بود، در توطئه بمب گذاری صهیونیست ها در بسته ای که برای او فرستاده بودند، در راه آرمان های برحق امام خمینی (ره) در دفاع از مظلومان فلسطین و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع یک دست از مچ و جراحات بسیار دیگری را برای او به دنبال داشت.
    محتشمی‌پور از جمله افرادی است که آمریکا و صهیونیست ها به دلیل ضرباتی که از حضور او در لبنان و

    سوریه در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصبانی هستند و وی از اولین نفرات لیست "سازمان سیا" و "اف .بی .آی" آمریکا برای ربودن یا ترور می باشد.

    در هنگامه انتخابات دهم ریاست جمهوری، محتشمی‌پور همچون موسوی و کروبی، به سادگی همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پای قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سعی کرد تا لبخند دشمنان دیرین خود را بطلبد!

    متن کامل گفت وگو با علی اکبر محتشمی‌پور:

    م ـ حاجی سؤال منو جواب می‌دید؟
    محتشمی‌پور: اینجا جای دعا و ...
    م ـ حاجی دعا چیه؟ دعا باید اثر داشته باشه. ما دین رو از شما یاد گرفتیم. انقلاب رو از شما یاد گرفتیم. استکبارستیزی رو از شما یاد گرفتیم، اون‌ وقت طرفدارای شما میان توی خیابونای تهران داد می‌زنن می‌گن: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران. شما هم که دم از فلسطین می‌زنین، من نمی‌تونم این تعارض رو حل کنم.
    محتشمی‌پور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمی‌فهمی.
    م ـ من نمی‌فهم؟! من جوان جویای جوابم.
    محتشمی‌پور: اگه شعور داشتی می‌فهمیدی.
    م ـ با طرفداراتون هم ...
    محتشمی‌پور: برو اون ‌ور ...
    م ـ من موندم کروبی‌ای که زن شهدا رو صیغه می‌کرده ...
    محتشمی‌پور: برو از کروبی بپرس.
    م ـ چه فرقی داره؟ حضرت‌عالی رئیس کمیته صیانت از آرای اون بودی! جواب سوال های منو کی باید بده؟ این گندی که زدید به مملکت و حیثیتش رفت و ...
    محتشمی‌پور: به تو چه ربطی داره؟
    م ـ یعنی چی چه ربطی داره؟ شما که توی ایران نیستید کسی از شما سؤال کنه ...
    محتشمی‌پور: تو ایران باهات صحبت می‌کنم.
    م ـ شما اصلا جرات می‌کنی پات رو بذاری ایران؟
    محتشمی‌پور: عجب خری هستی! من فردا ایرانم ...
    م ـ ا، یعنی چی می‌گی خری؟
    محتشمی‌پور: خب معلومه دیگه این جور که حرف می‌زنی همینه دیگه ...
    م ـ جواب منو نمی‌دی؟
    محتشمی‌پور: به تو جواب نمی‌دم.
    م ـ آهان... همه‌تون همینید. اون میرحسین‌تون هم یک‌بار نیومد مصاحبه کنه به کسی جواب پس بده.
    محتشمی‌پور: شما انسان هستی یا نیستی؟
    م ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم می‌گردم. الان هم دارم صدات رو ضبط می‌کنم. چهار روز دیگه می‌ذارم روی سایت. درست حرف بزن، شما یک‌ زمانی وزیر کشور بودی.
    د: حاج‌آقا جلوی موج سبزی‌ها هم همین جوری صحبت می‌کنی؟ بهشون می‌گی خرید؟ شما که به مخالف خودت می‌گی خری، نمی‌فهمی؟
    م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. باید مردم بفهمند با یک سوال‌ کننده چطور حرف می‌زنید.
    محتشمی‌پور: هر کاری می‌خوای بکنی بکن.
    د: حاج آقا امام را ارزان فروختی به موسوی و کروبی ...
    محتشمی‌پور: شما که بلدید از این کارها بکنید. برید بکنید.
    د: از دستت خجالت بکش حاج‌آقا، دستت رو برای چی دادی؟ برای کروبی دادی؟ برای زندان زنان کروبی دادی؟
    محتشمی‌پور: شماها که می‌تونید همه کاری بکنید.
    د: شما که بدتر از همه هر کاری می‌تونید بکنید. خدای این کارهایید.
    محتشمی‌پور: من حرفی ندارم با شما بزنم.
    م ـ ما حرف داریم با شما.
    محتشمی‌پور: بزنید. شما که دارید، روزنامه دارید، تلویزیون دارید.
    م ـ شما هم ...
    محتشمی‌پور: اینترنت دارید...
    م ـ اینترنت که مال ارباب‌های شماست. مال یو اس‌ آ ست.
    د: مگه شما نداشتید؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجی رو ندارید. از این گنده‌تر می‌خوایید؟ اون ها که دارن حرف‌های شما رو می‌زنن. الان شما امامتون شده گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اینه که گوگوش اومده سبز می‌پوشه. همه عشق آقای موسوی مگه این نیست؟
    محتشمی‌پور: شما که این‌ جور متهم می‌کنید ...
    د: متهم نمی‌کنیم. خودتون می‌گید. شما از زندان زنان کروبی خبر نداری؟ از فسادهای کروبی توی بنیاد شهید خبر نداری؟ همه رو می‌دونی ...
    محتشمی‌پور: شما هی فحش می‌دید ...
    م ـ ما کی فحش دادیم. شما به من گفتی خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.
    محتشمی‌پور: مگه شما آزاد نیستی که سوال کنی؟
    م ـ مگه شما دستت رو برای لبنان ندادی؟
    محتشمی‌پور: به شما چه ربطی داره دستم رو برای چی دادم؟
    م ـ نه غزه نه لبنان یعنی چی؟ شما به ما یاد داد دادید استکبار ستیزی رو.
    محتشمی‌پور: من هر کاری کردم به خاطر خدا کردم.
    م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام می‌دید؟
    (در این زمان محتشمی پور با عصبانیت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)
    م ـ ا. حاجی این یه دونه که نیست که ماها معمولا چند تا از اینها داریم. رکوردر من رو هم که بشکنی چیزی عوض نمی‌شه ...
    د: شما با سعید حجاریان و خسرو تهرانی چه فرقی داری؟ از خون رجایی گذشتید به خاطر خسرو تهرانی؟
    م ـ ببین ... این مردمی که اومدن این جا برای زیارت، یک نفرشون سبزی نیستن. خدا شاهده اگر داد بزنم که این رئیس کمیته صیانت از آرای کروبی و موسویه، تیکه بزرگه‌ات گوشته. این جوری هستن مردم. طرفدارای شما توی شمال تهران دارن الواط بازی درمیارن.
    د: دینت رو مجانی فروختی حاج‌ آقا ... برو عاقبتت رو خدا به‌ خیر کنه.
    (در این زمان محتشمی پور با عصبانیت راهش را کشید و به طرف بیرون حرم رفت و همراه با میزبانان پاکستانی اش سوار بر ماشین مدل بالایی شد و رفت.)

    + نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 13:59 توسط علی |

  • شعر جديد عليرضا قزوه درباره حوادث پس از انتخابات
     
    از رأی‌ها به شیخ همان یک وجب رسید

    عليرضا قزوه شاعر خوش ذوق ايراني كه مدتي است در دفتر رايزن فرهنگي ايران در هند به‌سر مي‌برد، در جديدترين شعر خود به حوادث اخير واكنش نشان داد.

    به گزارش رجانيوز، متن كامل شعر به اين شرح است:

    جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
    همراه شیخنا که به درک رطب رسید

    می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
    جوشید آنقدر که به آب عنب رسید

    صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
    گر واجبات رفت به ما مستحب رسید

    از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
    از رأی‌ها به شیخ همان یک وجب رسید

    مشت و وجب برای همین آفریده شد
    بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!

    جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
    آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید

    صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
    این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید

    هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
    هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید

    بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
    آیینه شکسته شان از حلب رسید

    شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
    این از جلو در آمد و آن از عقب رسید

    دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
    دندان کرم خورده شان تا عصب رسید

    با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
    نوبت به ریشخند سران عرب رسید

    گوساله های سامری از طور آمدند
    با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید

    چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم
    جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید

    خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
    روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید

    + نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 14:16 توسط علی |

  • رهبر انقلاب در دیدار جمعی از نخبگان علمی کشور

    زير سؤال بردن انتخابات بزرگ‌ترين جرم بود/ حوادث بعد از انتخابات با صحنه‌گرداني برخي از عناصر خود نظام بود

    شماری از نخبگان علمی – فرهنگی - ادبی کشور صبح امروز در دیدار صمیمانه صدها نفر از نخبگان علمی – فرهنگی کشور با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدگاهها و پیشنهادهای خود را درباره مسائل مختلف با ایشان در میان گذاشتند.

    حضرت آیت الله خامنه ای، پس از سخنان شماری از نخبگان جوان، دیدار با جوانان فرزانه را مثل همیشه بسیار شیرین و امیدبخش خواندند و تأکید کردند: جوانان نخبه و تحصیلکرده ای که فرزانگی را با تعهد و احساس مسئولیت همراه کرده اند حقیقتاً امید اصلی کشور و عامل اساسی تحقق آینده درخشان ایران محسوب می شوند.

    رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به اینکه دیدگاهها و پیشنهادهای نخبگان جوان هر سال در مقایسه با سال قبل برتر و عمیق تر می شود افزودند: این واقعیت نشان دهنده توجه جوانان به مسائل اساسی کشور و نشانه و معنای پیشرفت است و مسئولان باید با توجه به این حقایق، برای آینده برنامه ریزی و اقدام کنند.

    ایشان، تأکید نخبگان جوان بر مسائلی نظیر ضرورت حرکت براساس نیازهای ملی و بومی، توجه به عنصر معنویت دینی، تقویت فرهنگِ صحیح نخبگی و اخلاقی شدن جامعه را نکاتی بسیار مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: شنیدن این نکات بسیار تعیین کننده از زبان نخبگان جوان، هر انسان متفکر، آگاه و متعهد را به یقین می رساند که شجره طیبه نظام اسلامی و این جامعه اصیل، در پرتو همین پیشرفت محسوس «مادی – معنوی – علمی و اخلاقی»، حتماً به اهداف خود خواهد رسید.

    رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به روشن شدن تدریجی برخی حقایق خاطرنشان کردند: واقعیت این است که نظام اسلامی درگذر از حوادث پرفراز و نشیب سی سال اخیر از جمله حوادث سیاسی اخیر، و به علت مقاومت در مقابل هجوم بی سابقه، همه جانبه و مستمر قدرتهای امنیتی – سیاسی – رسانه ای و تبلیغاتی جهان، از نوعی مصونیت برخوردار و به مجموعه ای مستحکم و ضدضربه تبدیل شده است.

    حضرت آیت الله خامنه ای، توطئه های دشمنان ملت ایران را واقعیتی انکارناپذیر خواندند و یادآور شدند البته ممکن است کسی که در داخل، محور و هم جهت با این توطئه ها قرار گرفته، خودش متوجه این ماجرا نباشد اما این مسئله، واقعیات را عوض نمی کند.

    ایشان، جنجال سازی و لفاظی را باعث پیچیده تر شدن مشکلات دانستند و با اشاره به برخی مسائل قبل و بعد از انتخابات افزودند: آزاداندیشی واقعی با اقداماتی مانند ایجاد کرسی های آزادِ «فکری – سیاسی» و معرفتی در دانشگاهها و بحث منطقی دانشجویان برای درک حق و حقیقت محقق می شود.

    حضرت آیت الله خامنه ای بحث منطقی، جوگیر نشدن و بی توجهی به تشویق ها یا تعریضهای دشمنان، شنیدن سخنان مختلف، آزادانه فکر کردن و برگزیدن بهترین سخنان را مبنای پیشرفت حقیقی و عناصر آزادی واقعی دانستند و تأکید کردند: اگر غیر از این شد باید منتظر حوادث و آشفتگی ها بود همانگونه که جنجال قبل از انتخابات به جنجال بعد از انتخابات منجر شد بخصوص وقتی که دست بیگانه هم در مسائل دخالت کرد.

    حضرت آیت الله خامنه ای، انصاف در انتقاد را ضروری دانستند و افزودند: البته اگر صدا و سیما می توانست واقعیات و پیشرفتهای کشور را بطور کامل، بدرستی و با هنرمندی منعکس کند، امید نسل جوان به آینده و خشنودی و سرافرازی مردم، به مراتب بیش از وضع فعلی بود اما بهرحال در انتقاد از هر مسئله و دستگاهی باید انصاف را هم در نظر گرفت.

    حضرت آیت الله خامنه ای، اصلی – فرعی نکردن مسائل را از جمله عوامل غیرمنصفانه عمل کردن برخی مطبوعات خواندند و افزودند: البته مسائل فرعی نیز کم اهمیت نیست اما در حوادث پس از انتخابات، اصل انتخابات و حضور پرعظمت و نصاب شکن مردم، مسئله اصلی و بقیه مسائل فرع بود اما عده ای با بی انصافی بگونه ای دیگر عمل کردند.

    رهبر انقلاب اسلامی، زیر سئوال بردن اصل انتخابات را بزرگترین جرم خواندند و با انتقاد از بی توجهی برخی به این جرم افزودند: همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند آیا این جرم کمی است.

    ایشان افزودند: دشمن هم از این بی انصافی حداکثر استفاده را کرد و در داخل هم عده ای که از اول با نظام اسلامی موافق نبوده اند با توجه به صحنه گردانی و میدانداری برخی از عناصر خود نظام، فرصت را مغتنم شمردند و آن حوادث پیش آمد.

    رهبر انقلاب اسلامی با اعلام برخی مسائل پشت صحنه، به دادن پیغام به عناصرصحنه گردان در اولین ساعات پس از انتخابات اشاره کردند و افزودند: در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید اما دیگران از آن ها سوءاستفاده می کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همانطور هم شد. در حالیکه کسانی که وارد عرصه سیاست می شوند باید مثل شطرنج بازِ ماهر، حرکات و تغییرات بعدی عرصه را نیز محاسبه و پیش بینی کنند.

    حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنانشان در نماز جمعه پس از انتخابات افزودند: ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می شود برخی مسائل را علناً نیز ابراز می کند.
    ایشان با اشاره به مخالفت و خط زدن شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر امریکا در برخی حوادث اخیر سئوال کردند: معنای واقعی این مسائل چیست؟

    حضرت آیت الله خامنه ای همچنین مواجهه کردن مجموعه ای از مردم با نظام و کشور را آنهم در حالیکه این مجموعه، صادقانه و بدون سوءنیت وارد میدان انتخابات شده بودند، خلافی بزرگ دانستند.
    ایشان درباره انتقاد از رهبری نیز خاطرنشان کردند: البته انتقادها هم اکنون نیز بیان می شود و بنده هم آنها را دریافت می کنم.

    رهبر انقلاب اسلامی، در بخش دیگری از سخنان خود پیشرفتهای کنونی کشور را برآیند برنامه ریزیهای گذشته و تلاشهای جاری برشمردند و افزودند: بینش سیاسی و رسوخ مفاهیم و مبانی دینی در عمق اندیشه های جوانان نشان می دهد که نسل جوان امروز را نمی توان متوقف کرد و این حقیقت ناب ضامن استمرار پیشرفت کشور است.
    ایشان، علم و تحقیق را رمز پیشرفت و اقتدار هر کشور نامیدند و خاطرنشان کردند: بیگانگان با درک این مسئله، محیطهای دانشگاهی و دانشجویی را آماج توطئه قرار داده اند تا به هر شکل ممکن در روند فعالیتهای علمی اختلال ایجاد کنند و جوانان عزیز و باهوش، نگذارند این تیر دشمن، به هدف بخورد.

    رهبر انقلاب اسلامی، استقلال حرکات و فعالیتهای علمی – هنری و سیاسی کشور از خارج را لازمه استقلال واقعی ملت دانستند و با توصیه مؤکد به جوانان نخبه برای شکرگذاری نعمت هوش و استعداد خدا دادی افزودند: شناخت نعمت، درک الهی بودن آن و استفاده از آن در جهت صحیح، سه عنصر اصلی شکر نعمات الهی هستند.
    ایشان، مسئولان را هم به شکرگذاری نعمت وجود نخبگان فراخواندند و تأکید کردند: باید از مجموعه عزیز و محترم نخبگان در جهت صحیح و پیشرفت واقعی کشور بهره برد

    + نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 23:52 توسط علی |

  • تیر هوایی کروبی
    درست دو هفته پیش از اینکه ملت برای باطل کردن امثال شما پای صندوق‌های رأی بروند، نگارنده، تیرهوایی در کردن شما را پیش بینی کرده بود که به فضل الهی به حقیقت پیوست و در نمایشگاه مطبوعات نشان دادید که برایتان فرقی نمی‌کند، فضای فرهنگی نمایشگاه مطبوعات باشد یا درب دانشگاه امیرکبیر و یا ساحت مقدس نمازجمعه! مهم این است که شما برای فضای فرهنگی تربیت نشده و برای حفظ منافع شخصی‌تان، هم از احکام امام خرج خواهید کرد و هم از آبروی جمهوری اسلامی که به قیمت خون به‌ناحق ریخته‌ی هزاران نفر به‌دست آمده است.

    بس کنید و بروید در خانه بنشینید تا ملت سر فرصت به سراغتان بیاید و برای اعمالی که در گذشته مرتکب شده اید و این‌همه سال، با پناه گرفتن در لباس مقدس شاگردان حقیقی امام صادق(ع) هر گلی خواستید به سر نظام زده اید و از نجابت ملت شریف ایران زمین سوءاستفاده کرده اید، محاکمه‌تان کند. و کیست که نداند بین این‌همه معرکه‌گیر سبز، شیخ مهدی کروبی را ترس از افشاگری های مناظرات تلویزیونی برداشته و تمام تقلایش برای گرفتن "دست پیش" در محضر اذهان عمومی است تا خلوت شیرین سی ساله‌اش به‌هم نخورد؟

    کیست که نداند، آن شیخ مهدی که در برابر حرکت ماکیاولیِ معاون اول سابقه‌دارش در پای صندوق‌های رای، خاک به دهان پاشیده و هیچ نمی گوید، مشکلش رأی آوردن و انتخاب شدن نبوده و چه بسا خود او نیز برای شکست احمدی نژاد در دقیقه 95 به موسوی رأی داده و اقرار نمی کند!

    شنیده ای که برخی می گویند کروبی چرا با رقیب خود (آرای باطله) سرجنگ دارد؟

    این را هم بشنوید که بسیاری گفته اند ومی گویند کروبی دیگرمسئله اش انتخابات نیست بلکه به‌خوبی می داند اگر اوضاع آرام شود، حافظه‌ی ملت در خصوص افشاگری های مناظرات تلویزیونی به سراغش خواهد رفت، لذا کروبی به سهم خویش خواستار ادامه‌ی هیاهوست.

    از این قلم می شنوید، به بن بست منزلتان بروید و به خداتوکل کنید، تا ملت به سراغ‌تان بیاید، شاید در این بن بست اکثریت ملت طرفدار شما باشند.

    + نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 10:15 توسط علی |

  • فرياد "بهشتي دروغگو"، عليرضا بهشتي را از نمايشگاه مطبوعات فراري داد
     

    عليرضا بهشتي نيز كه عصر امروز به سبك مهدي كروبي قصد بر هم ريختن نظم نمايشگاه را داشت، به فاصله كمتر از 15 دقيقه پس از ورود به نمايشگاه مجبور به فرار شد.

    (عكس: علي مختاري)

    به گزارش رجانيوز، عليرضا بهشتي ساعت 16:45 وارد شبستان مصلي تهران محل برگزاري نمايشگاه مطبوعات شد و تعدادي از افراد شعار "صل علي محمد بوي بهشتي آمد"، "مرگ بر ديكتاتور"، "جنبش سبز آماده قيام است" سردادند و نظم نمايشگاه مطبوعات را برهم زدند.

    بهشتي سپس به غرفه روزنامه اعتماد رفت و در حالي كه تعدادي از افراد در حمايت از وي شعار سر مي‌دادند، جمع زيادي از بازديدكنندگان با تجمع مقابل غرفه اين روزنامه شعار "بهشتي دروغگو"، "بهشتي ننگ بهشتي شدي"، "دروغگو حيا كن، مصلي رو رها كن"، "دروغگو برو بيرون"، "دروغگو، دروغگو، 72 كشته‌ات كو"، "مرگ بر سيد امريكايي"، "بي‌بي‌سي، موسوي، پيوندتان مبارك" سردادند كه موجب شد وي در ميان حفاظت نيروهاي انتظامي از نمايشگاه مطبوعات فرار كند.

    در حالي كه عليرضا بهشتي از نمايشگاه خارج شده بود، تعداد زيادي از بازديدكنندگان به نشانه اعتراض به برهم زدن نظم نمايشگاه از سوي بهشتي و تعداد معدودي از طرفدارانش، براي دقايقي شعارهاي "مرگ بر ضد ولايت فقيه"، "خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست"، "واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد"، "ماشاءالله، حزب‌الله سردادند" در حمايت از انقلاب اسلامي و رهبري سر دادند.

    اين جمعيت در حالي كه در مقابل برهم زنندگان نظم نمايشگاه مانور وحدت دادند، با رسيدن به مركز نمايشگاه با دعا و صلوات به تجمع خود پايان دادند.

    روز جمعه نيز مهدي كروبي با حضور در نمايشگاه اقدام به اخلال در نظم كرده بود كه با شعار "مرگ بر منافق" بدرقه شد و نتوانست بيش از 20 دقيقه در نمايشگاه بماند.

    + نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 0:3 توسط علی |

  • كروبي با شعار "مرگ بر منافق" به بيرون از نمايشگاه رانده شد/ محافظان كروبي اسلحه كشيدند
    مهدي كروبي عصر امروز (جمعه) در حالي كه با شعارهاي "درود بر كروبي" عده‌اي از همراهانش به نمايشگاه مطبوعات وارد شده بود، با شعار "مرگ بر منافق" عده ديگري از بازديدكنندگان به بيرون از نمايشگاه هدايت شد.

    (عكس از سيد هادي كسايي)

    به گزارش رجانيوز، مهدي كروبي ساعت 15 با جمعي از اطرافيانش وارد نمايشگاه مطبوعات در شبستان مصلي تهران شد و شعارهاي "درود بر كروبي"، "كروبي زنده باد موسوي پاينده باد"، "يا حسين ميرحسين" از سوي برخي هوادارانش همراهي شد.

    با اين حال، وي هنوز يك‌سوم از مسير نمايشگاه را بيشتر طي نكرده بود كه با رسيدن به بخش روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها، با شعار "مرگ بر منافق" عده زياد ديگري از بازديدكنندگان نمايشگاه مواجه شد.

    اين جمعيت با سردادن شعارهاي ديگري مانند "منافق برو بيرون"، "حروم خور برو بيرون" و "مرگ بر دروغگو" موجب تغيير مسير كروبي شدند و وي را تا بيرون از نمايشگاه با همين شعارها همراهي كردند، به طوري كه كروبي بيش از 15 دقيقه نتوانست در نمايشگاه بماند.

    (عكس از علي مختاري)

    تعدادي از افرادي كه در حمايت از كروبي شعار مي‌دادند به برخي غرفه‌ها صدمه زدند.

    در بيرون از محوطه نمايشگاه محافظان كروبي اقدام به تيراندازي هوايي كردند و از شوكر براي پراكنده كردن مخالفان وي استفاده كردند.

    پس از اخراج كروبي از نمايشگاه، تعدادي از افراد با حركت به سمت طبقه فوقاني نمايشگاه شعارهايي سردادند اما پس از آنكه به سمت طبقه پايين حركت كردند، تعدادي از بازديدكنندگان با سردادن شعارهاي "مرگ بر منافق"، بسيجي واقعي نورعلي شوشتري"، "مرگ بر ضد ولايت فقيه" ادامه پروژه اغتشاش در نمايشگاه را ناكام گذاشتند.

    استقبال از مهدي كروبي در نمايشگاه مطبوعات/عكس:حامد ملك پور

    + نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 22:34 توسط علی |

  • Blog About




  • Home
  • Email


  • Archive
    آبان 1388
    مهر 1388
    شهریور 1388


  • Subjectal Archive

    RSS


  • Help


    .:: رشیدا ::.

  • www.Rashida.blogfa.com